اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت

بررسی دیدگاه‌های حکما در تبیین حقیقت جعل و اصالت وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی یعنی کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت می‌پردازند. بحث با تبیین معنای جعل به عنوان حقیقتی مسبوق به عدم آغاز شده و دغدغه‌های قائلین به مجعولیت ماهیت مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. در ادامه، استاد با تفکیک میان ماهیت لابشرط قسمی و مقسمی، به تبیین بساطت و اطلاق ذات حق تعالی می‌پردازند و این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا اتصاف ذات به اوصافی همچون وحدت و حیات، با مقام اطلاقیت و لایتناهی بودن آن منافات دارد یا خیر. این جلسه با ترسیم نقشه راهی برای فهم توحید علمی و عینی، به تفاوت مراتب ادراک سالک در مواجهه با حقایق وجودی و اسماء و صفات الهی ختم می‌شود تا مخاطب با عمق و ظرافت‌های این مبحث بنیادین آشنا شود.

تحلیل کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت

2
  • دغدغۀ قائلین به مجعولیت ماهیت

  • مرحوم صاحب إشراق جعل را به ماهیت زدند نه به وجود؛ یعنی آنچه را که ارادۀ حق به تحقق خارجی او تعلق گرفته است عبارت از ماهیات اشیاء است راجع به این مطلب صحبت شد و عرض شد که دغدغۀ قائلین به مجعولیت ماهیت چیست. دو مسئله در اینجا هست؛ یکی اینکه بعضی از اینها اصلاً قائل به اصالة الماهیه هستند و اصلاً وجود را یک امر اعتباری و ذهنی می‌دانند و چیزی که اعتباری است و ظرف تحقق او ذهن است جعل به او تعلق نمی‌گیرد. چون امر اعتباری که امر تکوینی نیست درحالی‌که جعل یک امر تکوینی است و امور اعتباری متعلق برای جعل نخواهند بود و آن بسته به اعتبار معتبر متفاوت است.

  • دستۀ دوم افرادی هستند که آنها قائل به اصالت وجود هستند ولکن در مسئلۀ جعل آن جعل را به ماهیت می‌زنند البته صاحب حکمت الإشراق در مطارحات قائل به اصالت ماهیت است ولی از مطالبی که از مطاوی مطالب ایشان به چشم می‌خورد ایشان از قسم دوم هستند، نه از اصالة الماهوی معروف که اصلاً وجود را اعتباری بدانند. به اعتقاد من بسیاری از فلاسفه و حکما که قائل به اصالة الماهیه هستند اینها قائل به اصالت وجود هستند منتها از آنجایی که مسئلۀ وجود را یک مسئله واقعی و حقیقی و غیر قابل برای تجدد ثانی و غیر قابل برای خلق به‌واسطۀ سبق عدم بر وجود در حادثات می‌دانند از این باب آمده‌اند جعل را به آن ماهیات به‌عنوان حقایق خارجیه نسبت داده‌اند و بعد افراد آمدند و تصور کردند که اینها قائل به اصالت ماهیت هستند.

  • تندروی مرحوم آخوند در پاسخ و رد قائلین به مجعولیت ماهیت

  • ازجمله خود مرحوم آخوند در این قضیه به ‌نظر من دچار این خلط شده و در پاسخ و رد قائلین به مجعولیت ماهیت خیلی تند رفته است؛ یعنی اگر ایشان می‌آمد و مطالب آنها را محتمل الواقعیه به‌نظر و به‌حساب می‌آورد و یک‌قدری تأمل می‌کرد به‌نظر می‌رسید که در کیفیت بیان مطالب [بهتر بود] و از نحوۀ ردودی که بر این افراد وارد می‌کرد مسئله را یک‌قدری بهتر واضح و روشن‌تر می‌کرد.