
تحلیل کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت
بررسی دیدگاههای حکما در تبیین حقیقت جعل و اصالت وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی یعنی کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت میپردازند. بحث با تبیین معنای جعل به عنوان حقیقتی مسبوق به عدم آغاز شده و دغدغههای قائلین به مجعولیت ماهیت مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. در ادامه، استاد با تفکیک میان ماهیت لابشرط قسمی و مقسمی، به تبیین بساطت و اطلاق ذات حق تعالی میپردازند و این پرسش را مطرح میکنند که آیا اتصاف ذات به اوصافی همچون وحدت و حیات، با مقام اطلاقیت و لایتناهی بودن آن منافات دارد یا خیر. این جلسه با ترسیم نقشه راهی برای فهم توحید علمی و عینی، به تفاوت مراتب ادراک سالک در مواجهه با حقایق وجودی و اسماء و صفات الهی ختم میشود تا مخاطب با عمق و ظرافتهای این مبحث بنیادین آشنا شود.
تحلیل کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت
1درس پانصد و هفتم
توجیه کلام و نظر بزرگانِ قائلین به اصالت ماهیت (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث راجع به کیفیت جعل و ترتب جعل بر وجود یا بر ماهیت بود. راجع به مسئلۀ وجود قبلاً صحبت شد مرحوم آخوند بحث کردند و ادلۀ قائلین به عدم معلولیت وجود و معلولیت ماهیت قبلاً ذکر شد و مرحوم آخوند نسبت به این مسئله پاسخ دادند و کلام استادشان مرحوم میرداماد را هم که مبیّن مسئلۀ معلولیت وجود است بیان کردند. البته با بیانی که با کیفیت بیان ایشان فرق داشت. مرحوم صاحب إشراق قائل به مجعولیت ماهیات به جعل بسیط هستند.
لبّ و چکیدۀ مسئلۀ جعل
اگر درنظر رفقا باشد قبلاً تا حدودی راجع به قضیۀ جعل صحبت شد و خیال میکنم که مسئله روشن شد؛ جعل عبارت از آن حقیقت خارجیهای است که آن حقیقت خارجیه مسبوق به عدم است. این لبّ و چکیدۀ مسئلۀ جعل است. حالا اگر ما فرض کنیم که جعل یک لغتی است که برای ذهن ما سنگین است و بخواهیم نسبت به آن یک ذهنیت نزدیکی داشته باشیم [میگوییم که] آنچه را که وجود نداشته و بعد وجود پیدا میکند به آن مجعول میگویند و جعل اگر بهعنوان فعل فاعل باشد در تحقق امور خارجیه عبارت از افاضۀ اشراقیه است و اگر به معنای نفس همان تحقق امر خارجی باشد عبارت از مجعول خارجی است.
بنابراین آنچه که در جعل فعلاً مورد نظر است این است که ارادۀ فاعل به چه چیزی تعلق میگیرد و چه چیزی نبوده است و بعداً بود شد چون اگر چیزی قبلاً بوده اینکه تحصیل حاصل است و اگر در عدم فرقی نکرده خب چیزی در خارج تحقق پیدا نکرد. بنابراین آنچه که در خارج تحقق پیدا میکند عبارت از آن حقیقتی است که آن حقیقت مسبوق به عدم است. حالا ما به این کاری نداریم که قبلاً در علم ازلی و عنائی حق این صور مترسمۀ آن بوده یا نه، چون بحث در آنجا هم خواهد رفت. فعلاً ما به اعیان خارجی و اشیاء خارجی نگاه میکنیم چه اینکه از مبدعات باشد مانند مجردات یااینکه از عالم کون و فساد باشد مانند مکوّنات که همه دارای ماهیات خارجی هستند.
