اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت

تحلیل نسبت جعل و وجود در مکتب فلسفی بزرگان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دیدگاه‌های بزرگان فلسفه پیرامون اصالت ماهیت و نحوه تعلق جعل به موجودات می‌پردازند. بحث با بررسی استدلال‌های صاحب حکمت الإشراق و مرحوم میرداماد در باب تقدم ماهیت بر وجود آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که چگونه می‌توان میان وحدت وجود و کثرت تعینات خارجی جمع کرد. در ادامه، ضمن اشاره به دشواری‌های عقلی در درک این مسئله، به تفاوت دیدگاه‌های فلسفی با مکتب وحی در تبیین رابطه خالق و مخلوق پرداخته می‌شود. استاد با نقد استدلال‌های مطرح شده، به بررسی اشکالات مرحوم آخوند بر این مبانی می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه تفاوت در تعابیر، گاهی موجب سوءتفاهم در فهم واقعیتِ جعل می‌شود. در نهایت، این جلسه با هدف روشن‌سازی مرز میان جعل به ماهیت و صیرورت وجود، مخاطب را به تأمل در عمق مبانی هستی‌شناختی دعوت می‌کند.

بررسی دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت

5
  • در مورد وحدات خارجی ذات درنظر گرفته می‌شود چون ذات درقبال ذات دیگر هست، در مقایسه با او اطلاق یک و اطلاق یک و جمع این و آن، اطلاق دو می‌شود. ولکن در آیۀ شریفه که می‌فرماید: ﴿وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ﴾ معنایش این نیست که در این وحدت در اینجا سه است به اضافۀ یکی، در اینجا چهار است و الآن در اینجا چهار ذات وجود دارد و در عرض هم زید، عمرو، خالد و الله است به‌اضافۀ سه نفر دیگر؛ بکر و وائل و اسد هفت‌تا می‌شود، به اضافۀ آن الله که در آنجا هست و در اینجا می‌آید هشت‌تا می‌شود.

  • نه، این‌طور نیست! آن ذاتی که واحد است به‌عنوان ذات محیط، حکم به واحد روی او شده است، نه به‌عنوان ذاتی که در عرض ذوات خارجیه است! این مسئله که چطور ممکن است یک ذات با حفظ تشخص و تعین خودش بتواند با تعینات و تشخصات خارجیه کنار بیاید، باعث شده این بزرگان آن‌طوری‌که بایدوشاید به مطلب نرسند و برای حفظ تشخص ذات، قائل به تشخص در ماهیات بشوند و بگویند: وجود اختصاص به ذات پروردگار دارد و تشخص سایر ماهیات تشخص ماهوی است، نه تشخص هوهوی! یعنی از نظر هویت خارجیه تشخصی ندارند تشخص آنها ماهوی است؛ ماهیتی است که همۀ این ماهیت‌ها نمود هستند و ﴿كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمۡ‍َٔانُ مَآءً﴾1 هستند و وجود خدای متعال آبی است از اینکه بخواهد با وجود این تشخصات کنار هم قرار بگیرد! چطور ممکن است که مسئلۀ وحدت بالصرافه بخواهد با وحدات متعینۀ متشخصه کنار بیاید؟! چطور ممکن است بسیط الحقیقه بخواهد با وحدت خودش با این وحدات کنار بیاید؟! درد و مشکل آنها این قضیه است!

  • لذا شما می‌بینید که همین مرحوم صدرالمتألهین در بعضی از مطالب آن‌طوری‌که بایدوشاید مردانه به میدان نیامده است! بله، در بعضی از موارد مطلب را خیلی خوب بیان کرده است؛ در آنجایی که هنگام نوشتن این کلمات آن جنبۀ ربطی او قوی شده است، شما می‌بینید که مطالبش کمی بوی عرفانی و ربطی پیدا کرده است! در آنجایی که فقط خواسته است که جنبۀ عقلی پیدا کند، یک اضطرابات و تردیدهایی در عباراتش دیده می‌شود و این به‌خاطر همان عدم ادراک واقعیت مطلب به وجود و شهود است! و تا آن قضیه برای انسان حاصل نشود، این تردیدها به همین کیفیت باقی می‌ماند.

    1. . سوره نور (24) آیه 39. الله شناسی، ج 2، ص 18:
      «هم‌چون آب‌نما و سرابى مى‌باشد که در زمین هموارى قرار دارد به‌طورى‌که شخص تشنه‌کام آن را آب گمان مى‌نماید.»