اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت

تحلیل نسبت جعل و وجود در مکتب فلسفی بزرگان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دیدگاه‌های بزرگان فلسفه پیرامون اصالت ماهیت و نحوه تعلق جعل به موجودات می‌پردازند. بحث با بررسی استدلال‌های صاحب حکمت الإشراق و مرحوم میرداماد در باب تقدم ماهیت بر وجود آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که چگونه می‌توان میان وحدت وجود و کثرت تعینات خارجی جمع کرد. در ادامه، ضمن اشاره به دشواری‌های عقلی در درک این مسئله، به تفاوت دیدگاه‌های فلسفی با مکتب وحی در تبیین رابطه خالق و مخلوق پرداخته می‌شود. استاد با نقد استدلال‌های مطرح شده، به بررسی اشکالات مرحوم آخوند بر این مبانی می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه تفاوت در تعابیر، گاهی موجب سوءتفاهم در فهم واقعیتِ جعل می‌شود. در نهایت، این جلسه با هدف روشن‌سازی مرز میان جعل به ماهیت و صیرورت وجود، مخاطب را به تأمل در عمق مبانی هستی‌شناختی دعوت می‌کند.

بررسی دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت

4
  • چطور ممکن است که با وجود حکم به عدد ثلاثه، رابعی برای آن ذات تصور بشود و با وجود حکم به ثلاثۀ أخریٰ رابعی برای آنها فرض شود؟! دیگر اگر بخواهد برای آنها فرض بشود دیگر هشتم نمی‌شود چون سه‌تا در اینجا هستند و رابع آنها خداست و سه‌تا هم در آنجا هستند و رابع آنها خداست، این چهارتا به اضافۀ آنها باید هشتم بشود درحالی‌که هفتم است. باید هشتم بشود چون یکی در اینجا اضافه شده است. این چه عددی است که هرچه تکثر عددِ تعینات خارجی است، او در وحدت خودش ازبین نمی‌رود؟! یعنی او در اینجا این نیست که یک در اینجا باشد و دو در آنجا بشود، نه! با همان حفظ وحدتی که در ثلاثه هست، با همان حفظ وحدت در اینجا نسبت به یک طریق دیگر همان وحدت را در آنجا دارد! تصور این مسئله چطور است؟!

  • شما این را تصور کنید و امشب راجع به آن فکر کنید و ببینید چطور هم‌چنین چیزی می‌شود؟! چرا به نصاریٰ ایراد می‌گیریم که آنها با وجود حکم به وحدت إله، درعین‌حال حکم به کثرت و ثلاثه أب و ابن و روح‌القدس می‌کنند؟! اگر أب است پس ابن و روح‌القدس در اینجا چه حیثیتی دارند؟! اگر به قول آنها ابن و روح‌القدس جنبۀ معلولی دارند بنابراین نمی‌شود آنها را در عداد أب به‌حساب آورد! باید بگویید: علت واحد است و علت در ذات خودش آبی از معلول است و وقتی که علت واحد شد، ممکن است معلول‌های متفاوتی از او تنازل پیدا کند و تخریج بشود، اشکال ندارد. ابن باشد و روح‌القدس باشد و هزارتا چیز دیگر باشد اشکالی ندارد! آنها ظهورات علت هستند. معلول ظهور علت و نزول علت است، نزول علت هرچه که می‌خواهد باشد؛ ده‌تا باشد، صدتا باشد، یک میلیون باشد و یک میلیارد باشد، هرچه که می‌خواهد باشد اشکالی ندارد.

  • اینکه شما ابن و روح‌القدس را در عرض أب قرار می‌دهید، معلوم است از نظر هویتی و همین‌طور مثل ماهیتی، اینها هر سه دارای ماهیت واحده هستند! اینجاست که اشکال وارد می‌شود. برهان عقلی بر بطلان مکتب نصاریٰ این است که با تحفظ بر وحدت در ذات قدیم قائل به تثلیث ذوات ثلاثۀ قدماء هستند و اینجا اشکال وارد می‌شود. والاّ اگر مثل مکتب اسلام و مکتب وحی که قائل به وحدت لا بالعدد، وحدتی که در اینجا هست درقبال وحدت نصاریٰ که ابن و روح‌القدس را دو امر واحد بالعدد می‌داند و در کنارش أب را هم واحد بالعدد می‌داند، این وحدت آن وحدت نیست! این وحدت مقام احدیت است که لازمۀ احدیت وحدت بالعدد نیست بلکه وحدتی است که آن جنبۀ وحدت منتزع از ذات اوست نه‌اینکه بالإضافه بر او حمل می‌شود!