
تحلیل تعلق جعل به ماهیت و وجود
بررسی نسبت میان ماهیت و هستی در فلسفه اسلامی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ادله قائلین به تعلق جعل به ماهیت و نقد آن میپردازند. بحث با تبیین تفاوت ماهیت ممکنات با ذات واجبالوجود آغاز میشود و این نکته روشن میگردد که برخلاف واجب که وجود عین ذات اوست، در ممکنات وجود زائد بر ماهیت است. در ادامه، استاد با استفاده از مثالهای ملموس و ساده، تفاوت میان مفهوم ماهیت و نحوه تحقق آن در خارج را تشریح میکنند. ایشان توضیح میدهند که ماهیت بهتنهایی هیچ اقتضایی برای وجود یا عدم ندارد و آنچه موجب تحقق و تعلق جعل میشود، انتساب ماهیت به وجود یا همان فقر وجودی است که باعث میشود عالم برای تحقق آن به کار بیفتد. این جلسه با هدف رفع ابهام از چگونگی تعلق جعل و تبیین دقیق رابطه میان ماهیت و هستی در نظام هستیشناسی فلسفی تدوین شده است.
تحلیل تعلق جعل به ماهیت و وجود
1درس پانصد و پنجم
بیان و بررسی ادلۀ قائلین تعلق جعل به نسبت (6)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مثل اینکه پاسخ دلیل دوم و سوم را گفتیم و فقط چهارم مانده است.
وَ عَنِ الرّابعِ بِأنَّ جَوازَ سَلبِ المَعدومِ عَن نَفسهِ لا یَستلزمُ جَوازَ سَلبِ المُمکنِ مُطلقاً عَن نَفسهِ و عَدمُ اعتبارِ الوجودِ لا یوجبُ اعتبارَ العَدمِ و صِدقُ الشّیءِ عَلى نَفسهِ حینَ الوجودِ لا یوجبُ صِدقهُ عَلیها بِشرطِ الوجود.1
ظاهرآً دلیل سوم را نگفتیم و تطبیق کردیم.
وَ عَنِ الثالث بِأنَّ سَبقَ الماهیة عَلى الوجود نوع آخر ....
پس دلیل چهارم را یک اشاره بکنیم! در دلیل چهارمی که آقایان آوردند که البته تقریباً شبیه دلیل دوم است این است که وقتی که ماهیت را درنظر بگیرید ما دو نحو ماهیت داریم؛ یک ماهیتی داریم که سلبش از نفس و ذاتش محال است و آن ماهیتی است که اختصاص به ذات باری تعالی دارد و وجود از همان ماهیت به انتزاع ذاتی انتزاع میشود. همانطوریکه ذاتیات از ماهیت انتزاع میشود زوجیت از اربعه انتزاع میشود و هیچ احتیاجی به ضمّ ضمیمه و اعتبار معتبر ندارد یااینکه در زوایای مثلث، ثلاث زوایا که معادل با 180 درجه هست اینکه بگوییم که از یک مثلث به هر زاویهای که میخواهد باشد قائمه یا حادّه یا منفرجه باشد مجموع زوایا 180 درجه خواهد بود، این یک مسئلهای است که از حقیقت و حاقّ مثلث انتزاع میشود یا مجموع زوایای مربع 360 درجه است این از ذات مربع انتزاع میشود یا حیوانیت و ناطقیت از حاقّ واقعِ ماهیت انسان انتزاع میشود و هَلُمَّ جرّاً.
محال بودن سلب ذاتیات ماهیت
ذاتیات ماهیت قابل سلب از ماهیت نیستند زیرا ذاتیات یک شیء جدای از آن شیء نیست بلکه با آن شیء وجوداً و عدماً اقتران دارد. اگر ماهیت ثلاثه را معدوم درنظر بگیریم، فردیت هم معدوم خواهد شد و اگر ماهیت ثلاثه را موجود درنظر بگیریم همراه با او فردیت هم موجود خواهد شد و لا شکَ و لا شبهةَ. حالا ذات باری تعالی که ماهیتهُ إنیّته، حقیقت وجود مساوی با ذات اوست و ذات او مساوی با حقیقت وجود است نهاینکه وجود زائد بر او باشد و اضافۀ به ذات پروردگار شده باشد مثل ممکنات که در ممکنات، نفس ماهیات اقتضاء وجود نمیکند چون اگر ماهیت اقتضاء وجود کند باید وجود برای همۀ ممکنات ضرورت داشته باشد بنابراین دیگر ممکنات از حیثیت امکان ساقط میشوند و آنها متبدل به قدیم ذاتی خواهند شد، نه به حدوث ذاتی.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 405.
