
تحلیل تعلق جعل به ماهیت و وجود
بررسی نسبت میان ماهیت و هستی در فلسفه اسلامی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ادله قائلین به تعلق جعل به ماهیت و نقد آن میپردازند. بحث با تبیین تفاوت ماهیت ممکنات با ذات واجبالوجود آغاز میشود و این نکته روشن میگردد که برخلاف واجب که وجود عین ذات اوست، در ممکنات وجود زائد بر ماهیت است. در ادامه، استاد با استفاده از مثالهای ملموس و ساده، تفاوت میان مفهوم ماهیت و نحوه تحقق آن در خارج را تشریح میکنند. ایشان توضیح میدهند که ماهیت بهتنهایی هیچ اقتضایی برای وجود یا عدم ندارد و آنچه موجب تحقق و تعلق جعل میشود، انتساب ماهیت به وجود یا همان فقر وجودی است که باعث میشود عالم برای تحقق آن به کار بیفتد. این جلسه با هدف رفع ابهام از چگونگی تعلق جعل و تبیین دقیق رابطه میان ماهیت و هستی در نظام هستیشناسی فلسفی تدوین شده است.
تحلیل تعلق جعل به ماهیت و وجود
3تذکر نکتۀ ادبی!
آنوقت در اینجا یک نکتۀ ادبی را فراموش نکنیم و آن این که ما در عربی و همینطور در فارسی داریم که گاهی از اوقات یک موصوفی را میآوریم و او را بهنحوی بیان میکنیم که وصف، منظور بیان وصفی است که متعلق به موصوف است. میگوییم که زیدی «که» عالم است، زیدی «که» متقی است، زیدی «که» ـ این «که» [مدّنظر است] ـ شاعر است، لباسی «که» سفید است، کتابی «که» فرض کنید اخضر یا احمر است. یک وقتی میگوییم: کتابِ احمر یا زیدِ عالم. [یک وقتی میگوییم که] طلاقی «که» خُلع است و یک وقتی میگوییم: طلاقِ خلع. من در بعضی موارد دیدم که اشتباه میشود. یک وقت میگوییم: الطَّلاقُ الخُلع، الطَّلاقُ الرِّجعی یک وقتی میگوییم: طلاقُ الرِّجعی، طلاقُ الخُلع دو نظره نسبت به این مسئله است یعنی در اضافۀ موصوف به صفت دیگر الف و لام نمیآورند. در آن جایی الف و لام میآورند که نظر متکلم بر بیان وصفیت باشد و تأکید بر وصفیت در لسان کلامی باشد. حالا در مسئلۀ سالبۀ به انتفاء محمول گاهی اوقات میگوییم: زیدی که عالم نیست، زیدی که زید هست و عالم نیست. این سالبه سالبۀ به انتفاء محمول است ولی در سالبۀ به انتفاء موضوع میگوییم که زیدِ عالم نیست. ببینید زید را به عالم اضافه میکنیم و این سالبۀ به انتفاء موضوع میشود. زیدِ کاتب نیست یعنی اصلاً زید نیست و زید کاتبی در این اطاق وجود ندارد همۀ اینها کتابت نمیکنند و همه میخوانند. کتابت برای یک وقتی بود حالا همه فقط کامپیوتر میبینند. زید عالم نیست علم که برای ماها نیست! استغفرالله خدمت علماء جسارت نمیکنیم!! زیدِ شاعر نیست یا زیدِ کاتب نیست نهاینکه زیدی که کاتب است، آن نیست بلکه زیدِ کاتب نیست. انسان باید این سالبه به انتفاء موضوع را در کیفیت تلفظ هم به یک نحوی بگوید که در اینجا استفادۀ عدم و سلب از موضوع بشود، نه از محمول بشود.
