اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت حمل وجود بر ماهیت

بررسی نسبت میان جعل و ماهیت در فلسفه اسلامی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون نحوه تعلق جعل به ماهیت و کیفیت حمل وجود بر آن می‌پردازند. بحث با نقد و بررسی دیدگاه قائلین به تعلق جعل به نسبت آغاز می‌شود؛ کسانی که معتقدند چون حمل وجود بر ماهیت، ذاتی نیست، جعل نمی‌تواند مستقیماً به ماهیت تعلق گیرد. استاد با تبیین تفاوت میان حیثیت‌های تقیدیه، توقیفیه و ذاتیه، پاسخ صدرالمتألهین به این شبهه را تشریح می‌کنند. در این مسیر، ایشان مرز میان ذات واجب‌الوجود که وجود عین ذات اوست و سایر موجودات که وجود بر ماهیتشان افاضه می‌شود را روشن می‌سازند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که حمل وجود بر ماهیت، نه به معنای ذاتی بودن آن، بلکه به واسطه حیثیت تعلیلیه و اضافه اشراقیه پروردگار است که ماهیت را مصحح حمل وجود قرار می‌دهد.

تبیین کیفیت حمل وجود بر ماهیت

1
  • درس پانصد و چهارم

  • بیان و بررسی ادلۀ قائلین تعلق جعل به نسبت (5)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • خدا رحمتشان کند آمدند عقل‌ها را باز کنند و از جمود و تحجر و تقلید کورکورانه بیرون بیاورند.

  • وَ عنِ الثّانی بِأنَّ مصداقَ الحملِ فی الوجودِ نفسُ الماهیةِ لکن لا معَ عَزلِ النَّظرِ عَن غَیرِها کَما فی الذّاتیاتِ و لا مَعَ انضِمامِ حیثیةٍ أخرىٰ کَما فی العوارضِ غَیرِ الوجود.1

  • اگر درنظر رفقا باشد در جلسۀ قبل نسبت به کیفیت استدلال قائلین به تعلق جعل به نسبت، دلیل دوم آنها این بود که می‌گفتند: خصوصیت ماهیت با ذاتیات خودش اقتضاء هوهویت می‌کند، هر ماهیتی با ذاتیاتش هوهویت دارد. فرض کنید که در حمل ذاتیات بر ماهیت؛ الأربعةُ زوجٌ، المثلثُ له ثلاثة زوایا، الإنسانُ ناطقٌ، الحجرُ صلبٌ، الماءُ اکسیژنٌ و ئیدروژن، الهواءُ کذا و یا الملکُ و العقلُ له هذا، این خصوصیات ذاتی که نسبت به هر محمول برای هر موضوعی قرار می‌گیرد دلالت بر هوهویت و اتحاد در مفهومی و مصداقی این محمول با ماهیت می‌کند. این لازمۀ ذاتی بودن محمولات ماهیت بر ماهیت است. حالا در مسئلۀ وجود، وقتی که می‌گوییم: وجود زائد بر ماهیت است، معنایش این است که وقتی می‌گوییم: زیدٌ موجودٌ، این وجوی که الآن محمول برای موضوع قرار گرفته است، این زائد است و قبلاً نبوده است و وقتی که قبلاً نباشد دیگر نمی‌تواند به‌عنوان حمل هوهوی محمول برای زید قرار بگیرد. زیدٌ موجودٌ یعنی این زید مساوی با این موجودیت خارجی است. شما چه بگویید: زید و چه بگویید: موجودٌ، چه بگویید: عمرو و چه بگویید: موجودٌ، چه بگویید: عالِم و چه بگویید: موجودٌ و چه بگویید: کتاب و چه بگویید: موجودٌ، هیچ تفاوتی از این نقطه‌نظر نمی‌کند و باید بین موضوع و محمول اتحاد باشد و اگر اتحاد نباشد طبعاً حملی هم در کار نخواهد بود. ولی در مورد ذاتیات ماهیت این‌طور نیست و می‌گویید: الأربعةُ زوجٌ یا الثلاتة فَردٌ، در اینجا زوجیت و فردیت ذاتی برای اربعه و ذاتی برای ثلاثه است و اقتضاء خود اربعه، این زوجیت است چه شما بگویید یا نگویید! این‌طور نیست که شما اربعه را درنظر گرفته باشید و بعد از پیش خودتان زوجیت را به آن حمل کرده باشید! حمل هم نکنید، اربعه زوج است و دست شما هم نیست و خدا هم بخواهد اربعه هیچ‌وقت فرد نمی‌شود! حالا اگر خدا بخواهد بگوید: بنده از امشب که شب پنجشنبه است تقدیر کردم که همۀ اربعه‌ها فرد بشوند! خدایا مثل اینکه قضیه‌ای پیش آمده است و آن بالا هم مثل پایین [شد]! یک شخصی می‌گفت که خداوند در آسمان ملائک را دارد و در زمین بسیج را! گفتیم که خب تکلیف بالا هم معلوم شد و فهمیدم که بالا چه خبر است! خدا از امشب که شب پنج شنبه است بگوید: من به ملائکه دستور داده‌ام که تمام اربعه‌ها را فرد بیافرینند! می‌گوییم: خدایا مثل اینکه ملائکه خیلی خسته شده‌اند، آنها را بفرست تا کمی استراحت کنند و حالشان جا بیاید و مقداری به صورتشان آب بزنند!! خدا هم نمی‌تواند اربعه را فرد کند! خدا هم نمی‌تواند ثلاثه را زوج کند! این لازمۀ چیست؟ لازمۀ ذاتی بودن برای ماهیت است.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 405.