اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت فقر و غنا در هستی

تحلیل رابطه جعل و ماهیت در پرتو توحید افعالی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه فقر و غنا در هستی و نحوه تعلق جعل به موجودات می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه مشهور درباره امکان آغاز می‌شود و استاد با تفکیک میان ذات وجود که عین غنا و رافع فقر است و ماهیت که ظرف ظهور فقر است، به تحلیل چگونگی تعلق اراده و جعل صانع می‌پردازند. در این مسیر، با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت میان ثبات ذاتیِ وجود و افتقارِ ماهویِ موجودات تبیین شده و روشن می‌شود که جعل نه به اصل ماده، بلکه به صورت‌بندی و تشخص ماهوی تعلق می‌گیرد. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که فقر ذاتی، همان حلقه اتصال میان مفاض و مفیض است که در قالب قضایای امکانی بروز می‌یابد و تفاوت میان انتساب وجود به واجب و ممکن را آشکار می‌سازد.

تبیین حقیقت فقر و غنا در هستی

8
  • پس وقتی که شما ماهیت زید را نسبت به ‌وجود مقایسه بکنید این ذهن می‌آید برای این حیثیت و نسبت یک جهت درست می‌کند و اسمش را امکان می‌گذارد یعنی ممکن الوجود است اما این امکان از کجا آمد؟ اگر وجود زید وجود واجب بود آیا ذهن باز هم برای او امکان را در نسبتش ایجاد ‌کرد؟ یعنی در ملاحظۀ ذات باری تعالی و وجود او که الحقُ ماهیتُه إنّیته، اگر انسان بگوید که ذات پروردگار موجودٌ، واجبُ الوجود موجودٌ، الله موجودٌ، این که ذات وجود را به ذات پروردگار نسبت می‌دهد آیا همان چیزی درنظر او از جهت می‌آید که در انتساب بین وجود و زید هست؟ نه، چون انتساب وجود به ذات پروردگار ضروری است ولی انتساب وجود به زید بالإمکان است؛ آن احتیاج به علت دارد ولی این احتیاج به علت ندارد و آن در ذاتش غناء هست و غناء لازمۀ ذاتی و لا ینفک از ذات اوست درحالی‌که در اینجا امکان هست یعنی ممکن است زید در خارج بیاید و اگر هم خدا نخواهد زید در خارج نمی‌آید. ممکن است عمرو درصورت ارادۀ پروردگار در خارج متولد شود و درصورت عدم اراده، متولد نمی‌شود. ممکن است زید درصورت تحمل مشاق و امثال‌ذلک کاتب و عالم شود و درصورت عدم تحمل مشاق و مصائب و مشکلات زید عالم نشود.

  • این حمل عالمٌ، موجودٌ، شاعرٌ و کاتبٌ بر زید احتیاج به علت دارد و چیزی که احتیاج به علت دارد یعنی ممکن، ولی در ذات پروردگار، استناد وجود به ذات پروردگار احتیاج به علت ندارد یعنی علت این را استناد و افاضه نمی‌کند.

  • بنابراین گرچه مرحوم صدرالمتألهین در اینجا آن ملاک برای جعل را به فقر گرفته‌اند ولی آن فقر موجب یک هم‌چنین جهتی در قضایای امکانی ما شده است و بدون آن فقر، جهت قضیۀ ما امکان نیست و ممکن است وجوب یا امتناع باشد. حالا آن امتناع که فقر محض است ولی ممکن است وجوب باشد. یعنی امتناع با فقر منافات ندارد بلکه وجوب و ضرورت با فقر منافات دارد.