اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت فقر و غنا در هستی

تحلیل رابطه جعل و ماهیت در پرتو توحید افعالی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه فقر و غنا در هستی و نحوه تعلق جعل به موجودات می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه مشهور درباره امکان آغاز می‌شود و استاد با تفکیک میان ذات وجود که عین غنا و رافع فقر است و ماهیت که ظرف ظهور فقر است، به تحلیل چگونگی تعلق اراده و جعل صانع می‌پردازند. در این مسیر، با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت میان ثبات ذاتیِ وجود و افتقارِ ماهویِ موجودات تبیین شده و روشن می‌شود که جعل نه به اصل ماده، بلکه به صورت‌بندی و تشخص ماهوی تعلق می‌گیرد. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که فقر ذاتی، همان حلقه اتصال میان مفاض و مفیض است که در قالب قضایای امکانی بروز می‌یابد و تفاوت میان انتساب وجود به واجب و ممکن را آشکار می‌سازد.

تبیین حقیقت فقر و غنا در هستی

5
  • این موم الآن نسبت به آن شکلی که پیدا کرده و تبدیل به سمک شده است. دو حالت دارد و باید به دو جنبه نگاه کنیم: جنبۀ اول ماده‌ای است که این سمک را تشکیل داده که اصطلاحاً از آن تعبیر به وجود می‌کنیم، آن ماده در ذات خودش غنی است لذا تمام این موجوداتی که الآن ملاحظه می‌کنید؛ ارض، سماء، انسان، حیوان، و جمادات همه در ذاتشان مسئلۀ غناء را دارند چون اصل آنها وجود است و غناء، ذاتی وجود است. این نظرۀ اول است.

  • در نظرۀ دوم تشکلی است که این وجود و ذات پیدا کرده است آن تشکل همین فقر است که عبارت از ماهیت اینها است ولی این قابل تغییر است. مثلاً اگر سر انسان را قطع کنند یا پُتک بر سر او بخورد تبدیل به خاک می شود یا اگر آتش بگیرد تبدیل به خاکستر می‌شود؛ صورت ظاهری تغییر پیدا می‌کند، جسم تغییر پیدا می‌کند، ماده تبدیل به مادۀ [دیگر] می‌شود، صورت نوعیه عوض می‌شود آن ماده در همین‌جا هست، همان ماده بااینکه تبدیل شده می‌گوید که من هستم! بعضی‌ها که می‌گویند: اگر خاکستر ما را هم بر باد دهید باز سر حرف خودمان ایستادیم! یعنی شما به‌هیچ‌وجه نمی‌توانید نسبت به ما غلبه پیدا کنید! اگر ما را هم بکشید باز هم سر جایمان ایستادیم!

  • ماده درهرحال سر جایش ایستاده است ولی این ماده مدام تغییر پیدا می‌کند و صورت عوض می‌کند این نظرۀ ما نسبت به جسمیتی که به‌ صورت تبدیل شده است اقتضاء می‌کند که او همیشه دارای فقر باشد و همیشه اقتضاء وجود و اقتضای ثبات بکند. از نظر هوا می‌گوید که باید وضعیت من [فلان] وضعیت باشد اگر شما همین موم را از یک جایی که سرد است ببرید و در یک جایی که گرم است بگذارید فردا می‌آیید می‌بینید این ماهی سرش [کج شد]! ای‌دادبیداد! دیروز این‌همه زحمت کشیدم! یک ساعت با این موم ور رفتم و این موم را تبدیل به یک حیوانی کردم همین‌که شرایط جوی عوض شد به‌هم خورد! پس این به شرایط مناسب افتقار دارد. این دارد می‌گوید که باید جایی باشم که دستی به من نخورد شما روی طاقچه می‌گذارید و آقازادۀ مکرم می‌آید دست می‌زند و یک چنگ می‌زند و کله‌اش را در دمش می‌برد و دمش را در دهانش می‌برد ...! این دارد با زبان بی‌زبانی می‌گوید که باید مرا در جایی بگذارید که علت معدمه برای من حاصل نشود. یا شما فرض که این را در جای مناسب هم می‌گذارید ولی دوباره گردوخاک می‌آید و آن را ازبین می‌برد. خلاصه وقتی شما نگاه می‌کنید این ذات و این سمک که شما با موم درست کردید هزار نیاز برای بقاء خودش دارد تقاضا می‌کند ولی شما نمی‌شنوید! دائماً دارد می‌گوید که هوای من باید مناسب باشد موانع برطرف بشود کسی جلوی من نیاید کسی عقب من نیاید دست کسی به من نخورد شرایط محیط باید مناسب باشد. تمام اینها ناشی می‌شود از آن مسئلۀ فقری که آن مسئلۀ فقر دائماً با این صورت نوعیه موجود است.