اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت فقر و غنا در هستی

تحلیل رابطه جعل و ماهیت در پرتو توحید افعالی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه فقر و غنا در هستی و نحوه تعلق جعل به موجودات می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه مشهور درباره امکان آغاز می‌شود و استاد با تفکیک میان ذات وجود که عین غنا و رافع فقر است و ماهیت که ظرف ظهور فقر است، به تحلیل چگونگی تعلق اراده و جعل صانع می‌پردازند. در این مسیر، با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت میان ثبات ذاتیِ وجود و افتقارِ ماهویِ موجودات تبیین شده و روشن می‌شود که جعل نه به اصل ماده، بلکه به صورت‌بندی و تشخص ماهوی تعلق می‌گیرد. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که فقر ذاتی، همان حلقه اتصال میان مفاض و مفیض است که در قالب قضایای امکانی بروز می‌یابد و تفاوت میان انتساب وجود به واجب و ممکن را آشکار می‌سازد.

تبیین حقیقت فقر و غنا در هستی

3
  • برای اینکه یک مقداری قضیه روشن‌تر شود ما در اینجا یک مثال دیگر می‌زنیم. آن نکته‌ای که خدمتتان عرض کردم که باید دقت کرد که وجود رافع فقر و احتیاج است و خود احتیاج و فقر به ‌وجود برنمی‌گردد در اینجا یک مثال بزنید. فرض کنید یک موم در دست دارید، از همین موم‌هایی که می‌گیرند و اَشکال درست می‌کند، مثلاً صورت سمک و حیّه و امثال‌ذلک درست می‌کند، اگر این موم را در دست بگیرید خود این مومی که الآن در دست شماست در صورت نوعیه‌اش فقر دارد یا ندارد؟ فقر ندارد. بله، نسبت به استمرار، خود وجود و هر موجود خارجی در آن محدودۀ ماهیت خودش همیشه فقر را به‌دنبال می‌کشاند ولی ما اشتباه نکنیم؛ ما فقر را همیشه در محدودۀ ماهیت به‌دنبال داریم نه در محدودۀ وجود. من‌باب‌مثال این مومی که الآن در دست ما هست را می‌خواهیم به یک سمک تبدیل کنیم؛ این را فشار می‌دهیم و گردش می‌کنیم و برایش سر و دم و بال می‌گذاریم و این را به یک سمک تبدیل می‌کنیم. قبل از اینکه این موم تبدیل به سمک بشود آن جنبۀ فقر و احتیاجی که در این موم بود به چه تعلق گرفته بود؟! به اصل مومیت؟! اصل مومیت که الآن هست و با کمال افتخار می‌گوید: من الآن هستم و هیچ هم از جایم تکان نمی‌خورم! بسیار سر حال در اینجا نشسته‌ام و می‌گویم که من در اینجا موم هستم، شما به هر صورتی که می‌خواهید من را دربیاورید! شمای فاعل باید به هر صورتی که می‌خواهید مرا دربیاورید؛ من خودم را در اختیار شما قرار می‌دهم ولی من در وجود خودم الآن تام هستم و هیچ نقصی ندارم صورت نوعیۀ من الآن کامل است و الآن موم هستم. همین صورت نوعیه‌ای که برای تشکل به اَشکال قابلیت دارد این صورت نوعی الآن کامل است. آیا این صورت نوعیه در ذاتش فقر هست؟! نه، فقر نیست. آیا امکان هست؟! نه، امکان هم نیست. هیچ چیز نیست.