اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ملاک احتیاج ماهیت به جعل و افاضه وجود

تحلیل امکان فقری و تفاوت آن با اعتبارات ذهنی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ملاک احتیاج ماهیت به جعل و افاضه وجود می‌پردازند. بحث با نقد ادله‌ای آغاز می‌شود که امکان را صرفاً یک امر اعتباری و رابطه‌ای ذهنی میان ماهیت و وجود می‌دانند. استاد با تبیین این نکته که ماهیت فی‌حدّنفسه اقتضایی برای وجود یا عدم ندارد، به تحلیل جایگاه امکان در نظام هستی می‌پردازند و تفاوت میان عبادت تجار و عبید با عبادت اولیاء الهی را به عنوان مثالی برای درک بهتر این مراتب مطرح می‌کنند. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های مشهور، تفاوت میان امکان ماهوی و امکان فقری تبیین می‌شود. نتیجه نهایی بحث، اثبات این حقیقت است که آنچه موجب استجلاب فیض و جعل از ناحیه پروردگار می‌شود، نه یک اعتبار عقلی، بلکه حیثیت فقر و افتقار ذاتی است که در متن وجودِ ممکن نهفته است و آن را به سوی جاعل سوق می‌دهد.

ملاک احتیاج ماهیت به جعل و افاضه وجود

5
  • پس انتساب و توجه ماهیت به ‌وجود است که مقتضی آن جعل از ناحیۀ پروردگار است که همان امکانی است که در اوست. این اشکالی که اول نسبت به این آوردند یعنی دلیلی که اینها برای این قضیه آوردند.

  • مرحوم آخوند در پاسخ این مسئله می‌فرماید: بله، مطلب همین‌طور است ولی صحبت در این است که خود امکان فی‌حدّنفسه عبارت از یک امر اعتباری است درحالی‌که آنچه که در ماهیت و در جعل و در وجود داریم ـ این سه مطلب، یکی ماهیت و یکی وجود و یکی جعلی که می‌خواهد تعلق بگیرد حالا به هرکدام یا به ماهیت یا به وجود ـ آنچه را که در اینجا داریم آن عبارت از یک امر واقعی و حقیقی است و خود ماهیت فی‌حدّنفسه یک امر واقعی نیست بلکه یک امر ذهنی است و یک امری است که نه اقتضاء وجود می‌کند نه اقتضاء عدم.

  • تلمیذ: در ذهن هم که وجود هست؟

  • استاد: آن وجود به‌ وجود ذهنی است.

  • تلمیذ: پس در هیچ موطنی ماهیت نیست؟

  • استاد: نه، ماهیت در هیچ موطنی نیست. اگر ماهیت بخواهد تعین پیدا بکند یا باید در وجود ذهنی تعین پیدا بکند یا در وجود خارجی. پس خود ماهیت فی‌حدّنفسه نه اقتضاء وجود ذهنی را می‌کند و نه اقتضاء وجود خارجی را می‌کند چون اگر اقتضاء وجود ذهنی را بکند پس همیشه باید در ذهن وجود داشته باشد درحالی‌که خیلی اوقات نیست. شما اگر بخواهید ماهیت را در ذهنتان بیاورید، می‌آورید و اگر نخواهید نمی‌آورید.

  • تلمیذ: این ماهیت چیست؟

  • استاد: صورت است.

  • تلمیذ: مثل همان حوله‌ای است که حلال‌زاده می‌بیند! هیچ چیزی نیست هر جا که تصور بشود یا در ذهن با وجود ذهنی است و در خارج با وجود خارجی است پس این ماهیت چیست؟ در تصور هم وجود هست.

  • استاد: همین‌که می‌گوییم که ماهیت چیزی نیست به عبارةٌ أُخرای این است که بگوییم: ماهیت از خودش قوام ندارد یعنی ماهیت از خودش قوام وجودی ندارد. وقتی که قوام وجودی نداشت پس عدم بر او حاکم است حالا این ماهیتی که از خودش هیچ قوامی ندارد آن حدود وجود شیء که یا وجود خارجی است یا عبارت از آن وجود ذهنی است اسم آن حدود را ماهیت می‌گذاریم.