اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جایگاه جعل در فلسفه اسلامی

بررسی نسبت میان اراده الهی و ماهیت اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون نحوه تعلق جعل به اشیاء می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه مشائین آغاز می‌شود که معتقدند ملاک نیاز به جاعل، امکان است و چون امکان وصفی برای نسبت میان ماهیت و وجود است، پس جعل به نسبت تعلق می‌گیرد. در ادامه، استاد با نقد این دیدگاه، به تفکیک میان امور اعتباری و تکوینی می‌پردازند. ایشان توضیح می‌دهند که نسبت، امری انتزاعی و اعتباری است که پس از تحقق موضوع و محمول در ذهن شکل می‌گیرد، در حالی که جعل و اراده، امری تکوینی و واقعی است که باید به وجود تعلق یابد. این جلسه با تأکید بر لزوم حرکت با شهامت در مسیر حق و پرهیز از بزدلی در ابراز عقاید توحیدی، به تبیین تفاوت میان ذاتیات اشیاء و امور قابل جعل پایان می‌یابد.

تبیین جایگاه جعل در فلسفه اسلامی

7
  • گرچه اتفاقاً در زمان امام زمان علیه‌السّلام هم از این مدارس بیشتر ساخته خواهد شد و در آنجا است که آن علوم حقیقی توحیدیه از ناحیۀ حضرت به همۀ اینها پخش خواهد شد و تمام اینهایی که علیه فلسفه، عرفان، توحید و عرفا قیام کردند، همه باید یک سوراخ پیدا کنند که داخل آن بروند و بیرون نیایند یااینکه تسلیم شوند و بالأخره خدا هدایتشان کند! وقتی که امام علیه‌السّلام بیایند دیگر این‌طرفی و آن‌طرفی در کار نیست، حضرت می‌گویند: این است و بعد هم پی کارت برو، دیگر مسئله و قضیه یک طرفه است! به قول مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ که می‌گفتند: یک روزی خواهد آمد که دیگر در حوزۀ نجف علومی که مورد رضای امیرالمؤمنین علیه‌السّلام است تدریس خواهد شد! نه‌اینکه مردم از ترس حرف و نقل، شماتت، تهمت، سبّ، دوری و اینها عبا بر سرشان بکشند و با عبا به منزل مرحوم قاضی ـ ‌رضوان الله تعالی علیه ـ اول عالم و موحد شیعۀ امیرالمؤمنین بروند و سر کوچه نگاه کنند و این‌طرف را ببینند که کسی می‌بیند یا نه! البته آنها خیلی آدم‌های کم‌جنبه‌ای بودند که این کارها را می‌کردند! وقتی انسان در چنین شرایطی هست، عبا کشیدن به سر ندارد! اینها همه از بزدلی است! اینها همه از خوف و ترس است! کسی که می‌خواهد به منزل مرحوم قاضی برود که نباید این‌طرف و آن‌طرف کوچه را نگاه کند بلکه باید سرش را دو متر هم بالا بیاورد و یک [انسان] سه متری در خیابان حرکت کند و یک پرچم هم در دستش بگیرد و بگوید: نگاه کنید ما داریم می‌رویم، هر کسی هم می‌خواهد زیر این بیرق بیاید! آنهایی که عبا بر سرشان می‌کشیدند و شب می‌رفتند و این‌طرف و آن‌طرف را نگاه می‌کردند، خلاصه چنگی به دل نمی‌زنند! انسان در مکتب حق باید با سرافرازی و شهامت حرکت کند و نباید از وسوسۀ خناسان و شبهۀ ابالسه و تحریکات بی‌خردان و نفهم‌ها و جهّال ابایی داشته باشد! آهسته برو و یواش برو و فلان بکن، اینها کار افراد ترسو و بزدل است! علیٰ‌کلّ‌حال إن‌شاءالله یک روزی به آنجا خواهد رسید.