
تبیین جایگاه جعل در فلسفه اسلامی
بررسی نسبت میان اراده الهی و ماهیت اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون نحوه تعلق جعل به اشیاء میپردازند. بحث با تبیین دیدگاه مشائین آغاز میشود که معتقدند ملاک نیاز به جاعل، امکان است و چون امکان وصفی برای نسبت میان ماهیت و وجود است، پس جعل به نسبت تعلق میگیرد. در ادامه، استاد با نقد این دیدگاه، به تفکیک میان امور اعتباری و تکوینی میپردازند. ایشان توضیح میدهند که نسبت، امری انتزاعی و اعتباری است که پس از تحقق موضوع و محمول در ذهن شکل میگیرد، در حالی که جعل و اراده، امری تکوینی و واقعی است که باید به وجود تعلق یابد. این جلسه با تأکید بر لزوم حرکت با شهامت در مسیر حق و پرهیز از بزدلی در ابراز عقاید توحیدی، به تبیین تفاوت میان ذاتیات اشیاء و امور قابل جعل پایان مییابد.
تبیین جایگاه جعل در فلسفه اسلامی
6انسان بعضی از نوشتهجات را مطالعه میکند و بعد رد میکند؛ یعنی ارزش مطالعه را دارد و نویسندهاش از نقطهنظر عملی در حدی هست که انسان مطالعه کند! حالا قبول نمیکند و رد میکند. بعضی نوشتهها هستند که انسان اصلاً نباید آنها را نگاه کند یعنی اصلاً ارزش نگاه کردن ندارد که بخواهد برایش وقت بگذارد!
این آقایان از اول میگویند: جعل به ماهیت تعلق نمیگیرد، خب این درست است و قبول داریم. از آن طرف میگویند: به وجود هم جعل تعلق نمیگیرد. چرا جعل به وجود تعلق نمیگیرد؟! بهخاطر اینکه آیا مناط و ملاک احتیاج به جاعل وجود است یا امکان است؟! وجود ملاک است و احتیاج به جاعل نیست. چرا؟! چون وجود خودش هست. چه چیزی باعث میشود که ارادۀ جاعل و فاعل به خلق اشیاء تعلق بگیرد؟! آن چیزی که باعث میشود، آن نکته دقیقی که در اینجا وجود دارد و باعث میشود که انسان...
لزوم حرکت انسان در مکتب حق با سرافرازی و شهامت
الآن چه چیزی باعث میشود که این مدرسۀ فیضیه ساخته شود؟! چه چیزی باعث میشود؟! احتیاج مردم به علوم آل محمد علیهمالسّلام باعث میشود که این مدرسه فیضیه ساخته شود. حالا اگر مردم احتیاجی به این علوم نداشتند؛ یک زمانی آمد و گفتند: ما اصلاً هیچ نیازی به علم شما نداریم! خودمان میرویم [کسب علم میکنیم]. از هر کسی گرفته در هر صنفی [میگویند که] آنقدر که شما از آن علوم به ما گفتید برای هفت پشت ما بس است! حالا از ایندفعه خودمان میخواهیم برویم و ببینیم چه خبر است، اصلاً احتیاجی به شما نداریم! کمکم دارد اینطوری میشود و میگویند که نیاز نداریم. بنابراین دیگر مدارس برای چه ساخته شود؟! این مسائل برای چه درست شود؟! البته در اینجا شوخی کردم، در وهلۀ اول احتیاج خود ما به این علوم است و بعد بهواسطۀ این قضیه احتیاج مردم است ولی نه، آن مسئله شوخی بود. احتیاج انسان به این علوم اقتضاء میکند که این مدرسه ساخته شود.
