اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدت در کثرت و حقیقت وجود

تبیین نسبت میان تشخصات خارجی و وجود اطلاقی الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «وحدت در کثرت» و نسبت میان تشخصات خارجی با وجود اطلاقی و بسیط حق‌تعالی می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه وجود و تفاوت آن با مفاهیم ذهنی آغاز شده و با نقد دیدگاه‌های رایج درباره تشخص، به این نتیجه می‌رسد که وجود در عین اطلاق و صرافت، دارای تشخص ذاتی است. در ادامه، استاد با استفاده از مثال‌های عرفانی و فلسفی، چگونگی جمع شدن تشخصات ممکنات با وجود نامتناهی الهی را شرح می‌دهند؛ به‌گونه‌ای که ظهور کثرات در عالم، نه موجب نقص در وجود حق می‌شود و نه دوئیت حقیقی ایجاد می‌کند. در نهایت، ایشان با پیوند دادن این مباحث نظری به ساحت عمل و اخلاق، تبیین می‌کنند که چگونه درک صحیح از توحید افعالی و حقیقت وجود، ریشه انانیت، تفرعون و نزاع‌های اجتماعی را می‌خشکاند و نگاه انسان را به هستی و جایگاه خود در عالم دگرگون می‌سازد.

وحدت در کثرت و حقیقت وجود

8
  • تصحیح کلام مرحوم صدرالمتألهین و حکما دربارۀ تعلق جعل به وجود

  • مرحوم صدرالمتألهین در اینجا یک مطلبی دارد که مطلب خوبی است منتها ما مطلب ایشان را تصحیح کردیم. ایشان و خیلی از حکما می‌گویند که تشخص به وجود است و صحبت ما این است که بله، بدون وجود هیچ ماهیتی در خارج تحقق پیدا نمی‌کند، در این حرفی نیست. ما قائل به اصالت ماهیت نیستیم ولی صحبت ما در این است که آن وجودی که وجود مشخص بود و در عین تشخصش صرافت داشت چطور شد که آن وجود تبدیل به وجود مادی شد؟! حرف ما این است. خود وجود که فی‌حدّنفسه بود و تحصیل حاصل هم که محال است. این ارادۀ پرودگار در این عالم تکوین و در تحقیق یک تعین خارجی چه کرد؟! آمد آن وجود را به همان صرافتش نگاه داشت؟! پس هیچ چیزی نباید خلق شود چون اگر وجود در همان صرافت باشد خب دیگر چیزی خلق نشده دیگر، نه انسانی هست و نه شجری و نه سماء و نه ارضی! خود خدا «کانَ ‌الله و لم یَکن مَعه شی‌ءٌ و الآن کما کان» هست و هیچ! دیگر تغییر و تبدلی پیدا نشد. شما تا وقتی که در شیشه را باز نکنید و آب را در لیوان نریزید این آب در این شیشه هست و از این شیشه هم خارج نمی‌شود.

  • تلمیذ: پس تصرف در وجود کرد و مجعول شد: وجود؛ تصرف در وجود شد دیگر.

  • استاد: این تصرف در وجود شد. بله ما هم می‌دانیم تصرف در وجود است ولی اراده بر چه تعلق گرفت؟! اراده بر ابقاء وجود به همان نحوی که بود یا بر تغییر آن وجود؟! اراده به کدام تعلق گرفت؟! جعل یعنی اراده، تصرف در وجود است و حرفی در این مسئله نیست ولی گرداندن این وجود و تغییر این وجود و چرخش این وجود به‌نحوی‌که تبدیل به جبرائیل، میکائیل، عالم عقل، نور، جن، شیطان، انسان، پیغمبر، یزید و اینها شود این گردش و چرخش در وجود به چه داعی بوده است؟! به داعی ماهیت بود. بنابراین جعل به ماهیت تعلق می‌گیرد به‌واسطۀ تصرف در وجود؛ خمیرمایه به وجود است بعد می‌آید این خمیرمایه را به شکل درمی‌آورید خب شکل هم یعنی ماهیت. پس می‌شود: تشخص خارجی به ماهیت.