
وحدت در کثرت و حقیقت وجود
تبیین نسبت میان تشخصات خارجی و وجود اطلاقی الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «وحدت در کثرت» و نسبت میان تشخصات خارجی با وجود اطلاقی و بسیط حقتعالی میپردازند. بحث با بررسی جایگاه وجود و تفاوت آن با مفاهیم ذهنی آغاز شده و با نقد دیدگاههای رایج درباره تشخص، به این نتیجه میرسد که وجود در عین اطلاق و صرافت، دارای تشخص ذاتی است. در ادامه، استاد با استفاده از مثالهای عرفانی و فلسفی، چگونگی جمع شدن تشخصات ممکنات با وجود نامتناهی الهی را شرح میدهند؛ بهگونهای که ظهور کثرات در عالم، نه موجب نقص در وجود حق میشود و نه دوئیت حقیقی ایجاد میکند. در نهایت، ایشان با پیوند دادن این مباحث نظری به ساحت عمل و اخلاق، تبیین میکنند که چگونه درک صحیح از توحید افعالی و حقیقت وجود، ریشه انانیت، تفرعون و نزاعهای اجتماعی را میخشکاند و نگاه انسان را به هستی و جایگاه خود در عالم دگرگون میسازد.
وحدت در کثرت و حقیقت وجود
5بقاء تشخص واجب با تشخص ممکنات
حالا این تشخص که الآن در اینجا هست صحبت ما این است آیا با تشخص ممکنات آن تشخص ازبین میرود یا نمیرود؟ نه، نمیشود دیگر ازبین برود؛ یعنی وقتی که ممکنات تشخص پیدا کردند خدا معدوم شد؟! پودر شد هوا رفت؟! به هر مقدار که یک ماهیت در خارج تعیین پیدا کرد و یک وجود تشخص پیدا کرد یک تکه از خدا کم شد! عین کیسۀ برنج که یکییکی پیمانه برمیدارند و میریزند یکدفعه تَه آن را نگاه میکنی میبینی که دیگر نیست و تمام شد. باید کیسه را عوض کنیم و یکی دیگر بیاوریم. اینطوری که نیست!
خدا مثل دریا!
خدا مثل دریا میماند؛ شما کمی از این آب دریا بردار ـ نهاینکه بالا بیاوری، بالا بیاوری کم میشود ـ ببر پایین؛ مقداری داخل همان دریا قبل از اینکه خارج کنید، یک پیمانه از آب دریا در یک متری ببرید، الآن بهاندازۀ یک پیمانه در این آب هست یا نیست؟! هست اما درعینحال از دریا کم نشد. حالا دیدید دوتا تشخص باهم شد؛ یک تشخیص دریا و یک تشخص پیمانه در دریا.
تلمیذ: تشخص دریا برای خودش هست ولی این تشخص برای غیر است.
استاد: ما هم میگوییم که برای خودش هست. کافر شدی! این را جایی نگویی! غیری وجود ندارد. مگر ممکن است...
تلمیذ: خب دوتا تشخص هست؛ آن تشخص برای غیر است و این تشخص برای ذات است.
استاد: آیا میتوانیم بگوییم که این پیمانه در دریا، آب در آن نیست؟! میتوانیم بگوییم دیگر، محدود هم هست ولی متصل است؛ این آب متصل به اطراف و همه است. در عین اینکه دریا تشخص خودش را دارد و بهاندازۀ سر سوزنی از آب دریا کم نشد چون آب را بالا نیاوردیم اگر بالا بیاوریم حتی اقیانوس کبیر هم باشد بالأخره یک پیمانه از آن کم میشود ولی نه داخل خود دریا ما این آب را نگه داشتیم، از دریا کم نشد لذا هم میتوانیم بگوییم که از دریا کم نشد و هم میتوانیم بگوییم که دریا قالب قالب پیدا کرده است. حالا شما دوتا پیمانه داخل دریا بکنید یا سهتا یا هر چندتا خواستید بالأخره داخل دریا هست. این یک مثال برای این عالم وجود است. این وجودی که الآن آمده از آن بالصرافه بودنش به وجودات خاص، ظهورات خارجی پیدا کرده و زید، عمرو، بکر، سماء، ارض و اینها شده است آیا این تشخصات خارجی از آن وجود خدا کم کرده یا نه؟! نکرده است.
