اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدت در کثرت و حقیقت وجود

تبیین نسبت میان تشخصات خارجی و وجود اطلاقی الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «وحدت در کثرت» و نسبت میان تشخصات خارجی با وجود اطلاقی و بسیط حق‌تعالی می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه وجود و تفاوت آن با مفاهیم ذهنی آغاز شده و با نقد دیدگاه‌های رایج درباره تشخص، به این نتیجه می‌رسد که وجود در عین اطلاق و صرافت، دارای تشخص ذاتی است. در ادامه، استاد با استفاده از مثال‌های عرفانی و فلسفی، چگونگی جمع شدن تشخصات ممکنات با وجود نامتناهی الهی را شرح می‌دهند؛ به‌گونه‌ای که ظهور کثرات در عالم، نه موجب نقص در وجود حق می‌شود و نه دوئیت حقیقی ایجاد می‌کند. در نهایت، ایشان با پیوند دادن این مباحث نظری به ساحت عمل و اخلاق، تبیین می‌کنند که چگونه درک صحیح از توحید افعالی و حقیقت وجود، ریشه انانیت، تفرعون و نزاع‌های اجتماعی را می‌خشکاند و نگاه انسان را به هستی و جایگاه خود در عالم دگرگون می‌سازد.

وحدت در کثرت و حقیقت وجود

4
  • این مطلب که شما می‌فرمایید که مسئلۀ تشخص...، خود وجود فی‌حدّنفسه تشخص دارد؛ اگر خدا هیچ کسی را خلق نمی‌کرد هیچ تعینی ـ نه مجرد و غیر مجرد ـ خلق نمی‌کرد، آیا خود وجود برای خدا تشخص نداشت؟! خودش بود. «کانَ ‌الله و لم یَکن مَعه شی‌ءٌ و الآن کما کان»1 خودش برای خودش بود. اصلاً فرض کنید مقام واحدیت هم نداشت بالأخره خودش بود یا نبود؟! با‌اینکه وجود در آنجا وجود اطلاقی بود در آنجا لون، کم، حد و رسم نیست و ماهیت در آنجا راه ندارند و شدت و ضعف مراتب وجودی اصلاً در آنجا راه ندارد که ما حتی این مسئلۀ تشخص ... .

  • وجود دو تشخص در کنار هم در یک جا

  • تلمیذ: پس دو تشخص داریم ...

  • استاد: احسنت! یکی برای تعینات خارجی و [یکی هم تشخص ذات است] آن‌وقت نکته‌اش در این است در عین اینکه تشخص تشخص ذات است این هردو باهم در یک جا هستند، این را شما چه‌کار می‌کنید؟! تشخص که باید باشد و نمی‌شود که بگوییم: تشخص ندارد. شما بین این و آن فرق نمی‌گذارید؟! اگر فرق نگذارید به جای اینکه این را بخورید آن را می‌خورید! انسان اشتباه می‌گیرد. خیلی مسائل و خیلی چیزها اشتباه می‌شود.

  • تلمیذ: ظاهراً نمی‌شود.

  • استاد: اگر ما کردیم و شد چه می‌فرمایید؟! گفت: آقا نمی‌شود. گفت: ما کردیم و شد. چرا نمی‌شود؟ الآن این دوتا تشخص هست یا نه؟!

  • تلمیذ: تشخص برای ماهیات گفته می‌شود این به وجود مطلق...

  • استاد: احسنت پس شما هم مؤید ما شدید.

  • تلمیذ: علم ذات به ذات است...

  • استاد: نه، اصلاً بحث معرفت نیست تا تشخص نباشد که علمی نیست. مگر می‌شود عدم به خوش تشخص داشته باشد؟! تا یک موجودی قائم به ذات نباشد که نسبت به خودش عالم نیست. باید قائم به ذات باشد و باید متشخص باشد آن‌وقت علم حضوری ذات نسبت به ذات داریم خب قبول داریم. اول باید آن تشخص باشد، باید قائم به ذات باشد، باید غنی عن الغیر باشد، باید لا احتیاج إلی الغیر در آن محقق باشد، باید صمدیت را داشته باشد، اول باید همۀ اینها را داشته باشد آن‌وقت خودش عارف به خود هست، شاعر به خود هست، مشعر نسبت به خود و مشعر نسبت به اسماء و صفات خودش است.

    1. جامع الأسرار، سید حیدر آملى، ص 56.