
وحدت در کثرت و حقیقت وجود
تبیین نسبت میان تشخصات خارجی و وجود اطلاقی الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «وحدت در کثرت» و نسبت میان تشخصات خارجی با وجود اطلاقی و بسیط حقتعالی میپردازند. بحث با بررسی جایگاه وجود و تفاوت آن با مفاهیم ذهنی آغاز شده و با نقد دیدگاههای رایج درباره تشخص، به این نتیجه میرسد که وجود در عین اطلاق و صرافت، دارای تشخص ذاتی است. در ادامه، استاد با استفاده از مثالهای عرفانی و فلسفی، چگونگی جمع شدن تشخصات ممکنات با وجود نامتناهی الهی را شرح میدهند؛ بهگونهای که ظهور کثرات در عالم، نه موجب نقص در وجود حق میشود و نه دوئیت حقیقی ایجاد میکند. در نهایت، ایشان با پیوند دادن این مباحث نظری به ساحت عمل و اخلاق، تبیین میکنند که چگونه درک صحیح از توحید افعالی و حقیقت وجود، ریشه انانیت، تفرعون و نزاعهای اجتماعی را میخشکاند و نگاه انسان را به هستی و جایگاه خود در عالم دگرگون میسازد.
وحدت در کثرت و حقیقت وجود
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «وحدت در کثرت» و نسبت میان تشخصات خارجی با وجود اطلاقی و بسیط حقتعالی میپردازند. بحث با بررسی جایگاه وجود و تفاوت آن با مفاهیم ذهنی آغاز شده و با نقد دیدگاههای رایج درباره تشخص، به این نتیجه میرسد که وجود در عین اطلاق و صرافت، دارای تشخص ذاتی است. در ادامه، استاد با استفاده از مثالهای عرفانی و فلسفی، چگونگی جمع شدن تشخصات ممکنات با وجود نامتناهی الهی را شرح میدهند؛ بهگونهای که ظهور کثرات در عالم، نه موجب نقص در وجود حق میشود و نه دوئیت حقیقی ایجاد میکند. در نهایت، ایشان با پیوند دادن این مباحث نظری به ساحت عمل و اخلاق، تبیین میکنند که چگونه درک صحیح از توحید افعالی و حقیقت وجود، ریشه انانیت، تفرعون و نزاعهای اجتماعی را میخشکاند و نگاه انسان را به هستی و جایگاه خود در عالم دگرگون میسازد.
وحدت در کثرت و حقیقت وجود
12استاد: خب وجودش همین صور است دیگر. چه اشکال دارد که وجود این صور باشد؟! مگر الآن شما صورت ذهنی ندارید؟! آیا در ذهن شما وجود هست یا ماهیت هست؟! آیا میشود ماهیت باشد؟! آنچه که در ذهن هست وجود است منتها وجود ذهنی است اما این وجود ذهنی کم دارد، کیف دارد، هزارتا چیز دارد، لذا شما معانی را که در ذهنتان میآورید و این معانی با همدیگر اختلاف دارند. الآن شما زید را تصور میکنید بعد غنم را تصور میکنید این دوتا باهم خلط نمیشوند درحالیکه آنچه که در ذهن شماست وجود است و منافات ندارد که این ماهیت دو وجود داشته باشد؛ یک وجود ذهنی و یک وجود خارجی. در علم ازلی هم به همین کیفیت بود. علیٰکلّحال اینها مطالبی است که هرچه بیشتر روی آن بحث و فکر بشود جا دارد. انسان باید فکر بکند اطرافش را درنظر بگیرد مسائلی که مطرح میشود و گفته میشود، دیگران و بزرگان نسبت به این قضیه مطالبی را که مطرح میکنند منحیثالمجموع باید ببیند. اینهایی هم که مطالب را گفتند همه از بزرگان بودهاند اما حالا ما گاهی تجرّی میکنیم و خلاصه هرچه هست از همانها اقتباس و گرفته شده است و اینها هم مطالب خیلی دقیقی است لذا شما میبینید مرحوم صدرالمتألهین در جایجای اسفار یک مطالب چیزی دارند؛ یک اختلافاتی در مسائل هست. یکدفعه در یک جا در قاعدۀ علت و معلول میرسد انسان میماند این همان است.
نیاز به شهود علاوه بر مسئلۀ فهم و تعقل برای رسیدن به حاقّ واقع
در بحث ماهیات و اینها مسئله به یک نحو دیگر مطرح میشود. بهخاطر اینکه علاوه بر مسئلۀ فهم و تعقل مسئلۀ شهود در رسیدن به حاقّ واقع قضیه لازم دارد و بدون شهود هرچه انسان بخواهد مسئله را تعقل کند باز آن آرامش و اطمینانی که برای یک عارف بهواسطۀ شهود پیدا میشود هیچوقت برای یک حکیم پیدا نمیشود. این چیز مسلّمی است منتها خب این مطالب کمک میکند و هرچه دقت انسان نسبت به این قضایا بیشتر شود راه او را بیشتر تصحیح میکند. اگر همین مسئله فرض کنید برای انسان روشن شود اصلاً زندگی انسان را عوض میکند! تفکرات انسان را نسبت به افراد و اجتماع همه زیرورو میکند.
