اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی حقیقت «جعل» و نحوه تعلق اراده و مشیت الهی به موجودات می‌پردازند. بحث با بررسی سه دیدگاه مشهور فلاسفه پیرامون تعلق جعل به وجود، ماهیت یا صیرورت آغاز می‌شود. ایشان با نقد این آراء، بر این نکته تأکید دارند که اراده الهی به امر عدمی تعلق نمی‌گیرد و از سوی دیگر، تعلق آن به نفسِ وجودِ بسیط نیز مستلزم تحصیل حاصل است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس، تبیین می‌شود که جعل در حقیقت به «ماهیت» تعلق می‌گیرد، اما نه ماهیتی که بدون وجود باشد، بلکه ماهیتی که از طریق تصرف در وجود و استخراج از آن، تعین می‌یابد. در پایان، این نتیجه حاصل می‌شود که جعل، اراده مرید برای تحقق صورت ذهنی در خارج است که از طریق دخل و تصرف در مراتب وجود و تبدیل آن به صور نوعیه محقق می‌گردد.

حقیقت جعل و تعلق اراده الهی به تعینات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی حقیقت «جعل» و نحوه تعلق اراده و مشیت الهی به موجودات می‌پردازند. بحث با بررسی سه دیدگاه مشهور فلاسفه پیرامون تعلق جعل به وجود، ماهیت یا صیرورت آغاز می‌شود. ایشان با نقد این آراء، بر این نکته تأکید دارند که اراده الهی به امر عدمی تعلق نمی‌گیرد و از سوی دیگر، تعلق آن به نفسِ وجودِ بسیط نیز مستلزم تحصیل حاصل است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس، تبیین می‌شود که جعل در حقیقت به «ماهیت» تعلق می‌گیرد، اما نه ماهیتی که بدون وجود باشد، بلکه ماهیتی که از طریق تصرف در وجود و استخراج از آن، تعین می‌یابد. در پایان، این نتیجه حاصل می‌شود که جعل، اراده مرید برای تحقق صورت ذهنی در خارج است که از طریق دخل و تصرف در مراتب وجود و تبدیل آن به صور نوعیه محقق می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت جعل و تعلق اراده الهی به تعینات

8
  • بنابراین قول قائلینی که به جعل در ماهیت قائل هستند مثل بعضی از اشراقیون مثل شیخ شهاب و امثال‌ذلک و بعضی از حکماء مشاء از این نظر می‌توانیم قول آنها را با قول مرحوم صدرالمتألهین [یکی بدانیم] البته مرحوم صدرالمتألهین هم قائل نیست به اینکه جعل به خود اصل وجود تعلق می‌گیرد. این یک حرف خیلی بدیهی البطلان است و معنا ندارد ولی اینکه بگوییم که جعل به ماهیت تعلق نمی‌گیرد. نه! خلاصه این مسئله‌ای است که باید نسبت به آن نظر داشت و باید ببینیم منظور از جعل چیست؟ لذا می‌گویم که به‌نظر می‌رسد در معنای جعل آن‌طوری‌که بایدوشاید دقت کافی نشده است و آنچه را که کاملاً به‌نحو دودوتا چهارتا واضح بشود به آن کیفیت حاصل نشده است که گاهی دسته‌ای قائل به جعل در وجود می‌شوند و گاهی بعضی‌ها قائل به جعل در ماهیت می‌شوند و بعضی‌ها که از هردو قاعده عقب افتاده‌اند اصلاً جعل در صیرورت و نسبت را در آنجا قائل هستند این به‌خاطر این است که یک تصوری از جعل کردند بدون اینکه به عمق و محتوای واقعی او برسند لذا در این دست‌انداز افتادند والاّ مسئله روشن است که [جعل] نسبت به اصل وجود معنا ندارد و نسبت به نفس ماهیت بدون وجود آن‌هم معنا ندارد و محال است و نسبت به صیرورت هم که هیچ اصلاً نباید حرفش را زد! معنا ندارد که چطور نسبت به او تعلق نمی‌گیرد.

  • صیرورت یک مسئلۀ انتساب است و انتساب یک امر اعتباری است یعنی در زیدٌ موجودٌ این جعل به این نسبت بین زید و وجود تعلق می‌گیرد این یک امر اعتباری است و این اعتبار دست متکلم هست بله، این نحوه اشکال ندارد. این همان می‌شود و این همان وجود خاص است و جعل به تبدل خشب به آن مسطره تعلق می‌گیرد که این همان نفس ماهیت است.

  • کیفیت تعلق اراده و مشیت به خلق تعینات

/