اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی حقیقت «جعل» و نحوه تعلق اراده و مشیت الهی به موجودات می‌پردازند. بحث با بررسی سه دیدگاه مشهور فلاسفه پیرامون تعلق جعل به وجود، ماهیت یا صیرورت آغاز می‌شود. ایشان با نقد این آراء، بر این نکته تأکید دارند که اراده الهی به امر عدمی تعلق نمی‌گیرد و از سوی دیگر، تعلق آن به نفسِ وجودِ بسیط نیز مستلزم تحصیل حاصل است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس، تبیین می‌شود که جعل در حقیقت به «ماهیت» تعلق می‌گیرد، اما نه ماهیتی که بدون وجود باشد، بلکه ماهیتی که از طریق تصرف در وجود و استخراج از آن، تعین می‌یابد. در پایان، این نتیجه حاصل می‌شود که جعل، اراده مرید برای تحقق صورت ذهنی در خارج است که از طریق دخل و تصرف در مراتب وجود و تبدیل آن به صور نوعیه محقق می‌گردد.

حقیقت جعل و تعلق اراده الهی به تعینات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی حقیقت «جعل» و نحوه تعلق اراده و مشیت الهی به موجودات می‌پردازند. بحث با بررسی سه دیدگاه مشهور فلاسفه پیرامون تعلق جعل به وجود، ماهیت یا صیرورت آغاز می‌شود. ایشان با نقد این آراء، بر این نکته تأکید دارند که اراده الهی به امر عدمی تعلق نمی‌گیرد و از سوی دیگر، تعلق آن به نفسِ وجودِ بسیط نیز مستلزم تحصیل حاصل است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس، تبیین می‌شود که جعل در حقیقت به «ماهیت» تعلق می‌گیرد، اما نه ماهیتی که بدون وجود باشد، بلکه ماهیتی که از طریق تصرف در وجود و استخراج از آن، تعین می‌یابد. در پایان، این نتیجه حاصل می‌شود که جعل، اراده مرید برای تحقق صورت ذهنی در خارج است که از طریق دخل و تصرف در مراتب وجود و تبدیل آن به صور نوعیه محقق می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت جعل و تعلق اراده الهی به تعینات

11
  • تعلق جعل به ماهیت مستخرج از وجود

  • و اما قائلین به اصالة الوجود آنهایی که قائل به اصالت وجود هستند می‌توانند بگویند که جعل به ماهیت به‌واسطۀ وجود تعلق می‌گیرد. آن جعلی که به ماهیت تعلق می‌گیرد یعنی جاعل صورت نوعیۀ شیئی را از وجود استخراج می‌کند یعنی آنچه را که در فکر او گذشته است وجود خاص است و آن وجود خاص، آن خاص باعث شده است که جاعل دست به‌کار بشود آن خاص آن زید باعث شده است که در مقام ﴿وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي﴾1 بربیاید. آن خاص باعث شده است که و ﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾2 در اینجا جامۀ عمل بپوشد پس اراده به چه چیزی تعلق دارد؟ به آن خاص تعلق گرفته است و آن خاص، ماهیت است. پس این تعلق جعل به ماهیتی که در اینجا به آن ملتزم می‌شویم با آن تعلق جعل به ماهیتی که قائلین به اصالة الماهیة ملتزم می‌شوند دوتا است و این دیگر فرق می‌کند. در اینجا ارادۀ جاعل تعلق می‌گیرد به ماهیتی که آن ماهیت از وجود استخراج می‌شود، نه به ماهیتی که بدون وجود در خارج تشخص پیدا می‌کند.

  • ماندن ابدی ماهیت بدون وجود در مرحلۀ استواء

  • ماهیت بدون وجود در مرحلۀ استواء خودش إلی أبد الآباد باقی می‌ماند چه ارادۀ خدا تعلق بگیرد یا نگیرد! خدا هم اگر اراده کند نمی‌تواند ماهیتی را که برای... خدا اگر اراده کند می‌تواند دودوتا را چهارتا کند؟! نه، خدا اگر اراده کند می‌تواند ثلاثه را اربعه کند؟ نمی‌تواند! هرچه زور بزند از حالا تا روز قیامت خدا بخواهد سه را با حفظ هویت تبدیل به اربعه کند، به جان شریف سرکار نمی‌تواند! لذا او هم از این زورها نمی‌زند و می‌گوید که من بیخود نمی‌آیم زحمت بکشم!! چون نفس ثَلاثیت و ثُلاثیت در وجود خودش ذاتاً اقتضاء عدم اربعه را می‌کند و ذاتاً طارد اربعیت است و ذاتاً طارد اِثنینیت است. اربعه هم همین‌طور طارد خمسیت و ثلاثیت و هرکدام از این حرف‌ها است.

    1. . سوره حجر (15) آیه 29. معاد شناسى، ج 3، ص 166:
      «و من از روح خودم در او دمیدم.»
    2. . سوره نمل (16) آیه 3.
      ترجمه: «خدا آسمان‌ها و زمین را آفرید.» (محقق)
/