
حقیقت جعل و نسبت آن با ماهیت و وجود
تبیین چگونگی تعلق اراده الهی به موجودات و تفاوت ماهیات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق حقیقت جعل و چگونگی تعلق اراده پروردگار به موجودات میپردازند. بحث با تبیین مفهوم ماهیت و تمایز آن از وجود آغاز میشود و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که ماهیت بهخودیخود، فاقد وجود و عدم است و امکان، وجوب یا امتناع، اعتباراتی هستند که در مقام نسبتسنجی ماهیت با وجودِ علت، شکل میگیرند. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که جعل جاعل به چه چیزی تعلق میگیرد؛ آیا اراده الهی مستقیماً به ماهیت تعلق مییابد یا به وجود؟ استاد با رد تعلق جعل به ماهیت، تبیین میکنند که جعل، همان اعطاء وجود است که از ناحیه مبدأ اعلیٰ تنازل مییابد. در نهایت، این حقیقت روشن میشود که تفاوت موجودات در خارج، ناشی از تفاوت در کیفیت تعلق اراده و جعل الهی است که به هر موجود، هویت و حدود خاص خود را میبخشد.
حقیقت جعل و نسبت آن با ماهیت و وجود
7الآن از بسیاری از استخوانها تشخیص میدهند که فلان حیوان در ده هزار یا صد هزار سال پیش بوده یا در یک میلیون سال پیش فلان حیوان این شکلی بوده است اما الآن دیگر اسم و رسمی از آنها نیست، وجود خارجی آنها دیگر ازبین رفت ولی ماهیت آنها نه، ماهیت آنها براساس یک شکلبندی و براساس یک ذهنیت، آن ماهیت در وعاء خودش زنده میشود گرچه وجود خارجی ندارد.
بنابراین وقتی خدای متعال میگوید: ﴿وَأَنۢبَتۡنَا عَلَيۡهِ شَجَرَةٗ مِّن يَقۡطِينٖ﴾ این یقطین ماهیتش با وجود پروردگار نیامد بلکه ماهیتش بود، وجود خارجی در آنجا شن و رمل و اینها بوده است یکدفعه از وسط رملها یقطین درآمد. این معنای جعل است. این جعل که عبارت از ارادۀ پروردگار به خلق است آن اراده چیزی است که از ناحیۀ علت که مبدأ اعلیٰ است آمده و در معلول اثری گذاشته که آن معلول الآن در کنار حضرت یونس به این کیفیت درآمد، آن چه بود؟! آن عبارت از وجود است یعنی همان وجودی که در پروردگار بهعنوان وجود بالصرافه هست آن وجود وقتی که تنازل پیدا میکند یکمرتبه یقطین میشود این معنای جعل میشود. وقتی آن وجود تنازل پیدا میکند ...، تنازل پیدا میکند یعنی چه؟ یعنی تأثیر علت در معلول. اسم را عوض میکنید اسمش را جعل بگذارید، افاضه بگذارید، اضافۀ اشراقیه بگذارید، تأثیر علت در معلول بگذارید، تنازل اسماء و صفات بگذارید، خلق بگذارید، کُن وجودی بگذارید، تنازل اراده و مشیت بگذارید یا هرچه بگذارید آن وجود پروردگار بهعنوان علیت در خارج به این شکل درمیآید. یقطینی که در خارج بهوجود آمده خربزه نیست هندوانه نیست سیب و گلابی نیست.
یعنی آن اراده آمده و آن وجود بهنحوی در خارج شکل گرفته که آن شکلگیری، که آن شکلگیری این شیء خارجی را از بقیۀ اشیاء جدا کرده است! خب داریم به مطلب خیلی دقیق میشویم! یعنی همین وجود یکسره و گترهای نیامده است! مثل اعلامیه که هزارتا از آن هرکدام یک جا پخش بشود و در آن خانه و این خانه برود! وقتی طیاره میآید و از آن بالا اعلامیه میاندازد، آنکه نمیخواهد یک جا بیفتد بلکه یکدفعه پخش میکند حالا اینکه در یک خانه دوتا افتاد و در یک خانهای سهتا افتاد و در یک خانهای دهتا افتاد، دیگر کاری به آن ندارد و همینطوری پخش میکند و میرود. ولی این وجود آمده و همراه با خودش شکلگیری داده، حد و حدود قرار داده، کیفیت درست کرده، کمیت درست کرده و حواسّ بهخصوص را آورده است! یعنی همینطوری که اگر اراده تعلق بگیرد و یک شیئی در خارج بهوجود بیاید، خب چرا بهجای یقطین، خربزه بهوجود نیامد؟! چرا هندوانه بهوجود نیامد؟! ارادۀ پروردگار بر شکلگیری و کُنِ یقطین بوده است، نه بر کن وجودی بطیخ، هندوانه، تفاح، حیوان و امثالذلک! نه، اولاً این اراده بهنحو نبات بوده است و خود نبات هم هر نباتی نبوده؛ نبات درختی نبوده است بلکه نبات بوتهای بوده است و این نبات بوتهای هم کدو و بادمجان و فلان و این حرفها نبوده است، بلکه کدوی خاص به این کیفیت بوده است!
