
حقیقت جعل و نسبت آن با ماهیت و وجود
تبیین چگونگی تعلق اراده الهی به موجودات و تفاوت ماهیات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق حقیقت جعل و چگونگی تعلق اراده پروردگار به موجودات میپردازند. بحث با تبیین مفهوم ماهیت و تمایز آن از وجود آغاز میشود و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که ماهیت بهخودیخود، فاقد وجود و عدم است و امکان، وجوب یا امتناع، اعتباراتی هستند که در مقام نسبتسنجی ماهیت با وجودِ علت، شکل میگیرند. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که جعل جاعل به چه چیزی تعلق میگیرد؛ آیا اراده الهی مستقیماً به ماهیت تعلق مییابد یا به وجود؟ استاد با رد تعلق جعل به ماهیت، تبیین میکنند که جعل، همان اعطاء وجود است که از ناحیه مبدأ اعلیٰ تنازل مییابد. در نهایت، این حقیقت روشن میشود که تفاوت موجودات در خارج، ناشی از تفاوت در کیفیت تعلق اراده و جعل الهی است که به هر موجود، هویت و حدود خاص خود را میبخشد.
حقیقت جعل و نسبت آن با ماهیت و وجود
5لزوم سنخیت علت و معلول
بله، وجود آن ماهیت بهدست پروردگار است که آیا این ماهیت در خارج تحقق پیدا بکند یا نکند، آن بهدست خداست ولی خود آن ماهیت دیگر جعلش بهدست خدا نیست و جاعل آنچه را که افاضه میکند عبارت از حقیقتی است که در ذات اوست، این همان قضیۀ جعل است. آنچه را که جاعل افاضه میکند عبارت از همان حقیقتی است که در ذات او هست و آنچه را که علت به معلول اعطاء میکند عبارت از حقیقتی است که در ذات اوست. شما تابهحال دیدهاید آتش باعث برودت هیزم شود؟! نه، چون برودت در آتش نیست و آنچه که از آتش تجلی میکند حرارت است. از ثلج و یخ برودت تراوش میکند، هیچوقت دیده شده است که از یخ و ثلج حرارت طلوع و ظهور کند و یک کاغذ یا چوبی را به اشتعال دربیاورد؟! فاقد شیء معطی شیء نخواهد بود! این قاعده قاعدۀ کلی است. آنچه که از ناحیۀ علت به معلول سرایت میکند باید از جنس علت باشد و آنچه که خارج از علت است قابل تسری از علت به معلول نخواهد بود.
حالا وقتی که خدای متعال و آن مبدأ اعلیٰ، حقیقتش همانطوریکه قبلاً عرض شد عبارت از صرف وجود و إنیّت او عبارت از حقیقت وجود است و خدای متعال ماهیت ندارد، چگونه ممکن است که از ناحیۀ علت افاضۀ ماهیت شود؟! خدا که دارای ماهیت نیست تااینکه از علت ماهیت افاضه شود! آنچه که در خارج هست قبلاً شیئی به نام ماهیت نبوده و الآن آنچه که در خارج هست ماهیت است. این ماهیت از کجا آمد؟! از خدا! خدا که ماهیت ندارد! خدا وجود دارد و إنیّت و هویت پروردگار همان صرافت وجود است پس چطور ممکن است که افاضه افاضۀ ماهیت باشد؟!
جعل: اعطاء وجود
پس ما استحالۀ افاضۀ ماهیت را از اینجا بهدست آوردیم. آنچه که از ناحیۀ علت میخواهد به معلول سرایت بکند عبارت از مسئلۀ وجود است و این میشود: مسئلۀ جعل! پس در مسئلۀ جعل یک چیز بیشتر وجود ندارد و آن عبارت از اعطاء وجود است. تابهحال دیروز زید وجود خارجی نداشت امروز یکدفعه میبینید از فلان زن زید متولد میشود. دیروز درخت وجود نداشت اما امروز میبینید در این باغچۀ مدرسه درخت سبز میشود. دیروز فلان حیوان نبود امروز میبینید فلان حیوان بهوجود آمد و همینطور در مسائل دفعی که خب اینها مسائل رتبی است و در مسائل دفعی هم همینطور است در آنچه را که وجود و خلقت اوست وجود ابتدایی است و وجود، وجود دفعی بود. در تمام این اشیاء چه مجرداتش و چه مادهاش چه آنچه در وجودش احتیاج به زمان دارد و چه آنچه که در وجودش احتیاج به زمان ندارد و جزء مبدعات است آنچه که ارادۀ پروردگار به او تعلق میگیرد و بهواسطۀ کُن وجودی است که میفرماید: ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيًۡٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾1 یعنی قبلاً نبوده دیگر؛ قبلاً زید نبود الآن میگوید: زید باش. قبلاً عمرو نبود الآن میگوید: عمرو باش. قبلاً فلان درخت نبود الآن میگوید: فلان درخت باش. ﴿وَأَنۢبَتۡنَا عَلَيۡهِ شَجَرَةٗ مِّن يَقۡطِينٖ﴾2 یقطین نبود اما برای حضرت یونس در کنار دریا وقتی بیرون آمد یکدفعه یقطین هم سبز شد و بهوجود آمد. این میشود: جعل. این ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيًۡٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾ است. أرادَ شجرة یقطین، فَکانت؛ مؤنث مجازی است و حقیقی نیست یک وقت با حقیقی اشتباه نگیرید!! این اراده وقتی که میخواهد تعلق بگیرد در آن فکر پروردگار ـ البته ما تشبیه میکنیم والاّ خدا فکر ندارد ـ و ذهن پروردگار، بهعنوان تشبیه، چه میگذرد که این شجرۀ یقطین یکمرتبه میروید؟! چه میگذرد و چه فعل و انفعالی انجام میشود؟!
- . سوره یس (36) آیه 82. معاد شناسی، ج 6، ص 51:
«این است و جز این نیست که امر خداوند براى ایجاد چیزى را که اراده کند، اینست که به او بگوید: بشو! و به مجرّد این گفتار، میشود.» - . سوره صافات (37) آیه 146.
ترجمه: «و بر او گیاهی از نوعی کدو رویاندیم.» (محقق)
- . سوره یس (36) آیه 82. معاد شناسی، ج 6، ص 51:
