اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت جعل و نسبت آن با ماهیت و وجود

تبیین چگونگی تعلق اراده الهی به موجودات و تفاوت ماهیات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق حقیقت جعل و چگونگی تعلق اراده پروردگار به موجودات می‌پردازند. بحث با تبیین مفهوم ماهیت و تمایز آن از وجود آغاز می‌شود و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که ماهیت به‌خودی‌خود، فاقد وجود و عدم است و امکان، وجوب یا امتناع، اعتباراتی هستند که در مقام نسبت‌سنجی ماهیت با وجودِ علت، شکل می‌گیرند. در ادامه، این پرسش مطرح می‌شود که جعل جاعل به چه چیزی تعلق می‌گیرد؛ آیا اراده الهی مستقیماً به ماهیت تعلق می‌یابد یا به وجود؟ استاد با رد تعلق جعل به ماهیت، تبیین می‌کنند که جعل، همان اعطاء وجود است که از ناحیه مبدأ اعلیٰ تنازل می‌یابد. در نهایت، این حقیقت روشن می‌شود که تفاوت موجودات در خارج، ناشی از تفاوت در کیفیت تعلق اراده و جعل الهی است که به هر موجود، هویت و حدود خاص خود را می‌بخشد.

حقیقت جعل و نسبت آن با ماهیت و وجود

4
  • در خود ماهیت آنچه را که هست... خدا بخواهد یا نخواهد اربعه زوج است این منظور از بودن است گرچه در خارج اربعه‌ای هم نباشد. خدا بخواهد یا نخواهد مثلث سه ضلع دارد حالا اگر خدا بخواهد رأی او تعلق بگیرد، بگوید: از فردا همۀ مثلث‌ها چهارضلعی هستند! می‌گوییم: برو پی کارت! خدایی به ‌جای خود، حرف درست بزن! حرف مفت چیست می‌زنی؟! می‌گوید: من خدا هستم! می‌گوییم که خدا باش! می‌خواهی باش می‌خواهی نباش! خدا باشی پیغمبر باشی مثلث سه ضلع دارد! اگر امام بیاید بگوید ـ حالا گاهی می‌شود ـ خدا بگوید که دایره عبارت از چهارضلعی است، می‌گوییم: نه این نیست. این معنای بودن است. بنابراین اراده و مشیت خدا هیچ‌گونه دخالتی در جعل ماهیت ندارد. این همان منظور ماست! ماهیت انسان عبارت از حیوان و ناطق است و این چیزی است که خود خدا خلق کرده است، چه در خارج انسانی باشد یا انسانی نباشد. ماهیت غنم عبارت از این خصوصیت نوعیه و حیوانیۀ مخصوص است که آن خصوصیت نوعیۀ حیوانیه او را از بقر تمییز می‌دهد، او را از جمل تمییز می‌دهد، او را از کلب تمییز می‌دهد، خصوصیت نوعیۀ کلب یک حالتی است یک شاکله‌ای است یک خمیره‌ای است که او را از سایر حیوانات تمییز می‌دهد. اسم این ماهیت می‌شود و این ماهیت قابل تغییر نیست.

  • بله، ممکن است خدا یک ماهیت دیگری را در یک موجود دیگری که تابه‌حال به ذهن ما نمی‌رسیده خلق کند، ایراد ندارد. فرض کنید انسان اطلاع پیدا می‌کند بر یک حیوانی در فلان جزیره‌ای که اصلاً با هیچ یک از حیواناتی که تابه‌حال انس داشته شباهتی ندارد. بعد می‌آید در اثر مجاورت و تجربۀ با او و در اثر برخورد با او از پیش خودش یک جنس و فصلی برای او اعتبار می‌کند و اسم او را فلان حیوان می‌گذارد که هیچ مشابهتی با غنم، بقر، کلب و با سایر اشیاء خارجی ندارد ولی وقتی که انسان یک ماهیتی را تصور کرد و وقتی یک ماهیتی قوام پیدا کرد، دیگر وضع و رفع آن ماهیت به‌دست جاعل و به‌دست پروردگار نیست.