
تبیین حقیقت جعل و تعلق آن به ماهیات
تحلیل جایگاه ماهیت و وجود در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله جعل و نحوه تعلق اراده الهی به اعیان میپردازند. بحث با تفکیک میان جعل وجود و جعل ماهیت آغاز میشود و با تبیین این نکته که جعل به حقیقت وجود به دلیل امتناع تحصیل حاصل تعلق نمیگیرد، به سراغ ماهیت میرود. در ادامه، تفاوت میان ماهیت مبهمه و ماهیت مشخصه بررسی شده و این پرسش مطرح میشود که چگونه جعل به ماهیت تعلق میگیرد. استاد با بهرهگیری از مثالهای عرفی و فلسفی، چگونگی تحقق تشخصات خارجی در علم عنائی حق را شرح داده و با نقد نگاههای سطحی به مطلوبات دنیوی، مفهوم اصنام درونی و هواهای نفسانی را در پرتو آیه شریفه «رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ» تبیین میکنند. در نهایت، این بحث به نتیجه میرسد که بسیاری از دلبستگیهای انسان، ناشی از بخشیدن لباس وجود به شبحهای ذهنی و ماهیات اعتباری است.
تبیین حقیقت جعل و تعلق آن به ماهیات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله جعل و نحوه تعلق اراده الهی به اعیان میپردازند. بحث با تفکیک میان جعل وجود و جعل ماهیت آغاز میشود و با تبیین این نکته که جعل به حقیقت وجود به دلیل امتناع تحصیل حاصل تعلق نمیگیرد، به سراغ ماهیت میرود. در ادامه، تفاوت میان ماهیت مبهمه و ماهیت مشخصه بررسی شده و این پرسش مطرح میشود که چگونه جعل به ماهیت تعلق میگیرد. استاد با بهرهگیری از مثالهای عرفی و فلسفی، چگونگی تحقق تشخصات خارجی در علم عنائی حق را شرح داده و با نقد نگاههای سطحی به مطلوبات دنیوی، مفهوم اصنام درونی و هواهای نفسانی را در پرتو آیه شریفه «رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ» تبیین میکنند. در نهایت، این بحث به نتیجه میرسد که بسیاری از دلبستگیهای انسان، ناشی از بخشیدن لباس وجود به شبحهای ذهنی و ماهیات اعتباری است.
تبیین حقیقت جعل و تعلق آن به ماهیات
9بنابراین این ماهیتی که میخواهد جعل به آن تعلق بگیرد پیش اصالت الماهویها مثل همان شبحی میماند که ما در ذهن خود به آن صورت خارجی دادیم و بعد آن صورت خارجی را داریم در ذهن میپرورانیم و داریم به آن حیات میدهیم داریم به آن قدرت میدهیم داریم به آن قوت میدهیم و داریم آثار وجود را بر آن باز میکنیم. اگر ارادۀ پروردگار تعلق بگیرد، آن شبح هست و اگر اراده برداشته شود آن شبح نیست. همین! اصالت ماهیت این را میگوید. پس اصالت ماهیت میگوید: آن شبحی که در خارج هست فرقش این هست که شما او را متصف به وجود میکنید و وجود را از آن انتزاع میکنید ولی آن شبحی که در ذهن هست را قدرت ندارید متصف به وجود کنید لذا صبح که بلند میشوید بچه به مادرش میگوید: من دیشب یک نفر را دیدم که آمد از اینجا رفت، متصف به وجود میکند. مادر میگوید: نه بابا خواب دیدی! نمیفهمد. میگوید: نه، من کجا خواب دیدم؟! خودم دیدم یکی آمد در آنجا و از اطاق رد شد و رفت. یعنی این بچه آن شبح را در عالم خودش دارد متصف به وجود میکند. وقتی که بزرگ شد و سنش به ده و بیست سال رسید و فلسفه که خواند ماشاءالله یکدفعه میبیند ای بابا چه اشتباهی کردیم! در هفتسالگی در پنجسالگی ما فلان شیء را که دیدیم [اینطور بود]. در ذهنش هم هست دیگر.
الآن خود بنده یادم هست که دوساله بودم و داشتم از طبقۀ دوم به خیابان حریرچیان میدان شهدا طهران به آسمان نگاه میکردم و این ابرها داشتند راه میرفتند، گفتم: مادر آسمان دارد راه میرود. هنوز خندۀ مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ را یادم هست با والده در حیاط بودند، گفتند: سید محسن دارد میگوید: آسمان راه میرود! قشنگ یادم هست دو سال بودم شاید هم کمتر بودم! من هنوز جریاناتی برای والده دربارۀ مجالس و جلسات تعریف میکنیم که آنوقت یک سال و هشت یا نه ماه بودم. آن موقع آزاد بود و تکلیف هم نبودیم!!
