اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

جعل و اصالت ماهیت در فلسفه

بررسی تفاوت دیدگاه‌های اصالت وجود و اصالت ماهیت

14٬053
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» در تقابل میان دو مکتب اصالت وجود و اصالت ماهیت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه مشائین آغاز می‌شود که جعل را متعلق به وجود می‌دانند و در ادامه، چالش‌های ذهنی حکمای اشراقی که منجر به گرایش آن‌ها به اصالت ماهیت شده است، بررسی می‌گردد. استاد با تحلیل دقیقِ مفهوم تعین و تشخص در ذات باری‌تعالی، به این پرسش پاسخ می‌دهند که اگر وجودِ حق، بسیط و متعین است، جعل به چه چیزی تعلق می‌گیرد؟ در این مسیر، مفاهیمی همچون هوهویت، مقام احدیت و نحوه صدور ماهیات از علت تبیین شده و تفاوت میان جعلِ وجودی و جعلِ ماهوی روشن می‌گردد. هدف نهایی این بحث، گشودن گره‌های ذهنی پیرامون توحید علمی و عینى است تا مخاطب دریابد چگونه کثرات در عینِ تمایز، با حقیقتِ واحدِ وجود پیوند می‌خورند و چرا درک صحیح این مبانی، کلید فهمِ دقیقِ توحید است.

جعل و اصالت ماهیت در فلسفه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» در تقابل میان دو مکتب اصالت وجود و اصالت ماهیت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه مشائین آغاز می‌شود که جعل را متعلق به وجود می‌دانند و در ادامه، چالش‌های ذهنی حکمای اشراقی که منجر به گرایش آن‌ها به اصالت ماهیت شده است، بررسی می‌گردد. استاد با تحلیل دقیقِ مفهوم تعین و تشخص در ذات باری‌تعالی، به این پرسش پاسخ می‌دهند که اگر وجودِ حق، بسیط و متعین است، جعل به چه چیزی تعلق می‌گیرد؟ در این مسیر، مفاهیمی همچون هوهویت، مقام احدیت و نحوه صدور ماهیات از علت تبیین شده و تفاوت میان جعلِ وجودی و جعلِ ماهوی روشن می‌گردد. هدف نهایی این بحث، گشودن گره‌های ذهنی پیرامون توحید علمی و عینى است تا مخاطب دریابد چگونه کثرات در عینِ تمایز، با حقیقتِ واحدِ وجود پیوند می‌خورند و چرا درک صحیح این مبانی، کلید فهمِ دقیقِ توحید است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جعل و اصالت ماهیت در فلسفه

9
  • أی اتصافُ ماهیةِ المعلولِ بالوجودِ بِالمعنَى الذی ذَکَرناهُ لا أنَّ الأثرَ الأولَ هو ماهیةُ الاتصافِ أو ذاتُ المعلولِ أو نفسُ الوجودِ لاستِغناءِ الماهیاتِ بِحقائِقِها التصوریةِ عِندَهم مِن الجاعلِ.

  • منظور از موجودیت چیست؟ یعنى ماهیت معلول متصف به وجود بشود به همان معنایى که گفتیم، یعنى خود وجود متبدل به موجودیت بشود. اثر اول ماهیت اتصاف نیست. یعنى اثرى که مى‌خواهد به‌وجود بیاورد ماهیت نیست بلکه آن اثر به وجود مى‌خورد. ماهیت یک نقشی است و آن نقش هم عدم است، ارادۀ پروردگار هم که به عدم تعلق نمى‌گیرد. پس اثر، شکل‌گیرى وجود است؛ آن وجود را شکل دادن است.

  • أو ذاتُ المعلولِ ... یا ذات معلول باشد، ماهیت اتصاف یعنى متصف شدن وجود به موجودیت که آن یک مسئلۀ اعتبارى است؛ وقتى که وجود، ماهیت پذیرفت، مى‌گوییم: وجودِ معلول، وجودِ حیوان، وجودِ انسان. این اضافه یعنى همان ماهیت اتصاف. اتصاف بعد از تحقق موصوف پیش مى‌آید و تا وقتى که یک موصوفى نباشد دیگر اتصاف معنایی ندارد. اینکه مى‌گوییم: «وجودِ معلول»، اثر اول به اتصاف نمی‌خورد و به ذات معلول یعنى همان ماهیت هم نمى‌خورد.

  • بهشت برین!

  • أو نفسُ الوجودِ ... به نفس وجود هم که نمى‌خورد چون جعل که به نفس وجود تعلق نمى‌گیرد آن نفس وجود برای پروردگار است و آن که هست چون [ماهیات به دلیل حقایق تصوریشان نزد آنها از جاعل بی‌نیاز هستند] الآن بنده در ذهنم هزارتا ماهیت هست جعل به آنها تعلق نمى‌گیرد. بخواهم یا نخواهم همین‌طور ماهیت مى‌آید. شما یک ساعت بنشینید بعد آنچه را که در ذهنتان آمده غرب و شرق و بالا و پایین همه را ذخیره کنید و اگر یک دستگاه نوار مغزى به سرتان وصل کنند طول نوار مغزى‌تان از اینجا تا طهران می‌شود! آن‌قدر همین‌طور آدم غرب و شرق، بالا و پایین و در عالم توهمات و تصورات می‌رود و همین‌طور نفس دارد مى‌گردد! آیا دیده‌اید که آدم یک ساعت بنشیند و ذهنش به هیچ جا نرود؛ همین‌طور آرام، متین، ساکت، وزین و سنگین در خود بنشیند و ذهنش جایی نرود؟! دیده‌اید؟! نه! همین‌که آدم مى‌نشیند [در ذهنش می‌گوید که] این چه‌کار کرد، آن چه کرد، آن پشت سر من حرف زد، پدرش را درمى‌آورم ...، همین‌طور شروع به گشتن مى‌کند!

/