اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت جعل و ظهور اسماء الهی

نقش صفات در بروز ذات پروردگار در عالم هستی

14٬067
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «جعل» و نسبت آن با ذات و صفات پروردگار می‌پردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز می‌شود که آیا جعل، تنها منبعث از اسماء و صفات است یا ذات نیز در آن دخالت دارد. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های فلاسفه و عرفا، این نکته تبیین می‌شود که اسماء و صفات بدون اتکاء به ذات، استقلالی ندارند و در واقع، جعل چیزی جز نزول ذات در قالب تعینات و صفات نیست. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عرفانی و ادبی، نشان می‌دهند که چگونه تمام ظهورات عالم در وحدت بالصرافه منمحی هستند و هرچه در خارج پدید می‌آید، تجلی ذات در آینه اسماء است. در نهایت، برکات سکوت و پرهیز از حرف‌زدن‌های بیهوده به عنوان راهی برای رسیدن به استقامت درونی و درک ظهورات الهی مورد تأکید قرار می‌گیرد تا مخاطب دریابد چگونه باید از کثرت به وحدت بازگردد.

حقیقت جعل و ظهور اسماء الهی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «جعل» و نسبت آن با ذات و صفات پروردگار می‌پردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز می‌شود که آیا جعل، تنها منبعث از اسماء و صفات است یا ذات نیز در آن دخالت دارد. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های فلاسفه و عرفا، این نکته تبیین می‌شود که اسماء و صفات بدون اتکاء به ذات، استقلالی ندارند و در واقع، جعل چیزی جز نزول ذات در قالب تعینات و صفات نیست. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عرفانی و ادبی، نشان می‌دهند که چگونه تمام ظهورات عالم در وحدت بالصرافه منمحی هستند و هرچه در خارج پدید می‌آید، تجلی ذات در آینه اسماء است. در نهایت، برکات سکوت و پرهیز از حرف‌زدن‌های بیهوده به عنوان راهی برای رسیدن به استقامت درونی و درک ظهورات الهی مورد تأکید قرار می‌گیرد تا مخاطب دریابد چگونه باید از کثرت به وحدت بازگردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت جعل و ظهور اسماء الهی

8
  • بیان مثال برای تقریب معنای واحد بالصرافه

  • پس از این مچ تا اینجا ید واحده است بااینکه ظهورات این ید مختلف است! این انگشت [شصت] به یک شکل است و یک خاصیت از آن می‌آید مخصوصاً در وقتی که دو نفر باهم صحبت می‌کنند، این انگشت خیلی مفید است! آن انگشت یک خاصیت دیگری دارد و انسان با آن در ادارۀ ثبت اسناد انگشت‌نگاری می‌کند یا وقتی خواستند او را به یک جایی ببرند [کارایی دارد]!! حالا اینها را از کف دست مجزا کنید، این کف دست هم یک خاصیت دارد و شکلش با اینها فرق می‌کند ولی با تمام این اختلافات به این ید می‌گویید! این ید همان وحدت بالصرافه است که آن وحدت بالصرافه یک حقیقتی دارد که حقیقتش لحمیت، عظمیت، بشریت و شعریت است و همۀ اینها آن ذات وحدت بالصرافه را تشکیل می‌دهد. از باب تقرّب می‌گویم! آن وحدت بالصرافه به اَشکال درمی‌آید. یک شکل آن اظفار است! یک شکل آن عظم است! یک شکل آن لحم است! یک شکل آن شعر است! یک شکل آن بشره است! یک شکل آن دم است! یک شکل آن عروق است! این اعصاب اصلاً ارتباطی با ناخن ندارند، ناخن حس ندارد! شما هرچه ناخن را فشار بدهید درد ندارد و اگر یک وقت درد می‌گیرد به‌خاطر عصب زیرش درد می‌گیرد والاّ خود ناخن را فشار بدهید، هرچه فشار بدهید درد ندارد. ولی عصب درد دارد و درد را احساس می‌کند و جنسش فرق می‌کند، به همۀ اینها یدٌ می‌گوییم. این وحدت، وحدت بالصرافه می‌شود. پس آن ذات پروردگار که او واحد بالصرافه است، وحدت او که همان مقام هوهویت است، آن وحدت منتزَع از نفس ذات است، نه اعتبار معتبر است و نه تغییر در خود ذات است! در مقام واحدیت خود ذات تغییر پیدا می‌کند و به شکل درمی‌آید و این مقام واحدیت می‌شود؛ یعنی مقامی که آن ذات خود را به صورت و تعیّن و تشخص درمی‌آورد و می‌خواهد به خودش حد بزند! آن مقام واحدیت هم طبق سیر هرمی خودش از آنجا می‌آید و تبدیل به وحدات و انوار متعدد می‌شود و نفوس ائمه علیه‌السّلام که آن‌هم برای تقسیم آن ذات در صفات مختلف مجرای فیض قرار می‌گیرد. آن ذات را در اینجا می‌آورد و از این علم این‌قدر به آن می‌دهد! آن ذات دیگر را می‌آورد و این‌قدر به آن می‌دهد! آن ذات را می‌‌آورد و عمرو را درست می‌کند و از علم پروردگار این‌قدر به او می‌دهد و از جمال این‌قدر می‌دهد. یکی قشنگ است، یکی زشت است، یکی استعدادش زیاد است، یکی استعدادش کم است، یکی حافظه‌اش زیاد است، یکی حافظه‌اش کم است! مثل حکیم ما که هرچه خوبان همه دارند [او] فقط به تنها دارد!!

/