
حقیقت جعل و ظهور اسماء الهی
نقش صفات در بروز ذات پروردگار در عالم هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «جعل» و نسبت آن با ذات و صفات پروردگار میپردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز میشود که آیا جعل، تنها منبعث از اسماء و صفات است یا ذات نیز در آن دخالت دارد. در ادامه، با نقد دیدگاههای فلاسفه و عرفا، این نکته تبیین میشود که اسماء و صفات بدون اتکاء به ذات، استقلالی ندارند و در واقع، جعل چیزی جز نزول ذات در قالب تعینات و صفات نیست. استاد با بهرهگیری از مثالهای عرفانی و ادبی، نشان میدهند که چگونه تمام ظهورات عالم در وحدت بالصرافه منمحی هستند و هرچه در خارج پدید میآید، تجلی ذات در آینه اسماء است. در نهایت، برکات سکوت و پرهیز از حرفزدنهای بیهوده به عنوان راهی برای رسیدن به استقامت درونی و درک ظهورات الهی مورد تأکید قرار میگیرد تا مخاطب دریابد چگونه باید از کثرت به وحدت بازگردد.
حقیقت جعل و ظهور اسماء الهی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «جعل» و نسبت آن با ذات و صفات پروردگار میپردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز میشود که آیا جعل، تنها منبعث از اسماء و صفات است یا ذات نیز در آن دخالت دارد. در ادامه، با نقد دیدگاههای فلاسفه و عرفا، این نکته تبیین میشود که اسماء و صفات بدون اتکاء به ذات، استقلالی ندارند و در واقع، جعل چیزی جز نزول ذات در قالب تعینات و صفات نیست. استاد با بهرهگیری از مثالهای عرفانی و ادبی، نشان میدهند که چگونه تمام ظهورات عالم در وحدت بالصرافه منمحی هستند و هرچه در خارج پدید میآید، تجلی ذات در آینه اسماء است. در نهایت، برکات سکوت و پرهیز از حرفزدنهای بیهوده به عنوان راهی برای رسیدن به استقامت درونی و درک ظهورات الهی مورد تأکید قرار میگیرد تا مخاطب دریابد چگونه باید از کثرت به وحدت بازگردد.
حقیقت جعل و ظهور اسماء الهی
3چون خدا خواهد کهمان یاری کند *** میل ما را جانب زاری کند1 حرف زدن و خندۀ ممدوح و مذموم
آن کسی که خیلی در حال خنده است، اگر خندۀ او ناشی از ابتسام و صفای ذات او باشد ایراد ندارد بلکه اگر ناشی از بروز و ظهورات کثرتی باشد گرچه آنها هم بروز و صفات خداست، این خنده ایراد دارد و این خنده خندۀ صحیح نیست. انسان نباید وقت و حال خود را بگذارد بر اینکه تصنعاً و مجازاً متصف به وصفی بشود که آن وصف برای او صحیح نباشد! دائماً حرف بزند؛ اگر این صحبت و حرف زاییدۀ ذهن و نفس است و منبعث از جهت مقام تکلیم است، این ایراد ندارد اما اینکه انسان دائماً حرف بزند، این حرف زدن برای او مضر است! یعنی سؤال کردن و صحبت کردن ولو اینکه مسئله باشد، نفعش برای او کمتر از ساکت بودن و منافعی است که بهواسطۀ سکوت به او میرسد! ببین چقدر مسئله مهم است! بعضیها خیال میکنند هرچه بیشتر حرف بزنند ولو اینکه رفع مشکل بشود مفید است، نه! این نیست و قضیه به این کیفیت نیست! انسان در تمام 24 ساعتش مشکل دارد و اگر 24 ساعت حرف بزند باز جای حرف زدن دارد! 24 ساعت بعد هم باز جای حرف زدن دارد و یک ماه بعد هم باز جای حرف زدن دارد و هیچوقت مشکل انسان تمام نمیشود! آیا این مشکل فقط باید با حرف زدن حل شود؟! آن کسی که بناء حل مشکلش را بر حرف زدن میگذارد، هیچوقت مشکلش حل نخواهد شد! وقتی که درون انسان اقتضاء صحبت کند فرق میکند تااینکه دائماً خودش را به حرف زدن و صحبت کردن بیاورد!
برکات سکوت!
برکاتی را که سکوت کردن و خاموش بودن برای انسان میآورد بیش از آن است که انسان دائماً حرف بزند و بهواسطۀ صحبت کردن بخواهد رفع اشکال کند! خندیدن و شوخی کردن اگر از صفای دل است اقتضاء حسن میکند و اگر از یک امر عادی است اقتضاء ظلمت میکند! کسی که زیاد شوخی میکند، تاریک است! کسی که مدام حرف میزند، سبک است! بادکنک است! آن کسی که صحبت نمیکند، در درونش پر است و به یک استقامت میرسد و خودش مشکل را حل میکند! این عجیب است که چطور خدا به انسان یک قدرت و اراده و همتی میدهد و برقهایی میآید که این برقها اشکالات را حل میکند و دیگر به صحبت کردن و اینها نمیرسد! اینها بروزات و ظهورات اسماء و صفات الهی است که از آن بالاترین مرتبۀ تجلی که نفس پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم است تا ذرۀ این عالم خاکی، این اسماء و صفات کار میکنند و دائماً حرکت میکنند و دائماً بروز و ظهور ایجاد میکنند! ما یک اسم و وصفی و صفتی شنیدهایم اما نمیدانیم که این اسم و وصف در خارج چه عملی را بهوجود میآورد! اسم و صفت الهی غیر از ذات الهی کاری انجام نمیدهد!
- . مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 23.
