
امکان ذاتی و استعدادی در نظام هستی
تحلیل جایگاه علل مادی و اراده الهی در تحقق حوادث
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه اسلامی میپردازند. بحث با تعریف امکان ذاتی به عنوان ویژگی مشترک تمام ماهیات آغاز شده و سپس امکان استعدادی به عنوان ظرفیت اشیاء برای تغییر و پذیرش صورتهای جدید در بستر ماده معرفی میشود. در ادامه، ضرورت وجود سلسله علل مادی و شرایط زمانی برای تحقق حوادث بررسی شده و نقش ماده به عنوان محل پذیرش این تحولات تبیین میگردد. بخش پایانی سخنرانی به تحلیل نحوه تحقق معجزات و تصرفات اولیای الهی اختصاص دارد؛ جایی که استاد با تأکید بر اینکه اراده ولیّ خدا نیز بخشی از نظام دقیق هستی است، توضیح میدهند که چگونه معجزات بدون نقض نظام علیت، از طریق احاطه بر اسباب و مسببات محقق میشوند. این بحث در نهایت به درک عمیقتری از پیوند میان اراده الهی، اختیار انسان و نظام تکوین منجر میشود.
امکان ذاتی و استعدادی در نظام هستی
4این سلسلۀ علل و این شیئی که دارای این استعداد است باید یک امر متجدد الذات و الهویهای باشد که حدوث و انقضاء این از صفات ذاتی خودش باشد. آن شیئی که میخواهد متبدل بشود باید هم حدوث و هم انقضائش چون تدرج الحصول است از صفات ذاتیه باشد. پس باید یک محلی برای این حوادث باشد که آن محل ماده است. آن حدوث و انقضاء او به صورت شیء برمیگردد و آن محلی که این صورت تبدل پیدا میکند نطفه به علقه و علقه به مضغه و کذا یا یک دانه تبدیل به یک گیاه خیلی نرم و ملایم [میشود] و بعد از زمین خارج میشود و بعد همینطور تبدل انواع پیدا کند تا به درختی برسد که پانزده متر یا بیست متر طولش باشد و بتواند این مقدار میوه دهد محلّ تمام اینها عبارت از ماده است که آن محل به سبب این حوادث تام القبول میشود برای آن صورتی که در بعد برای او حاصل میشود. بنابراین تمام اینها عبارت از تبدل اَشکالی است که همۀ اینها بر این ماده حمل میشود و ماده را قابل میکند برای اینکه صورت جدید بپذیرد و بعد از اینکه صورت جدید پذیرفت باز ماده را قابل میکند تا صورت جدید بپذیرد تا به هر جایی که میخواهد برسد.
المَرحلةُ الثالثة فی تَحقیقِ الجَعلِ و ما یَتَّصلُ بِذلک.1
راجع به آن مطلبی که جلسۀ قبل خدمتتان گفتم خواستم این نکته را بگویم که ـ نمیدانم جلسۀ قبل گفتم یا نه ـ در اینکه مرحوم آخوند این مسئلۀ امکان استعدادی را به اشیاء خارج و مادی نسبت داده است، نظر ایشان نسبت به این قضیه این بوده است که نسبت به اشیاء خارجی مطلب را ملاحظه کنند یعنی امور متعارف و حوادث متعارف خارجی. ولی از یک حکیم بعید است که نظرش فقط بر صرف سلسلۀ علل و حوادث ظاهری باشد، باید دید او نسبت به تحقق و تکوّن یک شیء وسیعتر باشد، چه بخواهد از دیدگاه حوادث خارجی و عادی به مطلب نگاه کند و چه بخواهد از دیدگاه صُدفه و اعجاز و طَرفه نسبت به مطلب نگاه کند.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 396.
