
امکان ذاتی و استعدادی در نظام هستی
تحلیل جایگاه علل مادی و اراده الهی در تحقق حوادث
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه اسلامی میپردازند. بحث با تعریف امکان ذاتی به عنوان ویژگی مشترک تمام ماهیات آغاز شده و سپس امکان استعدادی به عنوان ظرفیت اشیاء برای تغییر و پذیرش صورتهای جدید در بستر ماده معرفی میشود. در ادامه، ضرورت وجود سلسله علل مادی و شرایط زمانی برای تحقق حوادث بررسی شده و نقش ماده به عنوان محل پذیرش این تحولات تبیین میگردد. بخش پایانی سخنرانی به تحلیل نحوه تحقق معجزات و تصرفات اولیای الهی اختصاص دارد؛ جایی که استاد با تأکید بر اینکه اراده ولیّ خدا نیز بخشی از نظام دقیق هستی است، توضیح میدهند که چگونه معجزات بدون نقض نظام علیت، از طریق احاطه بر اسباب و مسببات محقق میشوند. این بحث در نهایت به درک عمیقتری از پیوند میان اراده الهی، اختیار انسان و نظام تکوین منجر میشود.
امکان ذاتی و استعدادی در نظام هستی
2یک دانهای که در زمین میکارید اگر شرایط رشد را نداشته باشد بنابراین امکان استعدادی بر این صدق نمیکند. بله، اگر یک دانه را در زمین بکارید و شرایط از آب، نور، هوا و زمین مساعد باشد و زمین صلخه و سفت نباشد بلکه محیط آرام باشد، امکان استعدادی را نسبت به شجریت دراینصورت واجد است [درحالیکه] هنوز شجر نیست و هنوز یک دانه است. میگوییم که این یک دانه امکان دارد شجر بشود. بحث در امکان ذاتی نیست بلکه در امکان استعدادی است یعنی در شیء خارجی صحبت میشود آن شیئی که در خارج هست ولی اگر موانع وجود داشته باشد پس وجودش ممتنع میشود یعنی با فرض مانع وجود برای او ممتنع است.
فَما قیلَ إنَّ هذا مَعنى آخَر مِن الإمکانِ لَیسَ بِصحیحٍ نَعَم هُما مُختلفانِ بِالموضعِ کَما سَتعلمُ فی مَباحثِ القوة ِوَ الفِعل.1
پس آنچه که گفته شد که معنای دیگر از امکان است همان امکان است منتها آن امکان نسبت به ذات است و این امکان نسبت به صیرورتهِ شَکلاً آخر و صورةً آخَر و نوعاً آخَر، نسبت به آن است ولی در هردو تفاوت نمیکند و معنای امکان یکی است.
نَعَم هُما مُختلفانِ... بله، از نظر موضع فرق میکنند یکی به ذات شیء برمیگردد و یکی در نسبت شیء به شیء دیگر لحاظ میشود. والاّ خود معنای امکان این است که استواء الطرفین است. ممکن است همین یک دانه شجر بشود و ممکن است شجر نشود ولی شرایط را دارد. این استواء الطرفین هم در امکان ذاتی و هم در امکان استعدادی لحاظ میشود منتها در امکان ذاتی به ذات شیء برمیگردد و در امکان استعدادی به شیء موجود بالنسبه به وجود و به صورت دیگر در حرکت جوهری یا غیر حرکت جوهری [برمیگردد] مثلاً رفتن و حرکت از یک جا به یک جای دیگر یا پوشیدن لباس تمام اینها جزو امکان استعدادی است.
ثُمَّ اعلَم أنَّ تِلکَ الشَّرائطَ لا بُدَّ أن تَکونَ سابِقةً عَلى وجودِ هذا المُمکن سبقاً زمانیاً و إلاّ فَلا یَکونُ الحادثُ حادثاً هذا خُلفٌ و لا بُدَّ أن یَکونَ لِحصولِ هذا الاستعدادِ مِن حوادثَ سابِقةٍ لا تَنتَهی إلَى حَدٍ.2
- . همان.
- . همان.
