اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امکان ذاتی و استعدادی در نظام هستی

تحلیل جایگاه علل مادی و اراده الهی در تحقق حوادث

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان امکان ذاتی و امکان استعدادی در فلسفه اسلامی می‌پردازند. بحث با تعریف امکان ذاتی به عنوان ویژگی مشترک تمام ماهیات آغاز شده و سپس امکان استعدادی به عنوان ظرفیت اشیاء برای تغییر و پذیرش صورت‌های جدید در بستر ماده معرفی می‌شود. در ادامه، ضرورت وجود سلسله علل مادی و شرایط زمانی برای تحقق حوادث بررسی شده و نقش ماده به عنوان محل پذیرش این تحولات تبیین می‌گردد. بخش پایانی سخنرانی به تحلیل نحوه تحقق معجزات و تصرفات اولیای الهی اختصاص دارد؛ جایی که استاد با تأکید بر اینکه اراده ولیّ خدا نیز بخشی از نظام دقیق هستی است، توضیح می‌دهند که چگونه معجزات بدون نقض نظام علیت، از طریق احاطه بر اسباب و مسببات محقق می‌شوند. این بحث در نهایت به درک عمیق‌تری از پیوند میان اراده الهی، اختیار انسان و نظام تکوین منجر می‌شود.

امکان ذاتی و استعدادی در نظام هستی

1
  • درس چهارصد و هفتاد و هشتم

  • بحث راجع به ممکن و اقسام ممکن (3)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • فَلمِثلِ هذا المُمکنِ قِسمانٌ مِنَ الإمکانِ أحَدُهما ذاتیٌ لِلماهیةِ و هوَ کونهُ بِحسبِ الماهیة بِحالٍ لا یَلزمُ مِن فَرضِ وجودهِ و لا مِن فَرضِ عَدمهِ مَحال.1

  • عدم فرق از نقطه‌نظر امکان ذاتی بین مجردات و مادیات

  • یک هم‌چنین ممکنی که در تحقق وجودش احتیاج دارد صرف‌نظر از افاضۀ مفیض به مقارنات و به علل دیگر و به تهیؤ اسباب و حوادث متقدمه و شرایط متفاوته، یک هم‌چنین ممکنی دو امکان را مقارن دارد. امکان اول امکانی ذاتی‌ آن است که در همۀ اشیاء هست، چه مبدعات چه غیر مبدعات، در این قضیه فرق نمی‌کند یعنی در مادیات از نقطه‌نظر امکان ذاتی بین مجردات با مادیات تفاوت نیست. مطلب دوم امکان استعدادی است که در مجردات نیست و در مادیات هست.

  • فَلمِثلِ هذا المُمکنِ قِسمانٌ... یکی از آن دو برای ماهیت ذاتی است و به‌حسب ماهیت در یک وضعیتی است که نه از فرض وجودش و نه از فرض عدمش محال لازم می‌آید؛ یعنی همه ماهیات را دارند. جبرئیل هم همین‌طور است؛ نه اقتضاء وجود می‌کند، نه اقتضای عدم، پیغمبر هم همین‌طور است، انوار، عقول و ماده هم همین‌طور هستند. آنچه که در عالم وجود غیر از خدای تعالی متصف به امکان است یعنی از فرض وجودش و از فرض عدمش محال لازم نمی‌آید. آن که محال لازم می‌آید فقط وجود واجب الوجود است که از فرض عدم او محال لازم می‌آید. این یک امکان که اسمش امکان ذاتی است.

  • و الآخرُ استِعدادیٌ و هوَ أیضاً هذا المَعنى‌ بِالقیاسِ إلى نَحوٍ خاصٍ مِن وجودهِ و ذلکَ لا یَحصل إلاّ عِندَ اجتماعِ الشَّرائطِ و ارتفاعِ المَوانعِ.

  • اسم امکان دوم هم استعدادی است و به این معنا لا یَلزمُ مِن فَرضِ وجودهِ و لا مِن فَرضِ عَدمهِ مَحال به قیاس به یک نحو خاص از وجود خودش است که از فرض عدم و از فرض وجودش محال لازم نمی‌آید و این درصورتی است که نسبت به این امکان نحو خاص وجود حاصل نمی‌شود مگر وقتی که شرایط موجود باشد و موانع مفقود باشد دراین‌صورت این امکان بر این صدق می‌کند.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 395.