
تبیین کیفیت اعجاز و نقش علل در تحقق معلول
بررسی نسبت میان اراده الهی، علل طولی و اختیار انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت افاضه فیض از مبدأ وجود به قوابل امکانیه میپردازند. بحث با تفکیک میان موجودات مجرد که تنها به امکان ذاتی برای تحقق نیاز دارند و موجودات مادی که نیازمند سلسله علل معدّه و زمانی هستند، آغاز میشود. در ادامه، کیفیت وقوع معجزه مورد واکاوی قرار میگیرد؛ آیا اعجاز به معنای خروج از سلسله علل است یا تسریع در تطور آنها؟ استاد با نقد دیدگاههای رایج، تبیین میکنند که در اعجاز، سلسله علل طولی (جبروت، ملکوت و مثال) محفوظ است و آنچه تغییر میکند، خروج از سلسله علل ظاهری و مقارنات عرضیه به واسطه اراده ولیّ خداست. در نهایت، این نکته تبیین میشود که تمام قدرتها در عالم، از جمله تواناییهای عادی انسان، در حقیقت به اراده الهی بازمیگردد و تفاوت معجزه با امور عادی تنها در نحوه ظهور این قدرت است.
تبیین کیفیت اعجاز و نقش علل در تحقق معلول
6کلام مرحوم حداد درخصوص دیدگاه مردم نسبت به معجزه
به قول مرحوم آقای حداد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ که میفرمودند: وقتی کسی دعا کند و از چاه آب بالا بیاید، مردم میگویند: معجزه است اما وقتی شیر آب را باز میکنند و آب میآید نمیگویند که معجزه است! هردو یکی است چه فرقی میکند؟! اگر قرار باشد که قدرت را از خدا بدانیم، این کسی که دعا کرده اگر از خودش کرده است که او یک پشه را هم نمیتواند حرکت بدهد! اگر این دعا و همت و قدرت از آنجا آمده است و این آب از چاه بالا آمده است، خب همین قدرت را از آنجا آمده و این آب را در لولهها و در شعب و فروعات مختلفه حرکت داده است تا به اینجا رسانده است. اگر همان جایی که میخواستی شیر آب را باز کنی، دستت خشک میشد، شیر آب باز میشد؟! گاهی اوقات شده است که دست انسان همینطوری میماند و اعصاب خشک میشود! مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ میفرمودند: من اینقدر مینویسم که یکمرتبه انگشتم و دستم خشک میشود و دیگر هیچ کاری نمیتوانم انجام بدهم و اینقدر آن را میمالانم تا دوباره عصبش به حرکت بیفتد. وقتی که مدت طولانی مینوشتند اینطور میشد!
انجام تمامی امور به ارادۀ امام علیهالسّلام
این انگشتی که میخواهد آب را باز کند، یکدفعه میایستد حالا شما این آب را باز کن! چهکار میکنی؟! میگویی: ای ولیّ خدا و ای امام رضا و ای امام زمان بیا این قدرت را در دست من ایجاد کن تا بتوانم این شیر آب را باز کنم. میگوید: من قدرت را ایجاد کردم حالا شیر آب را باز کن. این معجزه نیست؟! حالا بدون اینکه داد بزنی آن را باز میکنی! هردو یکی است. چه تفاوتی کرد؟! بالأخره این قدرت میخواهد یا نمیخواهد؟! حالا یا این قدرت باید از جانب ولیّ بیاید یا خودش هست، آن را هم ولیّ میدهد ولی ما نمیبینیم! این حرفی که الآن میزنم و زبانم میگردد به ارادۀ امام است ولی من نمیفهمم! ما گیج هستیم و همینطوری حرف را میزنیم و خیال میکنیم از خودمان است! چون ظهر ناهار خوردیم این برای انرژی و کالری و ویتامین و اینهاست، نه اینها کارهای نیستند گول این حرفها را نخورید! آن انرژی از آنجاست که در این ویتامین، مواد نشاستهای، هیدروکربنات و مواد قندی میآید بعد اسم آن را [نیرو] میگذاریم و میگوییم که غذا خوردیم جان گرفتیم! میوه خوردیم جان گرفتیم! اصلاً نمیگوییم که قدرت از آنجا در میوه و غذا و آشامیدنی آمده است! هیچ اینها را نمیگوییم بلکه میگوییم: آب خوردیم و انرژی پیدا کردیم! میوه خوردیم انرژی پیدا کردیم! دائماً در کثرات میبریم و همینطور به خودمان برمیگردانیم و میگوییم که ما هستیم و چه هستیم و همینطور سایر مسائل.
