
تبیین کیفیت اعجاز و نقش علل در تحقق معلول
بررسی نسبت میان اراده الهی، علل طولی و اختیار انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت افاضه فیض از مبدأ وجود به قوابل امکانیه میپردازند. بحث با تفکیک میان موجودات مجرد که تنها به امکان ذاتی برای تحقق نیاز دارند و موجودات مادی که نیازمند سلسله علل معدّه و زمانی هستند، آغاز میشود. در ادامه، کیفیت وقوع معجزه مورد واکاوی قرار میگیرد؛ آیا اعجاز به معنای خروج از سلسله علل است یا تسریع در تطور آنها؟ استاد با نقد دیدگاههای رایج، تبیین میکنند که در اعجاز، سلسله علل طولی (جبروت، ملکوت و مثال) محفوظ است و آنچه تغییر میکند، خروج از سلسله علل ظاهری و مقارنات عرضیه به واسطه اراده ولیّ خداست. در نهایت، این نکته تبیین میشود که تمام قدرتها در عالم، از جمله تواناییهای عادی انسان، در حقیقت به اراده الهی بازمیگردد و تفاوت معجزه با امور عادی تنها در نحوه ظهور این قدرت است.
تبیین کیفیت اعجاز و نقش علل در تحقق معلول
5امام علیهالسّلام با ارادۀ خود یک شیء خارجی و مادی را در خارج محقق کرده است که دارای وزن است. او چهکار کرده است؟! آن اصل الوجود را که وجود بالصرافه است به عین خارج مبدل کرده است همانطوریکه همان اصل الوجود مبدل به وجود مبارک سرکار فیض آثار مناقب شعار شده است که الآن در خدمتشان نشستهایم!! این اصل الوجودی که مشاهده میکنیم و این وجودات خارجی، همه به آن اصل الوجود ارتباط دارند منتها این معلول و عین و مادۀ خارج در اینجا در ماهیت مترتب بر سلسلۀ علل بوده است و کاری که امام میکند این است که این شیئی را که [ایجاد] میکند بدون سلسلۀ علل عارضی انجام میدهد نهاینکه این خارج از سلسلۀ علل است، سلسلۀ علل سر جای خودش محفوظ است!
اعجاز؛ خروج از سلسلۀ علل ظاهر و مقارنات و حوادث عرضیه
بنابراین در مسئلۀ اعجاز خروج از سلسله علل نیست بلکه آنچه که هست خروج از سلسلۀ علل ظاهر و مقارنات و حوادث عرضیه است، از آن خارج میشود اما در سلسلۀ علل هست؛ همان جبروت، لاهوت، ملکوت، مثال و عالم برزخش هست تااینکه به این عین خارجی میرسد! اشکالی پیش نمیآید. آیا امام رضا علیهالسّلام نمیتواند یک انسان درست کند؟! میتواند یا نمیتواند؟! میتواند. سریع درست میکند. چطور شیر را توانست درست کند، همانطوری آدم درست میکند. مگر شیر چیست؟! شیر دارای جسم، بدن و ماده است و از آنطرف دارای نفس و روح است و نفس او نفس حیوانی است. انسان همان را دارد بهاضافۀ اینکه دارای نفس الهی و خلیفةاللهی است! همان ارادۀ کلی که از پروردگار بر ایجاد آدم تعلق گرفته است غیر از این است که همان ارهاص1 و صدفه و دفع در خارج بوده است؟! غیر از آن است؟! آن ارادهای که بر خلقت حضرت عیسی تعلق گرفته است غیر از آن است که خارج از این سلسلۀ علل بوده و به نفس اراده، آن روح از عالم روح که ﴿نَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي﴾2 از آن عالم نفس به این کیفیت درآمده است؟! مادۀ آن که کاری ندارد و آن روح هم که همان جا به همان کیفیت پایین میآورد و در قالب این ماده در خارج مجسم میکند. چه اشکال دارد؟! واقعاً چه تفاوتی میکند؟! چه فرقی میکند؟!
- . لغتنامه دهخدا: «ارهاص؛ حادث شدن امری خارق عادت پیش از بعثت نبی (از وی )، تا بر نبوت او دلالت کند.»
- . سوره ص (38) آیه 72. معاد شناسى، ج 3، ص 166:
«و من از روح خودم در او دمیدم.»
