اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت اعجاز و نقش علل در تحقق معلول

بررسی نسبت میان اراده الهی، علل طولی و اختیار انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت افاضه فیض از مبدأ وجود به قوابل امکانیه می‌پردازند. بحث با تفکیک میان موجودات مجرد که تنها به امکان ذاتی برای تحقق نیاز دارند و موجودات مادی که نیازمند سلسله علل معدّه و زمانی هستند، آغاز می‌شود. در ادامه، کیفیت وقوع معجزه مورد واکاوی قرار می‌گیرد؛ آیا اعجاز به معنای خروج از سلسله علل است یا تسریع در تطور آن‌ها؟ استاد با نقد دیدگاه‌های رایج، تبیین می‌کنند که در اعجاز، سلسله علل طولی (جبروت، ملکوت و مثال) محفوظ است و آنچه تغییر می‌کند، خروج از سلسله علل ظاهری و مقارنات عرضیه به واسطه اراده ولیّ خداست. در نهایت، این نکته تبیین می‌شود که تمام قدرت‌ها در عالم، از جمله توانایی‌های عادی انسان، در حقیقت به اراده الهی بازمی‌گردد و تفاوت معجزه با امور عادی تنها در نحوه ظهور این قدرت است.

تبیین کیفیت اعجاز و نقش علل در تحقق معلول

4
  • لزوم وجود سلسلۀ علل طولیه در معجزۀ امام معصوم علیهم‌السّلام

  • روایاتی داریم دربارۀ امام رضا یا موسی بن جعفر علیهم‌السّلام است که با ارادۀ امام آن اسد در خارج محقق شد! چه کسی گفته است که ایجاد آن اسد در خارج مربوط به سلسلۀ علل مترتبه است؟! یک هم‌چنین چیزی نداریم. حالا چون این ازجملۀ طبیعیات و دارای ماده و صورت است بنابراین باید مترتب بر سلسلۀ علل عرضیه باشد؟! چون در سلسلۀ علل طولیه حرف نداریم، سلسلۀ علل طولیه لازم است؛ یعنی وقتی که امام بخواهد حیوانی را در خارج محقق کند، تحقق خارجی این حیوان باید مترتب بر صور برزخی باشد و آن مترتب بر ملکوت باشد و آن مترتب بر آن باشد و آن مترتب بر آن وجود بسیط و مبدأ الوجود و وجود بالصرافه باشد! در تنزل وجود بالصرافه در عوالم طولی و تحقق آن در این اسد خارجی، هیچ شکی نیست! امام علیه‌السّلام این اسد را از کتم عدم که درست نمی‌کند یعنی معدوم را تبدیل به اسد نمی‌کند! معدوم لا شیء است و لا شیء شیئی نیست که متبدل یا متحول شود! عدم عدم است. پس امام که اسد خارجی، نه تخیلی را ایجاد می‌کند چه‌کار کرده است؟! صحبت در این است. آیا خاکی را از یک جا برداشته و بدون اینکه ما بفهمیم با دستش این را آورده و تبدیل به اسد کرده است؟! از او سؤال می‌کنیم و می‌گوید: نه، من این کار را نکردم. همۀ کوه‌ها و تپه‌ها و باغچه‌ها سر جایشان هستند و یک گرم هم از آنها خاک برنداشتم! خب پس چه‌کار کرده‌اید؟! خاک را که این‌طور نکردید و از ماده هم که استفاده نکردید، این شیری که الآن درمقابل هست و سیصد یا چهارصد کیلو وزنش است، این وزن را چه‌کار کنیم؟ اینکه باد و حباب که نیست! یک شیر خارجی است که نه‌تنها سیصد کیلو وزن دارد بلکه آن طرف هم داخل شکمش رفت و چهارصد کیلو وزن پیدا کرد! بالأخره آن‌هم وزن دارد. در اینجا خیلی مسئله دقیق می‌شود و اگر نظر رفقا باشد در بحث تبدل ماده به تجرد و اینکه چگونه مجرد تبدیل به ماده می‌شود و ربط بین حادث و قدیم، این مطلب به آنجا برمی‌گردد.