اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت اعجاز و نقش علل در تحقق معلول

بررسی نسبت میان اراده الهی، علل طولی و اختیار انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت افاضه فیض از مبدأ وجود به قوابل امکانیه می‌پردازند. بحث با تفکیک میان موجودات مجرد که تنها به امکان ذاتی برای تحقق نیاز دارند و موجودات مادی که نیازمند سلسله علل معدّه و زمانی هستند، آغاز می‌شود. در ادامه، کیفیت وقوع معجزه مورد واکاوی قرار می‌گیرد؛ آیا اعجاز به معنای خروج از سلسله علل است یا تسریع در تطور آن‌ها؟ استاد با نقد دیدگاه‌های رایج، تبیین می‌کنند که در اعجاز، سلسله علل طولی (جبروت، ملکوت و مثال) محفوظ است و آنچه تغییر می‌کند، خروج از سلسله علل ظاهری و مقارنات عرضیه به واسطه اراده ولیّ خداست. در نهایت، این نکته تبیین می‌شود که تمام قدرت‌ها در عالم، از جمله توانایی‌های عادی انسان، در حقیقت به اراده الهی بازمی‌گردد و تفاوت معجزه با امور عادی تنها در نحوه ظهور این قدرت است.

تبیین کیفیت اعجاز و نقش علل در تحقق معلول

3
  • حالا سؤالی که می‌شود از مرحوم علامه کرد این است که آیا واقعاً همین‌طور است؟! یعنی این مطلبی که در اینجا مطرح می‌شود، آیا مشاهدات و شواهد هم همین را گواهی می‌دهد یا صرف تخیل و فرض است؟! یعنی اگر از حضرت موسی بپرسیم که واقعاً شما این کار را کردید، می‌گوید: بله؟! می‌گوید: نه، ما عصا را تبدیل به مار کردیم، سلسلۀ علل دیگر چه بود؟! اینکه این تبدیل به خاک شود و بعد تبدیل به زغال شود و بعد تبدیل به شجر بشود و حیوانی این را بخورد و مراتب مختلفۀ صور عینیۀ خارجی تحقق پیدا کند تا تبدیل به حیّه شود را نفهمیدیم! ما همین‌طوری اراده کردیم و این عصا را تبدیل به حیّه کردیم و هیچ نفهمیدیم.

  • قائل بودن عرفا و ارباب اراده به دفع و صدفه در مبدعات و اعیان خارجی

  • البته عرفا و ارباب اراده و جدّ و عزم غیر از این مطلب را مطرح می‌کنند! آنها چه در مورد مبدعات و چه در مورد اعیان خارجی قائل به دفع و صدفه هستند؛ یعنی به‌مجرد ارادۀ مرید، آن عین خارج تحقق پیدا می‌کند! بله، یک وقتی در نفس تحقق خود معلول، وجود سلسلۀ علل متسلسله هست که در آن حرفی نیست؛ یعنی یک وقت معلولی که در خارج می‌خواهد تحقق پیدا کند، در ماهیتِ این معلول ترتب بر علل خارجیه و معدّه از حوادث مترتبه قرار دارد، وقتی که این‌طور باشد خب ولیّ خدا هم نمی‌تواند این سلسله را کنار بزند! این کتابی که باید مراتبی را طی کند تا به اینجا برسد، خب ولیّ خدا می‌خواهد این کتاب را چه‌کار کند؟! این مسئله در ذات این ماهیت قرار دارد و وقتی که این مسئله در ذات این قرار دارد، بر طبق سلسلۀ علل باید یکی‌یکی بیاید تا درمقابل من قرار بگیرد! هیچ کاری نمی‌تواند بکند. حالا از این به بعد ولیّ و مرید و صاحب عزم بیاید و این کتاب را یک‌مرتبه محو کند، معلوم می‌شود که معلول از اینجا به بعد دیگر از آن سلسلۀ علل متعارفه منقطع شده است! ولی اگر قرار بر این باشد که شیئی که در خارج به ارادۀ ولیّ تحقق پیدا می‌کند داخل در تحت این سلسله علل نیست...