
تبیین کیفیت اعجاز و نقش علل در تحقق معلول
بررسی نسبت میان اراده الهی، علل طولی و اختیار انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت افاضه فیض از مبدأ وجود به قوابل امکانیه میپردازند. بحث با تفکیک میان موجودات مجرد که تنها به امکان ذاتی برای تحقق نیاز دارند و موجودات مادی که نیازمند سلسله علل معدّه و زمانی هستند، آغاز میشود. در ادامه، کیفیت وقوع معجزه مورد واکاوی قرار میگیرد؛ آیا اعجاز به معنای خروج از سلسله علل است یا تسریع در تطور آنها؟ استاد با نقد دیدگاههای رایج، تبیین میکنند که در اعجاز، سلسله علل طولی (جبروت، ملکوت و مثال) محفوظ است و آنچه تغییر میکند، خروج از سلسله علل ظاهری و مقارنات عرضیه به واسطه اراده ولیّ خداست. در نهایت، این نکته تبیین میشود که تمام قدرتها در عالم، از جمله تواناییهای عادی انسان، در حقیقت به اراده الهی بازمیگردد و تفاوت معجزه با امور عادی تنها در نحوه ظهور این قدرت است.
تبیین کیفیت اعجاز و نقش علل در تحقق معلول
2ادغام سلسلۀ علل در هم توسط حضرت موسی در انجام معجزه
لذا وقتی که حضرت موسی علیهالسّلام عصای خود را تبدیل به ﴿حَيَّةٞ تَسۡعَىٰ﴾1 میکند، این سلسلۀ علل و ازمنه و حوادث یکی پس از دیگری باید در عالم انشاء و عالم واقع تحقق پیدا کنند تااینکه یک عصا تبدیل به یک حیّه بشود. از نظر ظاهری و عادی اگر یک عصا و یک خشب بخواهد تبدیل به حیّه شود چند سال طول میکشد؟! شاید صد سال یا دویست سال یا سیصد سال طول بکشد که با تطوّراتی که نسبت به این خشب بهوجود میآید، این مسئله در خارج تحقق پیدا کند. تازه بعد از اینکه تحقق پیدا کرد و آن حیّه موجود شد، رشد پیدا کند و سالها بر آن بگذرد و بیست یا سی سال بشود تا تبدیل یک حیّهای بشود که ﴿حَيَّةٞ تَسۡعَىٰ﴾ باشد که خود حضرت موسی علیهالسّلام را هم بترساند! والاّ یک مار کوچک که ترس ندارد، باید خیلی بزرگ و خطرناک شود تا یکی مثل حضرت موسی را بترساند! باید بیست سال یا سی سال از آن بگذرد. حالا کاری که حضرت موسی بهواسطۀ اعجاز میکند این است که زمان را فشار میدهد و کمپرس میکند و این سلسلۀ علل را در هم ادغام میکند بهنحویکه به یک طرفة العینی این سلسلۀ علل بدون گذشت زمان در خارج تحقق پیدا کرده است!
تلمیذ:... یعنی باید سلسلۀ علل ادامه پیدا کند یااینکه جلوی این سلسلۀ علل را میگیرد؟!
استاد: تفاوت نمیکند، در هر مسئلهای دو اعجاز هست؛ یکی تبدیل عصا به حیّه و اعجاز دوم تبدیل حیّه به عصا. شما حیّه را تبدیل به عصا کنید ببینید که میتوانید؟ نمیتوانید! حضرت موسی میخواهد، ما که نمیتوانیم این کار را انجام بدهیم! [حرکت] را کند نمیکند بلکه تند میکند! اگر کُند کند، امور عادی خیلی بسط پیدا میکند و خیلی یله و رها میشود! شما دیدهاید وقتی که یک نفر روی ضبط صحبت میکند و بعد انسان درجۀ ضبط را که کم میکند، این آرامآرام حرف میزند و صدایش یکطوری درمیآید؟! وقتی میخواهد حرف بزند، هفت یا هشت ثانیه طول میکشد! یک کلمۀ یک ثانیهای را که میخواهد بگوید، پنج شش ثانیه طول میکشد و یک چیز عجیب و غریبی میشود! یااینکه این درجه را شدید میکند و یکدفعه [خیلی سریع حرف میزند] و نمیفهمید آن شخص چه گفته است! این کاری که حضرت موسی نسبت به معجزه کرده است [مثل این است که] سرعت نوار را شدید کرده است! یعنی این صحبتها بوده است ولی این صحبتها بهواسطۀ فشردن در زمان بهنحوی است که برای انسان مشاهَد نیست. این را چه کسی میفهمد؟! کسی میفهمد که نسبت به صور برزخی و مثالی اشراف دارد و تمام کارهایی که از وقت عصا بودن و خشب بودن تا وقت تبدیل به حیّه انجام شده است، حتماً تمام این صور باید در عالم مثال باشد و نمیشود که نباشد! هر چیزی که در این عالم تحقق پیدا میکند باید صورت اصلی آن در عالم مثال و برزخ باشد! این دیگر ادنیٰ مراتب است و مراتب بالای آن جنبۀ ملکوت و اینها است. باید در آنجا وجود داشته باشد و آن باید ببیند!
- . سوره طه (20) آیه 20.
