
تبیین اقسام امکان در فلسفه اسلامی
تفاوت امکان ذاتی و استعدادی در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق اقسام «امکان» در فلسفه اسلامی میپردازند. بحث با تفکیک میان امکان ذاتی و امکان استعدادی آغاز میشود؛ بدین معنا که هر موجودی در ذات خود ممکن است، اما در تحقق خارجی، برخی موجودات مانند مجردات تنها به امکان ذاتی نیاز دارند، در حالی که مادیات و زمانیات برای تحقق، نیازمند شرایط و امکانات استعدادی هستند. در ادامه، نحوه ارتباط ممکنات با یکدیگر و نسبت آنها با واجبالوجود تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که اختلاف در فیض و تقدم و تأخر حوادث، نه از ناحیه واجبالوجود، بلکه ناشی از تفاوت در ماهیت و استعدادِ خودِ ممکنات است. در نهایت، این بحث به رفع شبهات پیرامون علیت و ضرورت رعایت سلسله مراتب در عالم هستی منجر میشود تا روشن گردد که چرا برخی امور در نظام آفرینش بر برخی دیگر تقدم دارند.
تبیین اقسام امکان در فلسفه اسلامی
8با مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ پیش مرحوم آقاى حلبى بودیم خدا رحمتش کند. از حج برگشته بود زمان شاه بود و علماى دیگر هم بودند و صحبت راجع به استحباب زیارت مدینه قبل از حج یا بعد از حج بود. آن چیزى که در روایات داریم استحباب بعد است: «یا سُدیرُ، إنّما أُمِرَ النّاسُ أن یَأتوا هَذِهِ الأحجارَ فَیَطوفوا بِها ثُمّ یَأتونا فَیُعلِمونا وَلایَتَهُم لَنا»1 این را امام باقر علیهالسّلام فرمودند: استحباب بعد است ولى بعضىها زودتر میروند و زیارت مدینه را ترجیح میدهند ولى خود من نه، من اینطور نیستم حتی رغبت من نسبت به زیارتِ بعد بیشتر است یکی بهخاطر استحبابى که دارد و یکى بهخاطر اینکه انسان از اعمال فارغ شده تقریباً یک جور خیالش دیگر راحت شده است.
خلاصه در آنجا که بودیم مرحوم آقاى حلبى استدلال مىکرد و میگفت: اولاً اینکه روایت داریم و ثانیاً اینکه حج واجب است و زیارت معصومین علیهمالسّلام مستحب است و حج تقدم بر زیارت معصومین طبعى دارد. آنجا کسى حرف نزد، ما هم که آن موقع چیز نبودیم، مَعالِم مىخواندیم ولى من همان موقع دیگر خجالت کشیدم [بگویم] که به نظرم این آمد که تقدم حج بر زیارت در وقت وجوب حج است و کاری به مدینه ندارد. بله، در صورت تعارض بین حج و غیر حج، حج تقدم طبعى دارد ولى این چه ربطى دارد؟! حج در ذی الحجه است و این زیارت در موقع غیر آن است که انسان بخواهد آن را مقدم بر آن قرار بدهد.
تلمیذ: الآن در این مسئلۀ حج اختیار این استحباب با خود ما است یعنی مقدم بر آن زمان وجوب بکنیم یا بعد از آن؟ یعنی نظرشان این است که در این مرحله ما این استحباب را بعد از این زمان وجوب بیندازیم.
استاد: نه، اصلاً ایشان مىخواستند بگویند که این باید بعد باشد چون حج اول است اینکه حج اول است چه ارتباطى به زیارت دارد؟! حج اول است در جاى خودش! الآن حج در موقع حج واجب است و زیارت هم همیشه مستحب است حالا ما قبلاً برویم و زیارت کنیم یا بعداً برویم و زیارت کنیم از این نقطهنظر چه فرقی دارد؟! به حج چه ارتباطى دارد؟! مثل این است که بگویید که چون نماز در وقت مغرب واجب است بنابراین شما باید انفاق به این دو فقیر را از مغرب به تأخیر بیندازد. این انفاق مستحب است و صلاة مغرب واجب است و واجب تقدم طبعى بر انفاق دارد. خب واجب تقدیم طبعى دارد خب هنوز نیم ساعت فاصله هست شما مىتوانید در این فاصله انفاق کنید! بله، یک وقت بین واجب و امر مستحب تعارض میشود آنوقت مىگویند که در آنجا واجب مقدم است. صحبت ما این بود که این هنوز حج انجام نداده این چه تقدم طبعى دارد؟!
- . الکافی، ج ١، ص ٣٩٢؛ گلشن اسرار، ج 1، ص 171:
«ای سدیر، مردم امر شدند که به سراغ این سنگها بیایند و دور این سنگها طواف کنند (و این سنگها مقدمه برای ورود در حریم ماست) سپس به نزد ما بیایند و ولایتشان را به ما اعلام نمایند.»
- . الکافی، ج ١، ص ٣٩٢؛ گلشن اسرار، ج 1، ص 171:
