اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین اقسام امکان در فلسفه اسلامی

تفاوت امکان ذاتی و استعدادی در نظام هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق اقسام «امکان» در فلسفه اسلامی می‌پردازند. بحث با تفکیک میان امکان ذاتی و امکان استعدادی آغاز می‌شود؛ بدین معنا که هر موجودی در ذات خود ممکن است، اما در تحقق خارجی، برخی موجودات مانند مجردات تنها به امکان ذاتی نیاز دارند، در حالی که مادیات و زمانیات برای تحقق، نیازمند شرایط و امکانات استعدادی هستند. در ادامه، نحوه ارتباط ممکنات با یکدیگر و نسبت آن‌ها با واجب‌الوجود تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که اختلاف در فیض و تقدم و تأخر حوادث، نه از ناحیه واجب‌الوجود، بلکه ناشی از تفاوت در ماهیت و استعدادِ خودِ ممکنات است. در نهایت، این بحث به رفع شبهات پیرامون علیت و ضرورت رعایت سلسله مراتب در عالم هستی منجر می‌شود تا روشن گردد که چرا برخی امور در نظام آفرینش بر برخی دیگر تقدم دارند.

تبیین اقسام امکان در فلسفه اسلامی

5
  • ولى صحبت ایشان در اینجا این است که هر چیزى که امکان ذاتى دارد؛ چه مبدعات و چه غیر مبدعات و مادیات داراى امکان ذاتى است، ممکن است در ارتباط با شىء دیگر ممکن یا واجب باشد آن که نسبت به شىء دیگر ممکن است مثل عرض نسبت به موضوع است. عروض عرض براى موضوع ممکن است. الآن سواد که عارض بر این کتاب شده است عروض سواد بر این کتاب امکان دارد و ممکن الوجود است، مى‌تواند عارض نشود و به جاى سواد بیاض یا یک رنگ دیگر عارض شود. بنابراین گرچه خود سواد ممکن الوجود است ولى در ارتباطش با کتاب و حملش بر این موضوع باز امکان خودش را ازدست نمی‌دهد. ولى یک چیزهای دیگرى داریم که در عین اینکه ممکن الوجود هست در ارتباط با شى‌ء دیگر واجب می‌شود مثل صورت که ممکن الوجود است ولى در ارتباط با ماده واجب الوجود می‌شود. ایشان می‌خواهند این را بگویند.

  • فَإنَّ مِنَ المُمکناتِ ما هوَ مُمکنٌ فی نَفسهِ و لا یَکونُ مُمکنَ الوجودِ لِشی‌ءٍ آخرَ بَل‌ إمّا واجبُ الوجودِ لِشی‌ءٍ آخر کالصورِ لِلموادِ و الموضوعاتِ لِلأعراضِ أو مُمتنعُ الوجودِ لِشی‌ءٍ کالجواهرِ القائمةِ بِأنفُسِها.1

  • بعضى از ممکنات صورت فی‌حدّنفسه ممکنه مثل صورت انسانیت و صورت حیوانیت ولى براى شى‌ء دیگر که ماده باشد ممکن الوجود نیست چون نسبت به آن واجب است تا صورت نباشد ماده تبدیل به نوع نمی‌شود تا صورت نباشد این ماده تبدیل به قرطاس نمی‌شود و هیولا تبدیل به شى‌ء خارجى نمی‌شود.

  • بَل‌ إمّا واجبُ الوجودِ لِشی‌ءٍ آخر ... یا براى شىء دیگر واجب الوجود است مثل صور براى مواد و موضوعات نسبت به اعراض همۀ اینها واجب الوجود هستند یا براى شى‌ء دیگر ممتنع الوجود است کالصوَرِ لِلموادِ و الموضوعاتِ لِلأعراضِ ... [مثل صور برای مواد و موضوعات برای اعراض یا ممتنع الوجود برای شیئی مثل جواهری که بنفسه قائم‌اند] مثل عقول مفارق عالم انوار و ملائکه، اینها نسبت به شى‌ء دیگر مثل انسان و نفوس ممتنع الوجود هستند زیرا آن عقول مفارق هیچ ارتباطی با عقول مقارن ندارند.

    1. همان، ص 393 و 394.