اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین اقسام امکان در فلسفه اسلامی

تفاوت امکان ذاتی و استعدادی در نظام هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق اقسام «امکان» در فلسفه اسلامی می‌پردازند. بحث با تفکیک میان امکان ذاتی و امکان استعدادی آغاز می‌شود؛ بدین معنا که هر موجودی در ذات خود ممکن است، اما در تحقق خارجی، برخی موجودات مانند مجردات تنها به امکان ذاتی نیاز دارند، در حالی که مادیات و زمانیات برای تحقق، نیازمند شرایط و امکانات استعدادی هستند. در ادامه، نحوه ارتباط ممکنات با یکدیگر و نسبت آن‌ها با واجب‌الوجود تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که اختلاف در فیض و تقدم و تأخر حوادث، نه از ناحیه واجب‌الوجود، بلکه ناشی از تفاوت در ماهیت و استعدادِ خودِ ممکنات است. در نهایت، این بحث به رفع شبهات پیرامون علیت و ضرورت رعایت سلسله مراتب در عالم هستی منجر می‌شود تا روشن گردد که چرا برخی امور در نظام آفرینش بر برخی دیگر تقدم دارند.

تبیین اقسام امکان در فلسفه اسلامی

3
  • بنابراین امکان هم به یک تقسیم دیگر در اینجا دو نحو فرض شد؛ یک امکان ذاتى که به خود شىء برمى‌گردد و یک امکانى که در ارتباط شى‌ء با شى‌ء دیگر ملاحظه مى‌شود. وقتى یک شى‌ء ممکن در ارتباط با شى‌ء دیگر ملاحظه شد یا واجب است و یا ممکن است و یا نسبت به شیء دیگر ممتنع است. چیزى که الآن داراى این عرض است؛ شیئى که داراى سواد است ـ اگر به همین کتاب ملاحظه بشود ـ در شرایط فعلى، بیاضیت آن ممتنع مى‌شود چون تضاد قابل جمع در آنِ واحد و در محلِ واحد نیستند. از این نقطه‌نظر هر چیزى که داراى امکان ذاتى است مى‌تواند واجب یا ممکن بشود و هر چیزى که داراى وجوب نسبت به شى‌ء دیگر است لازم نیست که داراى امکان ذاتى باشد مثل بارى تعالى که واجب الوجود است و وجوب او اقتضاء آن خلق و علیت براى معلول‌ها را مى‌کند درحالى‌که امکان ذاتى براى او حمل نمى‌شود. این ماحصل مطالبى بود که ایشان در اینجا گفتند. عرض کردم که خیلى مطلبى ندارد و سریع می‌شود متن را خواند.

  • فصل (14).

  • المُمکنُ‌ یَنقسمُ إلىٰ ما یَکونُ ممکنَ الوجودِ فی ذاتِه و إلىٰ ما یَکونُ مُمکنَ الوجودِ لِشی‌ءٍ و کُلُّ ما هوَ مُمکنُ الوجودِ لِشی‌ءٍ فَهوَ مُمکنُ الوجودِ فی ذاتِه و لا یَنعکِس.1

  • ممکن دو نوع می‌شود در خارج تصور بشود؛ یکى اینکه منقسم بشود به آنچه که فى‌حدّذاته ممکن الوجود است این همان امکان ذاتى است که روى همۀ اشیاء بار مى‌شود چه مبدعات و مجردات که وجود آنها احتیاج به زمان و حدوث ندارد ـ حدوث زمانى نه حدوث ذاتى ـ احتیاج‌ به شرایط امکان، زمان، ترتّب، مضیء زمان و تدرّج ندارد إلى ما یَکونُ ممکنُ الوجودِ و یا مثل مکان دارد.

  • قسم دوم ممکن آن ممکنى است که ممکن الوجود است و به ملاحظۀ شىء دیگر ممکن است. عرض به ملاحظۀ موضوع ممکن است ولى وقتی شما موضوع را با عرض لحاظ مى‌کنید واجب مى‌شود؛ یعنى در عروضِ عرض باید موضوع وجود داشته باشد ولى در خود موضوع لازم نیست عرض وجود داشته باشد البته عرض به معنای خاص منظور است، نه عرض کلى که آن عرض باید برای هر موضوعى باشد چون موضوع بدون عرض که نداریم!

    1. همان.