اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود و عدم معرفت به ماهیت اشیاء

تبیین نسبت میان وجود واحد و تعینات خارجی موجودات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه ابن‌سینا پیرامون عدم امکان شناخت حقیقت و ماهیت اشیاء می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که همان‌گونه که حقیقت وجود برای ذهن قابل ادراک نیست، موجودات نیز که مظاهر و تعینات آن حقیقت واحد هستند، دارای حقیقتی فراتر از مفاهیم ذهنی می‌باشند. در ادامه، استاد با استفاده از تمثیل صوت و حروف، نسبت میان وجود واحد و ظهورات کثیر آن را تشریح کرده و تفاوت میان علم ذات به خود و علم ذات به شئونات را تبیین می‌کنند. این جلسه با بررسی تفاوت میان فصل منطقی و فصل اشتقاقی و تأکید بر اینکه وجود یک واقعیت عینی و خارجی است، نه مفهومی اعتباری، به پایان می‌رسد. هدف اصلی این مباحث، گشودن دریچه‌ای به سوی معرفت حضوری و درک این حقیقت است که شناخت حقیقی اشیاء تنها از طریق اتصال به ملکوت و عبور از ظواهر ممکن است.

حقیقت وجود و عدم معرفت به ماهیت اشیاء

8
  • [من می‌گویم: تأویل کلام ابن‌سینا همان است که در مباحث وجود به آن اشاره کردیم به اینکه] برهانی بر آن نیست مگر در یک قسم که برهانش شبیه «لِمْ» باشد مگر به مشاهدۀ حضوریه انسان مشاهده کند و حضور آنها را بخواهد استدراک کند و وجود آنها را بخواهد ادراک کند که کار هر کسی نیست.

  • و فصولُ الأشیاءِ عندنا عینُ صورِها الخارجیةِ فَحقّ أنَّها لا تُعرف إلاّ بِمفهوماتٍ و عنواناتٍ صادقةٍ علیها.1

  • و فصول اشیاء نزد ما عین صور خارجیۀ آنهاست. همان صورت‌های خارجی عبارت از فصول اشیاء نزد ماست. پس این مسئله صحیح است درحالی‌که این صور اشیاء خارجیه فصول برای اشیاء هستند پس چگونه ممکن است انسان به حقیقت و ذات اینها برسد درحالی‌که ما این صور را فصل می‌پنداریم و این صورت‌ها را مابه‌الاِمتیاز می‌دانیم؟! فَحقّ أنَّها لا تُعرف ... [پس حق این است که جز به مفهومات و عنواناتی که بر آنها صادق هستند شناخته نمی‌شوند] این شناخت معروف نیست مگر به یک سری مفهومات و عنواناتی که بر آن صدق می‌کند؛ مفاهیمی مثل: عالمٌ، کاتبٌ، درّاکٌ، حساسٌ، بالإرادة و این چیزهایی که امتیازات انواع و اسماء و اشخاص را از یکدیگر مشخص می‌کند.

  • و تلکَ المفهوماتُ و إن کانَت داخلةً فی المفهومِ المرکبِ المُسمى بِالحدِّ المشتملِ على ما یُسمى جنساً و ما یُسمى فصلاً إلاّ أنَّها خارجةٌ مِن نحوِ الوجودِ الصوری الَّذی بِهِ یکونُ الشی‌ءُ حقیقةً أو ذا حقیقةً.

  • این مفهومات اگرچه داخل در مفهوم مرکب هستند که به آن حد می‌گویند، مثل ناطقیت، تعجب، حیوانیت و این جنس و فصل‌های که حد در مفاهیم مرکبه از آن تشکیل می‌شود، اگر مفهوم، مفهوم عام باشد به آن جنس و اگر مفهوم خاص باشد فصل می‌گویند، جز اینکه اینها خارج از نحو وجود صوری هستند که آن وجود صوری خاص است که به آن شیء، حقیقت می‌شود که وجود باری تعالی است و یا دارای حقیقت است مثل وجود اشیاء و ممکنات.

    1. همان، ص 393.