
حقیقت وجود و عدم معرفت به ماهیت اشیاء
تبیین نسبت میان وجود واحد و تعینات خارجی موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه ابنسینا پیرامون عدم امکان شناخت حقیقت و ماهیت اشیاء میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که همانگونه که حقیقت وجود برای ذهن قابل ادراک نیست، موجودات نیز که مظاهر و تعینات آن حقیقت واحد هستند، دارای حقیقتی فراتر از مفاهیم ذهنی میباشند. در ادامه، استاد با استفاده از تمثیل صوت و حروف، نسبت میان وجود واحد و ظهورات کثیر آن را تشریح کرده و تفاوت میان علم ذات به خود و علم ذات به شئونات را تبیین میکنند. این جلسه با بررسی تفاوت میان فصل منطقی و فصل اشتقاقی و تأکید بر اینکه وجود یک واقعیت عینی و خارجی است، نه مفهومی اعتباری، به پایان میرسد. هدف اصلی این مباحث، گشودن دریچهای به سوی معرفت حضوری و درک این حقیقت است که شناخت حقیقی اشیاء تنها از طریق اتصال به ملکوت و عبور از ظواهر ممکن است.
حقیقت وجود و عدم معرفت به ماهیت اشیاء
7خلاصه مسئله این است و بیخود که مرحوم بوعلی این حرفها را نمیگوید! بوعلی اهل فن بود، اهل معنا بود، بوعلی خودش دنیادیده بود. خیلی آدمها را دیده بود و رسیده بود به اینکه تمام آنچه را که بهدست آورده فقط محفوظاتی است که او را به یک سری حقایق ظاهری رسانده و باطنی را برایش باز نکرده و انکشافی برای او نبوده است. عالم است، مرد بزرگی است، زحمت کشیده است ولی این علوم چقدر چشم باطن تو را باز کرد؟! هیچ! چشم باطن که باز نشد! اینها همه مربوط به باطن است.
علت اظهار عجز بوعلی در مسائل باطنی
لذا خود مرحوم آخوند در جلد هشتم اسفار میفرماید: بوعلی در آنجایی که مسائل به باطن مربوط میشود، اظهار عجز میکند و این اظهار عجز بهخاطر این است که راه سلوک را نرفت. مرحوم آخوند به این مطلب تصریح میکند. این مطالب چیز دیگری میخواهد. ایشان میفرماید: این مطلب ریاضات باطنی و شرعی میخواهد، کنار گذاشتن دنیا میخواهد. ایشان میگوید: چطور ممکن است انسان به این مطالب برسد با تصدّی این امور ظاهر؟! مگر کسی که خودش مؤید مِن عند الله باشد و مقام جمعیت داشته باشد. آن موقع برای اصلاح خلق و تدبیر خلق بیاید این مسئله را بهعهده بگیرد که انبیاء، اولیاء، معصومین و حجج الهی علیهمالسّلام از این قبیل هستند. والاّ خود مرحوم آخوند میفرماید: بدون اعتزال از مردم، بدون خمود و به خود پرداختن و بدون دوری کردن از مردم انسان کی میتواند به این مطلب برسد؟! خود مرحوم آخوند میگوید. میگوید: بوعلی خوب است تا وقتی که مطلب به مقام کشف و باطن نرسید. اینجا دیگر تزلزل پیدا میکند لقلقۀ لسان پیدا میکند و فهمش کلیل است و از مطلب میماند. لذا مرحوم بوعلی هم به این مسئله آگاه و وارد بود که اینها تحت استنباط و استدلال و پیچیدگی قواعد و اینها برنمیآید.
أقولُ تأویلُ کلامِه ما أومأنا إلیه و أقَمنا البرهانَ علیه فی مباحثِ الوجودِ من أنَّ أفرادَ الوجود لا برهانَ علیها إلا على ضربٍ مِنَ الحیلةِ برهاناً شبیهاً بِالِّلم حیثُ ذکرنا أنَّ حقیقةَ کلِّ موجودٍ لا تُعرَفُ بِخصوصِها إلاّ بِالمشاهدةِ الحضوریةِ.1
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 392.
