اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محدودیت شناخت حقایق اشیاء

چرا عقل انسان از درک کنه هستی عاجز است؟

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه حکما پیرامون عدم معرفت به ماهیت و کنه اشیاء می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام بوعلی سینا آغاز می‌شود که معتقد است شناخت ما از اشیاء، نه شناخت ذات و حقیقت آن‌ها، بلکه تنها آگاهی از آثار و لوازم آن‌هاست. در ادامه، این مسئله با مبانی حکمت متعالیه و اصالت وجود پیوند می‌خورد تا روشن شود که چرا وجودات خارجی، به دلیل بساطت و عدم ماهیت، از دسترس ادراک مستقیم عقل خارج هستند. استاد با نقد نگاه سطحی به پدیده‌ها، بر لزوم حفظ راه احتمال در قضاوت‌های اخلاقی و سلوکی تأکید کرده و تفاوت میان علم اجمالی به وجود اشیاء و علم تفصیلی به کنه آن‌ها را تشریح می‌کنند. در نهایت، با تفسیر دعای «اللهم أرنی الأشیاء کما هی»، این نتیجه حاصل می‌شود که کمال معرفت در عبور از جزئیات و رسیدن به مقام مشاهده ربطی اشیاء به مشیت الهی است.

محدودیت شناخت حقایق اشیاء

3
  • لزوم باز نگه داشتن راه احتمال در دل تا رسیدن به یقین

  • اینجا خیلی عجیب است که مرحوم بوعلی اعتراف به این مسئله می‌کند و این مطلب یک نکتۀ اخلاقی و سلوکی خیلی مهم را برای ما می‌رساند که تا به یک مطلب یقین نکردیم، همیشه راه احتمال را در دل خود را باز نگه داریم و این مسئلۀ خیلی مهمی است!

  • شخصی هر روز می‌آمد و به پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم سلام می‌کرد و می‌رفت. بعد از چند روز نیامد و پیغمبر حالش را پرسیدند و گفتند: فوت کرده است، حضرت خیلی احساس تأسف کردند و برای او طلب مغفرت کردند. گفتند: این فلان کار خلاف را هم انجام می‌داده است! حضرت گفتند: شما از دل این خبر ندارید، اگر برده‌فروش هم بود خدا به‌واسطۀ محبتی که داشت او را می‌بخشید!1 مردم فقط به عمل ظاهری او نگاه می‌کنند ولی کسی که به ذاتش معرفت پیدا کرده است، پیغمبر است! ایشان فهمیده است که این در [وجودش] یک قضیه‌ای هست ـ گرچه کار ظاهری او خلاف است ـ که [باعث بخشش او می‌شود]. در روایات هم داریم: «اگر مؤمن هفتاد مرتبه حمل صحت نکند و چه اینها در ایمان نقص هست و...2 این حکایت از این مسئله می‌کند که ما در استعداد و استطاعت و توان رسیدن به واقعیات خیلی ضعیف هستیم! نگاه می‌کنیم و می‌بینیم که فلانی عملی را انجام داده است، می‌گوییم: پس نیتش این بوده است درحالی‌که اصلاً روحش خبر ندارد! بعد می‌رویم به این قضیه مسائل را حمل و بار می‌کنیم! انسان باید به حقیقت یک مطلب برسد و وقتی که رسید آنگاه تصمیم بگیرد! فقط کسی می‌تواند به این مطلب برسد که اشراف بر نفس داشته باشد! حتی ممکن است انسان فعلی را از روی غرض انجام بدهد و انسان آن غرض را هم بداند ولی ریشه‌ها و ینابیع و مبادی این غرض برای انسان ناشناخته است! مگر برای ولیّ خدا که او نسبت به همۀ خصوصیات اشراف دارد، او می‌تواند بگوید و میزان تقصیر و جرم و غُصن3 را تعیین کند. امام علیه‌السّلام هم می‌تواند؛ آن کسی که نسبت به همۀ زوایای دل اشراف حضوری دارد! لا یخفیٰ علیه شیءٌ فی الأرض و لا فی السَّماء؛ ﴿رَبَّنَآ إِنَّكَ تَعۡلَمُ مَا نُخۡفِي وَمَا نُعۡلِنُ وَمَا يَخۡفَىٰ عَلَى ٱللَهِ مِن شَيۡءٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ﴾4 که اشراف و علم خدای متعال نسبت به اشیاء، یک علم و اشراف حضوری است و دیگر چیزی مخفی نیست!

    1. الکافی، ج ۸، ص ۷۷.
    2. مصباح الشریعة، ج ۱، ص ۱۷۳.
    3. لغت‌نامه دهخدا: «غصن: منحرف کردن و بازداشتن کسی را از حاجت.»
    4. . سوره ابراهیم (14) آیه 38.
      ترجمه: «پروردگارا، تو به هر چه ما پنهان و آشکار کنیم بر همه آگاهی (که تو خدایی) و بر خدا البته هیچ چیز در زمین و آسمان پنهان نیست.» (محقق)