اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

محدودیت شناخت حقایق اشیاء

چرا عقل انسان از درک کنه هستی عاجز است؟

14٬052
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه حکما پیرامون عدم معرفت به ماهیت و کنه اشیاء می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام بوعلی سینا آغاز می‌شود که معتقد است شناخت ما از اشیاء، نه شناخت ذات و حقیقت آن‌ها، بلکه تنها آگاهی از آثار و لوازم آن‌هاست. در ادامه، این مسئله با مبانی حکمت متعالیه و اصالت وجود پیوند می‌خورد تا روشن شود که چرا وجودات خارجی، به دلیل بساطت و عدم ماهیت، از دسترس ادراک مستقیم عقل خارج هستند. استاد با نقد نگاه سطحی به پدیده‌ها، بر لزوم حفظ راه احتمال در قضاوت‌های اخلاقی و سلوکی تأکید کرده و تفاوت میان علم اجمالی به وجود اشیاء و علم تفصیلی به کنه آن‌ها را تشریح می‌کنند. در نهایت، با تفسیر دعای «اللهم أرنی الأشیاء کما هی»، این نتیجه حاصل می‌شود که کمال معرفت در عبور از جزئیات و رسیدن به مقام مشاهده ربطی اشیاء به مشیت الهی است.

محدودیت شناخت حقایق اشیاء

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه حکما پیرامون عدم معرفت به ماهیت و کنه اشیاء می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام بوعلی سینا آغاز می‌شود که معتقد است شناخت ما از اشیاء، نه شناخت ذات و حقیقت آن‌ها، بلکه تنها آگاهی از آثار و لوازم آن‌هاست. در ادامه، این مسئله با مبانی حکمت متعالیه و اصالت وجود پیوند می‌خورد تا روشن شود که چرا وجودات خارجی، به دلیل بساطت و عدم ماهیت، از دسترس ادراک مستقیم عقل خارج هستند. استاد با نقد نگاه سطحی به پدیده‌ها، بر لزوم حفظ راه احتمال در قضاوت‌های اخلاقی و سلوکی تأکید کرده و تفاوت میان علم اجمالی به وجود اشیاء و علم تفصیلی به کنه آن‌ها را تشریح می‌کنند. در نهایت، با تفسیر دعای «اللهم أرنی الأشیاء کما هی»، این نتیجه حاصل می‌شود که کمال معرفت در عبور از جزئیات و رسیدن به مقام مشاهده ربطی اشیاء به مشیت الهی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

محدودیت شناخت حقایق اشیاء

9
  • ظهور؛ بهترین و رساترین تعبیر از تنزل بسیط الحقیقه

  • تلمیذ: حقیقت اشیاء را فرمودید که حقیقةُ الشَیء بِصورتهِ لا بِمادَّتهِ... این صورت همین افراد و انواع و ماهیات مختلف می‌شود.

  • استاد: به دو شکل تعبیر می‌آوریم، البته اگر بخواهد به شکل کلی تعبیر آورده شود، شکل کلی خودش همان جنبۀ فصلی دارد که حقیقةُ الشَیء بِصورتهِ لا بِمادَّتهِ است و آنچه که محقق شیء و نوع و مقوم جنس است و باعث تحقق ماهیات مختلف در خارج می‌شود عبارت از فصلیت است. این در مقام کلیت است که بخواهیم در تحت قضیۀ طبیعیه دربیاوریم. اما اگر به خود جزئی بودن و تشخص خارجی نظر کنیم، تعابیر مختلفی می‌شود؛ یک تعبیر عبارت از صورت است و یک تعبیرش عبارت از وجود متعین و یک تعبیرش همان تعبیری است که فلاسفه می‌گویند: الوجودُ ما لَم یَتشخَّص لَم یوجَد، این تشخص عبارت از همین صورت نوعیه است و در لسان عرفا از او تعبیر به ظهور می‌شود. واقعاً ظهور بهترین و رساترین تعبیری است که می‌شود در اینجا از تنزل بسیط الحقیقه آورد چون خود وجود لا کیفٌ و لا لونٌ و لا جنسٌ و لا فصلٌ و لا ماهیةٌ لَه، خودش هیچ‌گونه صورت و شکل ندارد و هرچه که در تحت این قیودات قرار بگیرد، از ذات خود آن وجود خارج است.

  • شما اگر بخواهید یک وجود را تصور کنید در عین اینکه قائل به وجود کم و کیف هستید در عین اینکه می‌بینید این سیاهی با این سفیدی دوتاست و فرق می‌کند و نمی‌توانید بین اینها قائل به اتحاد بشوید درعین‌حال یک حکم وحدت را بر دو امر متضاد و مختلف بار می‌کنید که هم این و هم آن، هردو به یک سان و یک میزان از این حکم واحد بهره دارند. آن حکم واحد چیست؟ اگر قرار باشد مسئلۀ خود لونیت باشد که خود لونیت [این] با این تفاوت می‌کند؛ این سفید است و آن سیاه است در عین اینکه اختلاف بین این دو را درمقابل هم می‌بینیم ولی درعین‌حال حکم به وحدت و یک چیز مشترک بین هردو به‌نحو یکسان می‌کنیم به‌طوری‌که به‌اندازۀ سر سوزنی اختلاف بین این و آن از نظر سهمیه و نصیب نیست، آن عبارت از وجود است؛ یعنی هردوی اینها در وجود به یک میزان سهمیه دارند. هردوی اینها هستند و این هستی در اینجا به این صورت و در آنجا به این صورت ظاهر می‌شود.

/