
محدودیت شناخت بشر از حقایق اشیاء
تحلیل کلام بوعلی سینا در ناتوانی عقل از درک کنه هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه دقیق بوعلی سینا پیرامون محدودیت معرفت انسانی نسبت به حقایق عالم میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که بشر به دلیل محدودیتهای وجودی و ابزاری، تنها قادر به درک خواص، لوازم و اعراض اشیاء است و دسترسی به فصول مقوّمه و حقیقتِ وجودی آنها برای او ممکن نیست. در ادامه، این سیر استدلالی با مثالهایی از طبیعت، حیوانات و حتی جمادات پیگیری میشود تا نشان داده شود که چگونه علم ما به اشیاء، علمی «انیّ» و مبتنی بر آثار خارجی است، نه علمی «لِمّی» و شهودی. استاد با نقد نگاههای سطحی به هستی، تأکید میکنند که برای عبور از ظواهر و رسیدن به حقیقتِ اشیاء، راهی جز شهود قلبی و تحقق به حقایق ایمان وجود ندارد. این جلسه با تبیین تفاوت میان شناختِ علمیِ مبتنی بر آثار و شناختِ حضوریِ اولیاء الهی به پایان میرسد.
محدودیت شناخت بشر از حقایق اشیاء
8بَل إنَّما عَرَفنا شیئاً لَهُ هذهِ الخاصةُ و هوَ أنَّهُ الموجودُ لا فی موضوعٍ و هذا لَیسَ حَقیقتَهُ و لا نَعرفُ حَقیقةَ الجِسمِ بَل نَعرفُ شیئاً لَهُ هذهِ الخَواصُّ و هیَ الطولُ و العَرضُ و العُمقُ و لا نَعرفُ حَقیقةَ الحیوان بَل إنَّما نَعرفُ شیئاً لَهُ خاصیةُ الإدراکِ و الفِعلِ فَإنَّ المُدرکَ الفَعال لَیسَ هوَ حَقیقةَ الحیوان بَل خاصیتُه و لازمٌ لَهُ.1
اینکه حقیقتش نیست و حتی نمیدانیم جسم هم چیست. [بلکه میدانیم که] آن خواصش طول و عرض و عمق است. در حیوانیت چطور؟ [میدانیم که] هم ادراک میکند و هم میتواند کار انجام بدهد. اینکه یک شیری را میگویید که ادراک میکند و فعال است، این حقیقت حیوان نیست بلکه خاصیت و لازمش این است. چیزی بهعنوان مدرک و فعال هم ادراک میکند و هم کار انجام میدهد هم شعور دارد و هم کار انجام میدهد، اینکه حقیقت حیوان نیست چون کار انجام دادن یک امری است که به اعضاء و جنبۀ جسمیت حیوان برمیگردد و ادراک کردن هم یک مسئلهای است که از خصوصیات و آثار حیوان آن را میفهمیم درحالیکه بین حیوانات فرق میگذاریم. اگر قرار باشد که بین این حیوانات فقط این جنبه، جنبۀ حیوانیت باشد و چیز دیگری نباشد دراینصورت نمیتوانیم بین اینها تفاوت قائل باشیم و همینطور در مسئلۀ ادراک و فعل مگر نبات مدرک و فعال نیست؟ آنهم ادراک دارد. اگر نبات ادراک نداشت خودش را بهسمت نور نمیبرد و ریشههای خودش را بهسمت آب نمیبرد و حالات مختلف بهخود نمیگرفت. بسیاری از گیاهان هستند که از اطوار مختلف مطلع شدند بر اینکه آنها ادراک فضای خارج را کردند و در این زمینه اتفاقاً مسئله خیلی هست که چطور اینها ادراک میکنند! خیلی مسئله عجیب است ها! امروزه مقداری دارند به این مطلب میرسند.
در یک جا خواندم که اصلاً گیاه با آن کسی که به گیاه آب میدهد یک رابطۀ بهخصوص برقرار میکند! نوشتهاند در باغچهای که میخواهید آب بدهید یک نفر آب بدهد اینطور نباشد که هر روز یک نفر بیاید آب بدهد چون گیاه با آن نفسی که به او آب میدهد انس پیدا میکند و بهتر رشد میکند! عجیب است با آبی که میدهید [این تأثیرات وجود دارد]! در یک کتاب راجع به احوالات مرحوم علامه طباطبایی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ خواندم، کسی از ایشان سؤالی کرده بود و ایشان فرمودند که وقتی ما در نجف بودیم به یک کتابی برخورد کردیم که در این کتاب نوشته بود گیاه اینها را میفهمد! اگر یک درختی که میخواهد خشک شود یا میوه نمیدهد بیایید پای آن درخت بایستید و بگویید که اگر امسال این درخت میوه ندهد ما باید این را قطع کنیم آنوقت یک نفر بیاید شفاعت کند و بگوید که نه حالا شما امسال صرفنظر کن. این درخت آن سال میوه میدهد!
- . همان، ص 392.
