اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محدودیت شناخت بشر از حقایق اشیاء

تحلیل کلام بوعلی سینا در ناتوانی عقل از درک کنه هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه دقیق بوعلی سینا پیرامون محدودیت معرفت انسانی نسبت به حقایق عالم می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که بشر به دلیل محدودیت‌های وجودی و ابزاری، تنها قادر به درک خواص، لوازم و اعراض اشیاء است و دسترسی به فصول مقوّمه و حقیقتِ وجودی آن‌ها برای او ممکن نیست. در ادامه، این سیر استدلالی با مثال‌هایی از طبیعت، حیوانات و حتی جمادات پیگیری می‌شود تا نشان داده شود که چگونه علم ما به اشیاء، علمی «انیّ» و مبتنی بر آثار خارجی است، نه علمی «لِمّی» و شهودی. استاد با نقد نگاه‌های سطحی به هستی، تأکید می‌کنند که برای عبور از ظواهر و رسیدن به حقیقتِ اشیاء، راهی جز شهود قلبی و تحقق به حقایق ایمان وجود ندارد. این جلسه با تبیین تفاوت میان شناختِ علمیِ مبتنی بر آثار و شناختِ حضوریِ اولیاء الهی به پایان می‌رسد.

محدودیت شناخت بشر از حقایق اشیاء

7
  • ایشان در کتاب تعلیقات خودشان این‌طور ذکر می‌کنند: ما می‌توانیم خاصیت‌های اشیاء را بفهمیم مثلاً خاصیت این گیاه یا این حیوان یا این سنگ چیست؟ چه آثاری دارد؟ چطور با سایر گیاه‌ها متفاوت است؟ چه فرقی بین او و بقیه است؟ و اعراضی که از اعراض مختلف عارض بر او می‌شود و فصولی که مقوّم هرکدام از آنها است که دلالت بر حقیقت آنها می‌کند، آن فصل‌ها را هم نمی‌توانیم بشناسیم؛ یعنی آن فصلی که واقعاً بین او و بقیه جدایی می‌اندازد. البته اگر کمی دقت بکنیم خواهیم فهمید که منظور مرحوم آخوند از آن فصل همان حقیقت وجودیۀ مشخصۀ آن شیء خارجی است نه آن فصلی که می‌گویند که عارض بر جنس می‌شود یا صورتی که عارض بر ماده می‌شود. بلکه [می‌دانیم] اینها خواص و اعراضی دارند و ما نه حقیقت واجب الوجود، نه عقل، نه نفس، نه حتی فلک، نار، هوا، ماء و ارض، حتی در مادیات و طبیعیات هم نمی‌توانیم [بشناسیم] مجردات که به جای خود این‌همه طبیعیات [را هم نمی‌دانیم].‌ حقایق اعراض را نمی‌دانیم چیست! واقعاً کیف چیست؟ یک کسی بیاید بگوید که آقا کیف به چه می‌گویند؟ رنگ به چه می‌گویند؟ رنگ از چه تشکیل شده است؟ اختلاف الوان از کجا پیدا می‌شود؟ ما نمی‌دانیم حقیقت جوهر چیست و فقط آثارش را می‌بینیم چیست! إذا وُجدَ وُجدَ لا فی موضوعٍ اما این جوهر چه حقیقتی دارد و به کجا منتهی می‌شود؟ قابل قسمت و تجزیه هست یا نیست؟ نوعش به چه نوعی هست؟ اینها مسائلی است که قابل ادراک نیست. یعنی وقتی که مرحوم بوعلی می‌خواهد بین نور که جوهر است و کتاب که جوهر است فرق قائل شود، می‌ماند! می‌بیند هردوی اینها جوهر هستند ولی آخر این چه جوهری است که هم به نوری که قابل لمس و ثقل و ابعاد نیست جوهر می‌گویند و هم به این کتابی که قابل همه چیز هست جوهر می‌گویند! یک کتاب یک کیلویی جوهر است و آن چیزی که اصلاً در ثقل و وزن نمی‌آید آن‌هم جوهر است! چطور می‌شود بین این دو قسم از اقسام جوهر اشتراکی پیدا کرد که براساس آن اشتراک بتوانید این عنوان را به هردوی اینها بدهید؟ ولی آثارش را می‌بینید که إذا وُجدَ وُجدَ لا فی موضوعٍ هم کتاب وُجدَ وُجدَ لا فی موضوعٍ هم آن نور، هردوی اینها این مسئله را دارند.