اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محدودیت شناخت بشر از حقایق اشیاء

تحلیل کلام بوعلی سینا در ناتوانی عقل از درک کنه هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه دقیق بوعلی سینا پیرامون محدودیت معرفت انسانی نسبت به حقایق عالم می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که بشر به دلیل محدودیت‌های وجودی و ابزاری، تنها قادر به درک خواص، لوازم و اعراض اشیاء است و دسترسی به فصول مقوّمه و حقیقتِ وجودی آن‌ها برای او ممکن نیست. در ادامه، این سیر استدلالی با مثال‌هایی از طبیعت، حیوانات و حتی جمادات پیگیری می‌شود تا نشان داده شود که چگونه علم ما به اشیاء، علمی «انیّ» و مبتنی بر آثار خارجی است، نه علمی «لِمّی» و شهودی. استاد با نقد نگاه‌های سطحی به هستی، تأکید می‌کنند که برای عبور از ظواهر و رسیدن به حقیقتِ اشیاء، راهی جز شهود قلبی و تحقق به حقایق ایمان وجود ندارد. این جلسه با تبیین تفاوت میان شناختِ علمیِ مبتنی بر آثار و شناختِ حضوریِ اولیاء الهی به پایان می‌رسد.

محدودیت شناخت بشر از حقایق اشیاء

4
  • نطق آب و نطق خاک و نطق گل***هست محسوس حواس اهل دل1
  • آنها هم نطق دارند آن گنجشکی که دارد صدا می‌کند او هم نطق دارد منتها حالا یک حضرت سلیمانی باید [باشد] که نطق گنجشک را بفهمد! چطور می‌گویند که اگر یک چینی بیاید برای یک بچۀ پنج‌ساله شروع به صحبت کردن بکند سه ساعت هم حرف بزند بچه فقط نگاهش می‌کند و هیچ چیز نمی‌فهمد و فقط منتظر است که او دستش را در جیبش بکند و آب‌نبات بیرون بیاورد از این سه ساعت صحبت کردن یک کلام هم نمی‌فهمد! حالا اگر گنجشک هم سه ساعت صحبت کند ما نمی‌فهمیم سلیمان باید باشد تا بفهمد یا گوسفند هم [صحبت کند] سلیمان باید بفهمد یا وقتی که گرگ می‌آید حرف می‌زند امام باقری باید باشد تا بفهمد که این حیوان وحشی چه می‌گوید و از حضرت چه درخواست می‌کند. [آن گرگ] نزد حضرت آمد حالا همۀ اصحاب گذاشتند فرار کردند عجب اصحابی!! ـ نگاه کنیم ببینیم نکند ما هم مثل همان‌ها هستیم!! ـ واقعاً هان! یک گرگ وحشی دارد از بالای کوه پایین می‌آید [همۀ اصحاب فرار می‌کنند] بابا امام اینجا ایستاده است!! گرگ پیش حضرت آمد و با حضرت صحبت کرد و حضرت هم دست به سرش کشیدند و دعا کردند. وقتی که رفت تازه اصحاب یک‌خرده اطمینان پیدا کردند و آمدند و گفتند که یا ابن‌رسول‌الله یا ابن‌رسول‌الله خیلی خطری بود!! حضرت فرمودند که بله بله خطری بود! بفرمایید فعلاً او را آن بالا فرستادیم و خطر دیگر رفع شد نترسید! [گرگ] گفت که زنم دارد می‌زاید و درد زایمان و مخاض گرفته است دعا کنید راحت [زایمان کند]. حضرت فرمودند که باشه دعا می‌کنم الآن به آنجا برو چهار پنج‌تا بچۀ کاکل‌زری برایت آورده و منتظر قدوم پدرشان هستند!2 این‌هم دعا کرد که خدا...

  • این را باید یک کسی مثل امام باقر علیه‌السّلام بفهمد بنده نمی‌فهمم نه‌اینکه اینها نطق ندارند بلکه آنها نطق دارند. پس منظور از ناطق چیست؟ بعضی‌ها گفتند که منظور از ناطق این است که تعقل می‌کنند. آن حدّ تعقل چقدر است؟ مگر حیوان تعقل نمی‌کند؟! این مراتب ضعیف‌تر از تعقل منظور از ناطق قوۀ عاقله است اما هیچ‌کدام از اینها نتوانسته‌ است آن ضمیر کاوشگر و فحاص و بحاث بوعلی را نسبت به شناخت حقایق اشیاء قانع و راضی کند و واقعیت مطلب هم به‌نظر می‌رسد که همین باشد.

    1. مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 86.
    2. کشف الغمة، ج 2، ص 352.