
محدودیت شناخت بشر از حقایق اشیاء
تحلیل کلام بوعلی سینا در ناتوانی عقل از درک کنه هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه دقیق بوعلی سینا پیرامون محدودیت معرفت انسانی نسبت به حقایق عالم میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که بشر به دلیل محدودیتهای وجودی و ابزاری، تنها قادر به درک خواص، لوازم و اعراض اشیاء است و دسترسی به فصول مقوّمه و حقیقتِ وجودی آنها برای او ممکن نیست. در ادامه، این سیر استدلالی با مثالهایی از طبیعت، حیوانات و حتی جمادات پیگیری میشود تا نشان داده شود که چگونه علم ما به اشیاء، علمی «انیّ» و مبتنی بر آثار خارجی است، نه علمی «لِمّی» و شهودی. استاد با نقد نگاههای سطحی به هستی، تأکید میکنند که برای عبور از ظواهر و رسیدن به حقیقتِ اشیاء، راهی جز شهود قلبی و تحقق به حقایق ایمان وجود ندارد. این جلسه با تبیین تفاوت میان شناختِ علمیِ مبتنی بر آثار و شناختِ حضوریِ اولیاء الهی به پایان میرسد.
محدودیت شناخت بشر از حقایق اشیاء
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه دقیق بوعلی سینا پیرامون محدودیت معرفت انسانی نسبت به حقایق عالم میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که بشر به دلیل محدودیتهای وجودی و ابزاری، تنها قادر به درک خواص، لوازم و اعراض اشیاء است و دسترسی به فصول مقوّمه و حقیقتِ وجودی آنها برای او ممکن نیست. در ادامه، این سیر استدلالی با مثالهایی از طبیعت، حیوانات و حتی جمادات پیگیری میشود تا نشان داده شود که چگونه علم ما به اشیاء، علمی «انیّ» و مبتنی بر آثار خارجی است، نه علمی «لِمّی» و شهودی. استاد با نقد نگاههای سطحی به هستی، تأکید میکنند که برای عبور از ظواهر و رسیدن به حقیقتِ اشیاء، راهی جز شهود قلبی و تحقق به حقایق ایمان وجود ندارد. این جلسه با تبیین تفاوت میان شناختِ علمیِ مبتنی بر آثار و شناختِ حضوریِ اولیاء الهی به پایان میرسد.
محدودیت شناخت بشر از حقایق اشیاء
12بیان مواردی از تعظیم حیوانات و جمادات در مقابل امام رضا علیهالسّلام
تلمیذ: ... [سگی] کنار حرم نشسته است و حتی میگفتند که در فاصلۀ بین فرشها حرکت میکرد و روی فرشها پا نمیگذاشت!
استاد: خیلی اتفاق افتاده است. یک شتری هم یکدفعه آمده بود. خیلی عجیب است! از مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ شنیدم که این قضیه شبیه ناقۀ صالح بوده و وقتی که ولیّان استاندار خراسان زمان شاه بود [او را کشت]، آخر قرار شد این را در همان چراگاه خود امام رضا علیهالسّلام بگذارند اما بعد از یک مدتی این را میکشند. وقتی مرحوم آقا این قضیه را شنیدند گفتند که عنقریب این ولیّان و حکومتش ساقط میشود. چیزی نگذشت اینطور شد ایشان فرمودند که این شبیه به ناقۀ صالح بوده است. خیلی نقل هست من حتی راجع به سنگ هم شنیدم که یک سنگی همینطور غِل خورده و حرکت کرده و تا نزدیک پنجره فولاد آمده و آنجا همینطور ایستاده است. یک سنگی به این مقدار بوده است و این را شاهد عینی برای مرحوم آقا نقل کرد و من هم بودند. گفتند که ما بودیم و [این قضیه اتفاق افتاد] حالا سنگ را یک جا نگه داشتند نمیدانم کجا هست. حالا ما میگوییم که اینها و جمادات شعور ندارند! کتاب مینویسند که امام از فردای خودش خبر ندارد!
أللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد
