
معقولیت بسائط و شناخت حقایق اشیاء
تحلیل فلسفی شناخت لوازم و آثار در مسیر معرفت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه فخر رازی پیرامون معقولیت بسائط و مرکبات میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا علم به مرکبات، مستلزم علم به اجزای بسیط آنهاست یا خیر. استاد با تبیین دیدگاه مرحوم آخوند، توضیح میدهند که برای شناخت اشیاء، لزوماً نیازی به دسترسی به کنه و حقیقتِ بسیطِ آنها نیست؛ بلکه میتوان از طریق شناخت آثار، لوازم و خواصِ قریبِ اشیاء، به معرفتی کارآمد دست یافت. در ادامه، این بحث فلسفی به حوزهی عمل و روابط اجتماعی کشیده میشود و بر اهمیتِ شناختِ دقیقِ افراد از طریقِ آزمودنِ آنها در موقعیتهای مختلف تأکید میگردد. در نهایت، با اشاره به خطراتِ اعتمادِ کورکورانه به ظواهرِ افراد در مسائل اجتماعی، ضرورتِ هوشیاری و پرهیز از تقلیدِ ناآگاهانه در تشخیصِ حق از باطل تبیین میشود تا مخاطب دریابد که چگونه میتوان با تکیه بر آثار و لوازم، به حقیقتِ امور پی برد.
معقولیت بسائط و شناخت حقایق اشیاء
7هجرت مرحوم آخوند از قم به کهک از دست مقدسین و متحجرین!
ابتلای همیشگی اسلام و مسلمین به جهل و جهّال
حالا ببینیم که مرحوم آخوند چه میگوید؟ آیا مرحوم آخوند با ما موافق است؟ ایشان هم ازدست همین عوام در آخر عمر به کهک رفت! ازدست همین مقدسین و نفهمها و متحجرین! ازدست اینهایی که نمیتوانند دوتا حرف درست بزنند! از اول اسفار کدام کلمه کفری به شما گفتیم؟! کدام کلمۀ شرک در این کتاب بود؟! مگر اینها نبودند که گفتند: او کافر است و از اصفهان بیرونش کردند و مدتی به شیراز رفت؟! چه کسانی بودند؟! کسانی که نمیتوانند ببینند و حرف حق را بشنوند و احساس کنند! والاّ خب بلند شو بیا حرف بزن! این شیعۀ امیرالمؤمنین علیهالسّلام است و از کهک به اینجا میآید و حضرت معصومه را زیارت میکند! ولایت و اخلاصش از تو بیشتر است! از اول تابهحال اسلام و مسلمین مبتلاء به جهل و جهّال بود و امان از این جهل!
و فیه بحثٌ إذ لِقائلٍ أن یقولَ مَنِ اعترفَ أنَّ الماهیاتِ المرکبةَ معلومةٌ لا یَلَزَمَه تسلیمُ أن یکونَ معرفتُها حاصلةً مِن معرفةِ بَسائِطها الحقیقیةِ إذ لا نُسلِّمُ أنَّ معرفةَ الشیءِ المرکبِ بِحدِّه عبارةٌ عن معرفةِ أجزائِهِ و أجزاءِ أجزائِهِ حتى یَنتَهی إلى معرفةِ البسیطِ بَل حدُّ الشیءِ المرکبِ لعلَّه یکفی فیه معرفةُ أجزائِهِ القَریبة و لو بِالرَّسم.1
در کلام فخر رازی صحبت و تأمل است. شخصی میتواند به ایشان اینطوری جواب بدهد. کسی که اعتراف کند که ماهیت مرکب معلوم است هیچ دلیلی ندارد که اعتراف کند بر اینکه معرفتش از معرفت بسائط حقیقیه حاصل میشود، نه! ممکن است از غیر اینها برای او حاصل شود. قبول نمیکنیم که معرفت شیء مرکب به حد خودش عبارت از معرفت اجزاء آن و اجزاء اجزائش است تااینکه به معرفت بسیط منتهی بشود، نه! ممکن است انسان به حدّ یک شیء اطلاع پیدا کند ولی نه از راه معرفت اجزاء بلکه از راه حضور، شهود، رسم و اجزاء قریبه! بلکه حدّ شیء مرکب ممکن است در معرفت اجزاء قریبش ولو به رسم کفایت کند، آثار و لوازم و خواصش برای انسان حاصل شود و انسان علم به آن خصوصیت نوعیۀ آن شیء پیدا کند.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 389.
