
معقولیت بسائط و شناخت حقایق اشیاء
تحلیل فلسفی شناخت لوازم و آثار در مسیر معرفت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه فخر رازی پیرامون معقولیت بسائط و مرکبات میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا علم به مرکبات، مستلزم علم به اجزای بسیط آنهاست یا خیر. استاد با تبیین دیدگاه مرحوم آخوند، توضیح میدهند که برای شناخت اشیاء، لزوماً نیازی به دسترسی به کنه و حقیقتِ بسیطِ آنها نیست؛ بلکه میتوان از طریق شناخت آثار، لوازم و خواصِ قریبِ اشیاء، به معرفتی کارآمد دست یافت. در ادامه، این بحث فلسفی به حوزهی عمل و روابط اجتماعی کشیده میشود و بر اهمیتِ شناختِ دقیقِ افراد از طریقِ آزمودنِ آنها در موقعیتهای مختلف تأکید میگردد. در نهایت، با اشاره به خطراتِ اعتمادِ کورکورانه به ظواهرِ افراد در مسائل اجتماعی، ضرورتِ هوشیاری و پرهیز از تقلیدِ ناآگاهانه در تشخیصِ حق از باطل تبیین میشود تا مخاطب دریابد که چگونه میتوان با تکیه بر آثار و لوازم، به حقیقتِ امور پی برد.
معقولیت بسائط و شناخت حقایق اشیاء
4انسان باید دو روز یا یک هفته یا یک ماه برود و در موارد مختلف تستها و امتحانهای مختلف [بگیرد که] نسبت به رفقای خودش چطور حکم میکند و نسبت به غریبهها چطور حکم میکند؟! انسان میبیند که در یک جا کمی جانب رفیق را گرفت و در آنجا او را ترجیح داد! نسبت به فرزندان خودش میخواهد چطور مسئله را جمع کند؟! اگر این قضیه برای افراد دیگر بود چگونه قضاوت میکرد؟! بعد انسان یکییکی میفهمد که نه بابا، این ولیّ خدا آرتیست است و دارد فیلم بازی میکند و شعبده میکند!! خیلی عجیب استها! یک وقت انسان میبینید بیست سال سرش کلاه رفته است! و اگر ـ خدا نکند خدا نکند! ـ این اشتباهها و التباسها صورت اجتماعی به خود بگیرد، آنوقت چه قضایا و مسائل و فجایعی پیش میآید؟! تا وقتی مسائل شخصی است خب مفسدۀ آنهم به خودش برمیگردد ولی یک وقت مسئله اجتماعی میشود!
یک ابوبکر میآید و بهجای پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم مینشیند! آنوقت میخواهد امت را به کجا ببرد؟! این صورت اجتماعی گرفته است. محاسن و موقعیت خوب! پدر زوجۀ رسولالله! صاحب الغار! این مسائل هست و با پیغمبر هم بوده است آنوقت این یک جنبۀ اجتماعی به خود میگیرد! دیگر فاتحۀ اسلام و مسلمین و همه را یکجا باهم میخوانند و پی کارش میرود! خطر اینجاست! اگر یک شارلاتان حکومت کند همه میفهمند که این یک آدم ریشتراش همهکاره است و هر کسی تکلیفش را با او روشن و مشخص میکند. ولی یک کسی با لباس تقوا و لباس انتساب و اقتراب به نبی و مصاحبت با نبی میآید درحالیکه نفسش آلوده است [این خطرناک است]! این بحثهایی که در فلسفه میکنیم باید جنبۀ عملی آن را لحاظ کنیم و فقط همین نیست که همینطور بخوانیم و برویم! باید یکیک این خطها را در زندگی و روابط خود پیاده کنیم و به یکیک اینها عمل کنیم!
