اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امکان معرفت به حقایق اشیاء و مراتب علم

تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند درباره علم به بسائط و مرکبات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون امکان یا امتناع معرفت به حقایق اشیاء می‌پردازند. بحث با طرح شبهه معروف فلاسفه مبنی بر عدم امکان شناخت کنه بسائط و به تبع آن مرکبات آغاز می‌شود و با تبیین پاسخ مرحوم مرحوم آخوند ادامه می‌یابد. ایشان با تفکیک میان «معرفت به وجه‌الشیء» و «معرفت به شیء بوجهٍ»، توضیح می‌دهند که چگونه انسان می‌تواند از طریق لوازم، به معرفتی اجمالی از حقایق دست یابد. در ادامه، با نقد دیدگاه فخر رازی، برتری علم حضوری بر علم حصولی در شناخت حقایق تبیین شده و جایگاه رفیع علم امام علیه‌السلام به عنوان واسطه فیض الهی و احاطه وجودی ایشان بر عالم هستی مورد تأکید قرار می‌گیرد. این جلسه با ذکر نمونه‌هایی از علم حضوری اولیای الهی، بر ضرورت اصلاح نگاه به جایگاه امامت و ولایت تأکید می‌ورزد.

امکان معرفت به حقایق اشیاء و مراتب علم

1
  • درس چهارصد و هفتاد و یکم

  • جواب مرحوم آخوند به اشکال عدم معرفت به حقایق اشیاء

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • ثُمَّ یَجبُ لکَ أن تَعلمَ أنَّ العلاقةَ اللزومیةَ بَین الأشیاءِ إنَّما یَتَحَقَّقُ بِاعتبارِ وجوداتِها لا بِاعتبارِ ماهیاتِها.1

  • مرحوم آخوند در اشکال و شبهه‌ای که مستشکل در اینجا بر عدم معرفت حقایق اشیاء کرده است می‌فرمایند: بله، اینکه نمی‌شود از لازم به ملزوم پی برد، یک مسئله‌ای است که در بعضی از موارد مطلب به همین کیفیت هست اما نه‌اینکه به‌طورکلی این مسئله شمول داشته باشد.

  • در بحث شناخت و معرفت صحبت در این است که آیا انسان می‌تواند به کنه اشیاء اطلاع و معرفت پیدا کند یااینکه اطلاع به کنه اشیاء مستحیل است همان‌طوری‌که بعضی از حکماء به این مسئله اعتراف کرده‌اند مثل شیخ‌الرئیس و امثالش و مَن تبع که قائل‌اند بر اینکه گرچه ممکن است ما پی به علم اجناس اشیاء ببریم که مابه‌الاِشتراک بین انواع است ولی علم و معرفت به صور نوعیۀ اشیاء که همان خصوصیت ممیزۀ آنها را به‌وجود می‌آورد اختصاص به علاّم الغیوب دارد و کسی نمی‌تواند نسبت به آن اطلاع پیدا کند، مگر اینکه انسان از بعضی آثار به این مطلب پی ‌ببرد و این معرفت؛ معرفت به کنه و حقیقت شیء نیست.2 مثل اینکه بگوییم: انسان متحرک و کاتب و مدرک است و تجارت می‌کند و کسب می‌کند و از این کارها می‌کند که حیوان این کارها را انجام نمی‌دهد. خب این شناخت شیء به آثار و لوازم قریب و یا بعیده که مشخِّص نوعیت شیء و همین‌طور مشخِّص آن صورت و نوعیت خود آن اشیاء است.

  • لذا بعضی به‌طورکلی باب معرفت را نسبت به بسائط [بستند] و حتی نسبت به مرکبات هم آمده‌اند انکار کرده‌اند و دلیلش را هم این قرار داده‌اند که از آنجا که اطلاع بر مرکبات متأخر از اطلاع بر اجزاء مرکبات است و مرکبات، مرکب از بسائط هستند بنابراین تعریف شیء به امر بسیط مقدور انسان نیست و ممتنع است و انسان نمی‌تواند به مرکبات پی ‌ببرد چه برسد که این اطلاع و معرفت به بسائط تعلق بگیرد و همین‌طور بالاتر از بسائط تااینکه به واجب الوجود بالذات که فقط ماهیته إنّیته است و هیچ نوع تعریفی انسان برای آن ذات بسیط نمی‌تواند پیدا کند و مطلب را به آنجا کشانده‌اند و گفته‌اند که هیچ‌وقت از علم به لازم علم به ملزوم حاصل نمی‌شود چون اگر انسان از لازم به ملزوم معرفت پیدا کند از آن جایی که ملزوم ذات شیء است و آن ذات، علت برای لوازم خودش است وقتی که شما از یک تحرک علم به نوعیت انسان پیدا کنید پس باید علم به جمیع صفات انسان هم پیدا کنید چون ذات انسان علت برای [لوازم خودش است] و همان مسئله پیش می‌آید و همان اشکال معروفی که در آنجا هست که در مباحث عرفان نظری مطرح است که وقتی سلسلۀ مراتب شهود را بیان می‌کنند؛ مسئلۀ ادراک افعال و بعد صفات و بعد اسماء و بعد ذات، در آنجا این اشکال پیش می‌آید که اگر ما افعال و صفات و اسماء را منبعث از ذات بدانیم چطور ممکن است که بدون معرفت ذات معرفت اسماء و صفات بما هی هی برای انسان حاصل بشود؟! این یک اشکال معروفی است که فلاسفه بر عرفا می‌کنند و اشکال محکمی هم است، خیلی اشکال متین و متقنی است که انسان باید به آن کیفیت معرفت و مراتب معرفت توجه کند.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 389.
    2. التعلیقات، بوعلی سینا، ص ٣٤.