
امکان معرفت به حقایق اشیاء و مراتب علم
تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند درباره علم به بسائط و مرکبات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون امکان یا امتناع معرفت به حقایق اشیاء میپردازند. بحث با طرح شبهه معروف فلاسفه مبنی بر عدم امکان شناخت کنه بسائط و به تبع آن مرکبات آغاز میشود و با تبیین پاسخ مرحوم مرحوم آخوند ادامه مییابد. ایشان با تفکیک میان «معرفت به وجهالشیء» و «معرفت به شیء بوجهٍ»، توضیح میدهند که چگونه انسان میتواند از طریق لوازم، به معرفتی اجمالی از حقایق دست یابد. در ادامه، با نقد دیدگاه فخر رازی، برتری علم حضوری بر علم حصولی در شناخت حقایق تبیین شده و جایگاه رفیع علم امام علیهالسلام به عنوان واسطه فیض الهی و احاطه وجودی ایشان بر عالم هستی مورد تأکید قرار میگیرد. این جلسه با ذکر نمونههایی از علم حضوری اولیای الهی، بر ضرورت اصلاح نگاه به جایگاه امامت و ولایت تأکید میورزد.
امکان معرفت به حقایق اشیاء و مراتب علم
8بچهها گاهی اوقات چنین ارهاصاتی1 دارند. یکی از اقوام ما بود همین چند سال پیش حامله بود و سونوگرافی کرده بودند؛ گفته بودند: بچه دختر است! یک بچۀ پنجساله گفته بود که این پسر است و وقتی که به دنیا میآید اسمش مصطفی است! سونوگرافی گفته بود دختر است! آقا این به دنیا آمد پسر هم بود یک اختلافی پیش آمد که چه اسمی بگذارند یک بزرگی را آوردند، گفتند: اسمش چه باشد، او گفت: مصطفی باشد! یک بچه پنجساله این را گفت! حالا سونوگرافی کردند دختر بود! سونوگرافی نشان نداد! حالا اینهم از دستگاه اینها!!
اینها میگویند که امام هم همین است! حالا این بچه مزیتی دارد؟! نه، خدا در سرش انداخت، امام هم همین است و یک جا میگوید و یک جا هم نمیتواند بگوید یا بلد نیست بگوید و یادش میرود و دیگر حالا همینطور قضایا کشیده میشود تااینکه امام تبدیل میشود به یک فرد عادی ظاهری مثل سایر افراد!
امام واسطۀ بین پروردگار و کل عالم وجود
نه جانم امام، امام است! امام یعنی آن واسطۀ بین پروردگار و کل عالم وجود! به این امام میگویند! و این مسئله به علم و این حرفها کاری ندارد. کل مشیت و تقدیر الهی از نفس امام است، علم یکی از میلیارد میلیارد میلیارد چیزهایی است که ما نسبت به امام باید قائل بشویم! مطلب خیلی بالا و بالاتر است!
ثُمَّ یَجبُ لکَ أن تَعلمَ أنَّ العلاقةَ اللزومیةَ بَین الأشیاءِ إنَّما یَتَحَقَّقُ بِاعتبارِ وجوداتِها لا بِاعتبارِ ماهیاتِها اللهم إلاَّ فی لوازمِ الماهیاتِ مِن حیثُ هی هی.
این مسئله را باید بدانیم که علاقۀ لزومیه به اعتبار وجودات اشیاء بین اشیاء است، نه به اعتبار ماهیات مگر در لوازم ماهیت مِن حیث هی هی مثل زوجیت برای اربعه و یا فردیت برای ثلاثه و امثالذلک.
و المتمثَّلُ فی الذهنِ مِن الموجوداتِ الخارجیةِ هی ماهیاتُها و مَفهوماتُها لا هویّاتُها الوجودیةُ و أشخاصُها العینیةُ کما سَبَقَ.
- . لغتنامه دهخدا: «ارهاص: خوارق عاداتی که از نبی پیش از ظهور، ظاهر شود.»
