
امکان معرفت به حقایق اشیاء و مراتب علم
تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند درباره علم به بسائط و مرکبات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون امکان یا امتناع معرفت به حقایق اشیاء میپردازند. بحث با طرح شبهه معروف فلاسفه مبنی بر عدم امکان شناخت کنه بسائط و به تبع آن مرکبات آغاز میشود و با تبیین پاسخ مرحوم مرحوم آخوند ادامه مییابد. ایشان با تفکیک میان «معرفت به وجهالشیء» و «معرفت به شیء بوجهٍ»، توضیح میدهند که چگونه انسان میتواند از طریق لوازم، به معرفتی اجمالی از حقایق دست یابد. در ادامه، با نقد دیدگاه فخر رازی، برتری علم حضوری بر علم حصولی در شناخت حقایق تبیین شده و جایگاه رفیع علم امام علیهالسلام به عنوان واسطه فیض الهی و احاطه وجودی ایشان بر عالم هستی مورد تأکید قرار میگیرد. این جلسه با ذکر نمونههایی از علم حضوری اولیای الهی، بر ضرورت اصلاح نگاه به جایگاه امامت و ولایت تأکید میورزد.
امکان معرفت به حقایق اشیاء و مراتب علم
7یکی از اقوام بنده چند سالی در هند بوده و مسائلی نقل میکرده است. گفت: نزد یکی از اینها رفتم دیدم که یک اوضاعی دارد؛ کثیف و خیلی مشمئز کننده بود ...، طهارت و نجاست و اینها [را رعایت نمیکرد] و یک وضعی ما دیدیم که اصلاً پشیمان شدیم! گفت: هان آمدی من را ببینی؟! اول برو قرضت را به فلان شخص بده بعد بیا من را ببین! یک چشمه به او نشان دارد! [شخص میگفت که] یکدفعه یادم آمد که من ایران که بودم یک پول مختصری [قرض داشتم]. حالا بقالی بود، چیزی خریده بود یا... او گفت: آدم خوب نیست به مردم بدهکار باشد اول برو قرضت را بده بعد بیا! میگفت: [بهواسطۀ] وضعیتی که من از او دیدم چنان اشمئزازی پیدا کردم که اصلاً نخواستم [سمت او بروم ولی او گفت که] از وضع من مشمئز میشوی؟! تو از خودت مشمئز شو که چند سال است پول مردم را گرفتی و قرض مردم را [پس] ندادی! یک مرتاض با این وضع نجاست و این حرفها، دارد خبر میدهد حالا ما نسبت به امام بهاندازۀ مرتاض قائل نیستیم؟! چقدر باید احمق باشیم! چقدر باید نفهم باشیم!
میگویند: مگر میشود؟! ﴿قُل لَّا يَعۡلَمُ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ ٱلۡغَيۡبَ إِلَّا ٱللَهُ﴾1 یا ﴿وَلَوۡ كُنتُ أَعۡلَمُ ٱلۡغَيۡبَ لَٱسۡتَكۡثَرۡتُ مِنَ ٱلۡخَيۡرِ﴾!2 اصلاً معنای آیات و این مسائل را نمیفهمند که چیست!
آقا مطالبی که سیدالشهدا گفتهاند سبط ابن جوزی سنّی در کتاب خودش دارد! شما اینها را چهکار میکنید؟! حالا شیعه از خودش درآورده است، آیا سنّیها هم از خودشان درآوردهاند؟! با اینها چهکار میکنید؟! این مطالبی را که امیرالمؤمنین و امام صادق علیهماالسّلام گفتهاند همینها در کتبشان نقل کردهاند! واقعاً مسخره است! آنها که با تمام توان و قوا برای هدم شخصیت و شئون ائمه کتاب نوشتهاند اینقدر مسئله جلی و واضح است که نتوانستهاند انکار کنند و در کتابهایشان نقل کردهاند!
اینها همه بهخاطر نفهمی و عدم معرفت صحیح مسئلۀ ولایت و امامت است و خیال کردند که امام هم کأحَدِنا است! حالا «لا یُقاسُ بِنا أحَدٌ»3 را که اصلاً میگویند: سند ندارد! آنها میگویند که اینها یک آدمهایی مثل ما هستند و اگر خدا بخواهد در سر اینها چیزی میاندازد و اگر خدا بخواهد در سِر ما هم یک چیزی میاندازند! حالا خدا برای ما نخواسته و برای او خواسته است! فقط خدا خواسته است!
- . سوره (27) آیه 65. معاد شناسی، ج 9، ص 100:
«بگو اى پیغمبر: در آسمانها و زمین هیچکس به غیب علم و اطلاع ندارد مگر خداوند.» - . سوره اعراف (٧) آیه ١٨٨. امام شناسی، ج ١٢، ص ١٨:
«و اگر من اینطور بودم که از غیب و پنهان، علم و اطلاع داشتم البته خیر و خوبی را برای خودم زیاد میکردم.» - . عیون أخبار الرضا علیهالسّلام، ج ۲، ص 66.
- . سوره (27) آیه 65. معاد شناسی، ج 9، ص 100:
